irish
مثال
He plays traditional Irish music on the fiddle.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر Culture
creon
C2کرئون پادشاه تبای توی اساطیر یونانه که به خاطر سختگیریهاش و قوانین خشکی که داره خیلی معروفه.
arty
C2Describing someone or something that has an interest in art or shows artistic qualities, often in a way that is considered pretentious, superficial, or self-conscious. It is frequently used to imply that the artistic style is more about appearance than genuine creative depth.
elf
B1elf یه موجود افسانهای کوچیکه، معمولاً گوشهای نوکتیز و قدرت جادویی داره.
tritenure
C1به ایدهها یا سبکهایی میگن که انقدر تکرار شدن که دیگه کهنه و بیمزه شدن.
symbol
B2چیزی که نشوندهنده یک مفهوم عمیق یا انتزاعیه. در واقع نمادی که فراتر از ظاهرش، معنای خاصی رو منتقل میکنه.
pastoralism
C1یه سبک زندگی که توش آدمها دامپروری میکنن و برای پیدا کردن چراگاه، مدام با گلههاشون از یه جا به جای دیگه میرن.
legend
B1یک داستان سنتی که تصور میشود تاریخی است اما اثبات نشده. همچنین میتواند به یک فرد بسیار مشهور اشاره داشته باشد.
russian
A1مربوط به روسیه، مردم، زبان یا فرهنگ آن. چیزهایی را توصیف میکند که از بزرگترین کشور جهان میآیند.
cultural
A2مربوط به عادات، سنت ها و باورهای یک گروه خاص از مردم. همچنین برای توصیف چیزهایی که با هنر مرتبط هستند، مانند موسیقی، ادبیات و نقاشی استفاده می شود.
ritual
A1مجموعهای از کارها که همیشه به یه شکل خاص انجام میشن، حالا چه به خاطر مذهب باشه چه فقط عادت روزانه.