طَبَخَ
مترادفها
متضادها
مثال
أطبخ الغداء في الساعة الواحدة.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر daily routine
اِسْتَحَمَّ
A2حمام کردن یا دوش گرفتن برای تمیز کردن بدن.
غَسِيل
A2رختهای شستنی؛ لباسهایی که نیاز به شستن دارند یا تازه شسته شدهاند.
مَشْي
A2حرکت کردن با پاها به صورت عادی. این یک فعالیت روزمره برای رفتن به جایی یا پیادهروی برای سلامتیه.
نَظَّفَ
A2«نظّف» یعنی یه چیزی رو تمیز کنی. میتونی اتاقت رو تمیز کنی، ماشینت رو، یا حتی دندونهات رو!
رَاحَة
A2حس آرامش و استراحت بعد از کار. همون لحظهای که نیاز داری تا خستگی در کنی و دوباره انرژی بگیری.
يأكل
A1او هر روز یک سیب می خورد.
يشرب
A1نوشیدن مایعات. او هر روز آب زیادی مینوشد.
يستيقظ
A1بیدار شدن از خواب. اولین قدم در برنامه روزانه صبحگاهی.