يُعلّب
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر shopping
اِشْتَرَى
A2خریدن چیزی با پول.
محل
A1مغازه یا فروشگاه. همچنین به معنای یک مکان یا موقعیت خاص است.
إيصال
B1همون فاکتور یا رسید خرید. کاغذی که ثابت میکنه پولِ یه چیزی رو دادی.
شحن
B1فرستادن کالا به جایی، یا پر کردن باتری با برق.
غير متاح
A1یعنی یه چیزی هست یا الان نمیشه پیداش کرد.
عربة تسوق
A1چرخ دستی چرخداری که توی فروشگاه برای گذاشتن خریدهات ازش استفاده میکنی.
يُعرض
A1یعنی یه چیزی رو به مردم نشون میدن، شاید برای خریدن یا دیدن.
يُكلّف
A1« يُكلّف » یعنی یه چیزی قیمتش اینقدر پوله. پولی که باید بدی.
يُغلّف
A1یعنی یه چیزی رو با کاغذ یا چیز دیگه میپوشونی، مثل کادو پیچ کردن.
يُقدّر
A1یعنی ارزش یا مقدار یه چیزی رو تخمین بزنی یا روش فکر کنی.