إِحْبَاط
مثال
شعرت بالإحباط بعد فشل المحاولة الأولى.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر psychology
تحفيز
B1انگیزه دادن عمل ارائه دلیلی برای انجام کاری به کسی است. این فرآیند تشویق یا تحریک برای دستیابی به یک هدف است.
يدرك
B2او متوجه وخامت اوضاع می شود. ما سرانجام به اهمیت این پروژه برای آینده خود پی می بریم.
قناعة
B1قناعت یا باور قلبی. رضایت از داشتهها یا اعتقاد راسخ به یک موضوع.
سلوك
B1رفتار این کودک در مدرسه الگو است.
فشل
B1شکست به معنای عدم دستیابی به موفقیت در یک هدف است.
تَعَاطُف
B2یعنی حال یکی دیگه رو بفهمی و باهاش شریک باشی، مثلاً وقتی اون ناراحته تو هم ناراحت بشی.
إدراك
B1ادراک یا آگاهی از یک موقعیت.
اهتمام
B1علاقه یا توجه به چیزی.
تشاؤم
B1یه جور نگاهِ منفی به آینده است، یعنی انتظارِ بدترین اتفاقها رو داری و امیدی نداری. به نیمهی تاریکِ ماجرا نگاه کردنه.
حافز
B1چیزی که فرد را به انجام کاری یا سختتر کار کردن تشویق میکند؛ یک انگیزه یا محرک. به عنوان مثال، پاداش مالی یک انگیزه کاری است.