abonnieren
مثال
Ich habe die Zeitung abonniert.
محتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر communication
Ablehnung
A2رد یا امتناع؛ عمل عدم پذیرش چیزی یا کسی.
Absage
B1رد یا لغو. 'من برای آن شغل پاسخ رد دریافت کردم.'
absagen
A2لغو کردن یک قرار یا رویداد
Abschied
A2عمل خداحافظی کردن یا ترک کردن کسی. این لحظه ای است که شما از دوستان جدا می شوید.
Absender
A1شخص یا نهادی که چیزی را ارسال می کند، به خصوص نامه یا بسته. مبدأ ارسال است.
Achtung
A2توجه! قطار در حال آمدن است.
Ähnlichkeit
A2وقتی دو تا چیز یا دو نفر خیلی شبیه هم باشن، بهش میگن شباهت.
Akzent
A2او لهجه آلمانی غلیظی دارد.
anbieten
A1پیشنهاد دادن. 'من به تو کمک پیشنهاد میکنم.' (Ich biete dir meine Hilfe an.)
anklicken
A2کلیک کردن روی چیزی در صفحه نمایش. برای باز کردن لینکها یا فایلها استفاده میشود.