نَظَّفَ
مثال
يجب أن تنظف غرفتك كل يوم.
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر daily routine
يشرب
A1نوشیدن مایعات. او هر روز آب زیادی مینوشد.
يستيقظ
A1بیدار شدن از خواب. اولین قدم در برنامه روزانه صبحگاهی.
يأكل
A1او هر روز یک سیب می خورد.
اِسْتَحَمَّ
A2شستن بدن با آب و صابون. یه عادت روزانه برای اینکه همیشه تمیز و سرحال بمونی.
غَسِيل
A2«غسيل» یعنی شستن لباسها. هم به عمل شستن میگن، هم به خود لباسهایی که باید شسته بشن یا شسته شدن.
رَاحَة
A2حس آرامش و استراحت بعد از کار. همون لحظهای که نیاز داری تا خستگی در کنی و دوباره انرژی بگیری.
مَشْي
A2حرکت کردن با پاها به صورت عادی. این یک فعالیت روزمره برای رفتن به جایی یا پیادهروی برای سلامتیه.
طَبَخَ
A2با استفاده از حرارت، غذا درست کردن. معمولاً توی آشپزخونه با اجاق یا فر انجامش میدیم.