catar
تعریف
To taste or sample, especially wine or olive oil.
verbمثال
Vamos a catar varios vinos de la región en la bodega.
مثال
Vamos a catar varios vinos de la región en la bodega.
محتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
واژههای بیشتر food
a la carta
B1«آ لا کارت» به معنای سفارش دادن غذاها به صورت جداگانه از منو است.
abrelatas
B1دربازکن قوطی ابزاری است که برای باز کردن قوطیهای فلزی استفاده میشود.
aceituna
A1زیتون میوه درخت زیتون است که برای روغن یا خوردن استفاده میشود.
aceitunas
B1زیتون میوه درخت زیتون است که معمولاً به عنوان چاشنی یا برای تولید روغن استفاده میشود.
ácido
A2دارای طعم ترش مانند لیمو. 'این لیمو خیلی ترش است.' / 'او شوخطبعی تند و تیزی دارد.'
aderezar
B1چاشنی زدن به غذا. 'باید سالاد را قبل از سرو چاشنی زد (aderezar).'
aderezo
B1چاشنی برای غذا، مانند سس سالاد.
aditivo
B1این افزودنی برای جلوگیری از فاسد شدن شیر استفاده میشود.
agridulce
B1چیزی که همزمان ترش و شیرین باشد.
agrio
A1Sour.