atrasado
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر time
acontecimiento
A2یک رویداد یا واقعه، به ویژه موردی که اهمیت زیادی دارد. اغلب به یک نقطه عطف تاریخی یا شخصی اشاره دارد.
acortar
A2من باید شلوارم را acortar (کوتاه کردن) کنم.
adolescencia
A2نوجوانی دوره رشد از شروع بلوغ تا بزرگسالی است.
agilizar
B2سرعت بخشیدن یا تسهیل کردن یک فرآیند برای کارآمدتر کردن آن.
al
A2ترکیب اجباری حرف اضافه 'a' و حرف تعریف مذکر 'el' که به معنای 'به' یا 'در' است. مثال: به سینما (al cine).
alargar
A2طولانی کردن چیزی از نظر فیزیکی یا زمانی.
alba
A2سپیده دم، اولین نور قبل از طلوع خورشید.
anticipar
B1پیشبینی یک رویداد آینده و آماده شدن برای آن.
antigüedad
A2دوران باستان بخش مهمی از تاریخ است.
aplazar
B1به تعویق انداختن؛ موکول کردن به زمانی دیگر.