مِلْح
Salt
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر food
أعدّ
A1آماده کردن یا ساختن چیزی برای استفاده یا خوردن.
عدس
A2کلمه «عدس» در عربی به معنای عدس است که در سوپها استفاده میشود.
عجين
A2خمیر مخلوط غلیظ و شکلپذیری از آرد و مایع است که برای پختوپز استفاده میشود.
عنب
A2واژه عربی «عنب» به معنای انگور است. میوهای است که به صورت خوشهای میروید.
عسل
A2عسل. ماده شیرینی که زنبورها از شهد گلها میسازند.
عصير
A1Juice.
عَصير
A2آبمیوه مایعی است که از فشردن میوهها یا سبزیجات به دست میآید. در عربی به آن 'عصیر' میگویند.
عطري
A2این صفت به معنای 'معطر' یا 'خوشبو' است که برای گلها و عطرها به کار میرود.
ابتلع
A1پایین دادن غذا یا نوشیدنی از راه گلو به معده.
أضاف
A1یعنی یه چیزی رو به چیز دیگهای اضافه کنی تا مقدارش بیشتر بشه.