A2 verb

طَبَخَ

tabakha

تعریف

با استفاده از حرارت، غذا درست کردن. معمولاً توی آشپزخونه با اجاق یا فر انجامش می‌دیم.

verb

مثال

أطبخ الغداء في الساعة الواحدة.

مترادف‌ها

طهى أعد الطعام

متضادها

أكل طلب طعاماً
مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!