يدحض
مثالها بر اساس سطح
لقد دحض البحث العلمي الحديث الادعاءات القديمة حول خلود الروح.
Modern scientific research has refuted ancient claims about the immortality of the soul.
نجح المحامي في دحض جميع الاتهامات الموجهة ضد موكله بأدلة قاطعة.
The lawyer succeeded in refuting all accusations against his client with conclusive evidence.
من السهل دحض هذه النظرية بناءً على الحقائق المتوفرة.
It's easy to refute this theory based on the available facts.
حاول دحض حججي، لكنه لم يفلح في تقديم أي دليل مقنع.
He tried to refute my arguments, but failed to present any convincing evidence.
يمكن دحض فكرة أن العمل الشاق وحده يؤدي إلى النجاح المطلق بمجرد النظر إلى الواقع.
The idea that hard work alone leads to absolute success can be refuted just by looking at reality.
يجب علينا دحض المعلومات المضللة التي تنتشر بسرعة على وسائل التواصل الاجتماعي.
We must refute misleading information that spreads quickly on social media.
قدم الصحفي تقريرًا شاملاً يدحض فيه مزاعم الحكومة.
The journalist presented a comprehensive report in which he refuted the government's claims.
لقد دحضت التجربة العملية النظرية التي بدت منطقية في البداية.
The practical experiment refuted the theory that initially seemed logical.
خودت رو بسنج 6 سوال
The evidence refutes the false theories.
The opponent easily refutes his argument.
He has strong proofs to refute his claims.
/ 6 درست
نمره کامل!
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر academic
أَ
A1این کلمه کوچیک «أَ» برای پرسیدن سوالیه که جوابش «آره» یا «نه» هست.
أعاد
A2وقتی کاری را دوباره انجام میدهی یا چیزی را برمیگردانی، از این فعل استفاده کن.
عاجلاً
A2این قید یعنی کاری را سریع و بدون درنگ انجام دادن.
عام دراسي
A2به بازه زمانی که مدارس یا دانشگاهها مشغول تدریس هستن، میگن.
اعتبر
A2این فعل یعنی قبل از تصمیمگیری یا اقدام، به چیزی با دقت فکر کنی.
اِعْتِمَاد
B2این تأیید رسمی یا عمل تکیه کردن بر چیزی است.
اعتمد
A2تکیه کردن به کسی برای کمک یا تایید رسمی یک برنامه.
اِعْتِرَاض
B2یعنی اعتراض کردن یا مخالفت کردن با یه ایده یا برنامه. وقتی با چیزی موافق نیستی و مخالفتت رو اعلام میکنی.
عبارة
A2این یک عبارت کوتاه یا یک اصطلاح رایج است که ایدهی خاصی را منتقل میکند.
على الأرجح
A2وقتی از چیزی مطمئنی یا احتمال قوی میدی که اتفاق بیفته، از این استفاده میکنی.