A1 noun

سوق

تعریف

جایی که مردم برای خرید و فروش کالا و مواد غذایی جمع میشن.

noun

مثال

أذهب إلى السوق لشراء الخضار.

محتوای مرتبط

این کلمه در زبان‌های دیگر

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!