شبکه واژگان: rato
18 ارتباط یافت شد
شبکه تعاملی
واژگان
ویدیوها
گرامر
عبارات
زبانهای دیگر
مقالات کشورها
آن را در متن یاد بگیرید (5)
این کلمه در زبانهای دیگر (2)
ارتباطات دستوری (5)
برابری در اسپانیایی: 'به اندازه... که' (Tan... como)
adjectives_adverbsداستانسرایی زنده: حال تاریخی (Presente Histórico)
verbs_presentگذشته ادبی اسپانیایی: گذشته پیشین (hube hablado)
verbs_pastفعل Querer در گذشته: تلاش کردن و رد کردن
verbs_pastوجه التزامی اسپانیایی: جستجوی ناشناختهها (عدم قطعیت)
subjunctiveاستفاده شده در عبارات (6)
Cuando el gato no está, los ratones bailan.
When the cat's away, the mice will play.
Es barato.
It's cheap.
Gato con guantes no caza ratones.
Cat with gloves catches no mice.
Cerrar un trato
To close a deal
Disfrutar de un buen rato.
To have a good time.
Es muy barato.
It's very cheap.