bijudary
مترادفها
متضادها
مثال
She inherited a small box of vintage bijudary from her grandmother.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر Shopping
cards
B1قطعات کوچک کاغذ سفت یا پلاستیک که برای بازی، تبریک یا پرداخت استفاده میشود.
cashier
A1صندوقدار شخصی است که شغل او دریافت و پرداخت پول در یک فروشگاه یا بانک است.
consumer
B2مصرفکننده فردی است که کالاها و خدمات را برای استفاده شخصی و نه برای فروش مجدد خریداری میکند.
goods
A1کالاها اشیاء یا محصولاتی هستند که برای فروش به مردم ساخته میشوند.
hat
A1کلاه پوششی برای سر است.
antique
C2شیئی، مانند یک قطعه مبلمان یا یک اثر هنری، که به دلیل قدمت قابل توجه، کمیاب بودن و اهمیت تاریخی، ارزش بالایی دارد.
merchandise
A1کالا به محصولات یا اجناسی گفته میشود که در یک کسبوکار یا فروشگاه خرید و فروش میشوند.
grocery
A1خواربارفروشی مغازه ای است که از آن غذا می خرید.
label
B2برچسب زدن به چیزی برای شناسایی آن.
scarf
A1شال گردن قطعهای از پارچه است که برای گرم نگه داشتن یا به عنوان اکسسوری دور گردن بسته میشود. معمولاً از پشم یا ابریشم ساخته میشود.