B1 verb

abonnieren

تعریف

یعنی برای چیزی به طور مرتب ثبت‌نام کنی، مثل مجله یا سرویس آنلاین، تا خودکار به دستت برسد.

verb

مثال

Ich habe die Zeitung abonniert.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!