مراهق
مثال
يواجه المراهقون تغيرات جسدية ونفسية سريعة.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر Family
أَقَارِب
A2افرادی که بخشی از خانواده گسترده شما هستند، مانند عموها، عمهها و پسرعموها. در فرهنگ عربی، این کلمه برای توصیف پیوندهای مهم خویشاوندی استفاده میشود.
الوالدان
A2والدین (پدر و مادر).
أشقاء
B1برادرانی که از یک پدر و یک مادر هستند (برادران تنی).
ضَيْف
A2مهمان. شخصی که به خانه کسی دعوت میشود یا در هتل اقامت میکند.
جدة
A1مادر پدر یا مادر مادر. مادربزرگ من داستانهای زیبایی میگوید.
حَفِيد
A2نوه پسری یا دختری، فرزندِ فرزند یک شخص است.
حفيد
A2«حفید» به معنای پسرِ پسر یا پسرِ دختر است که در فارسی به آن «نوه» میگویند.
حماة
B1مادرشوهر یا مادرزن. مادرشوهرم امروز به خانه ما میآید.
حميمية
B1حالتی از نزدیکی، صمیمیت و محبت گرم در یک رابطه یا فضا.
والدة
A2مادر بیولوژیکی؛ واژهای رسمی و محترمانه برای اشاره به والد مؤنث.