در_مقایسه_با
In relation to; contrasted with.
محتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر business
عادتأ
B2به طور معمول و بر اساس عادت؛ به گونهای که تکرار آن ناشی از یک روال ثابت باشد.
عامیانه
B2Characteristic of ordinary conversation rather than formal speech or writing; informal.
اعطا کردن
B2بخشیدن یا واگذار کردن یک حق، قدرت، یا افتخار به صورت رسمی. دولت به او نشان افتخار اعطا کرد.
اعتبار
A2ارزش، قدر، منزلت، روایی، و همچنین پولی که در حساب یا کارت برای استفاده وجود دارد.
اعتبار دادن
B1بخشیدن ارزش، اعتماد یا تایید به یک شخص، ایده یا سند.
اعتبار مالی
B1Financial standing or reputation; available funds.
اعتباراً
B2On credit; by means of credibility.
اعتباردهنده
B2اعتباردهنده شخصی حقیقی یا حقوقی است که مبلغی را به عنوان وام یا اعتبار در اختیار دیگری قرار میدهد.
اعتبارنامه
B1سندی رسمی که نشاندهنده صلاحیت یا نمایندگی فرد در یک پست خاص است. سفیر اعتبارنامه خود را به رئیسجمهور داد.
اعتباری
B1مربوط به اعتبار، بهویژه اعتبار مالی؛ بر پایه اعتماد یا قراردادهای اجتماعی.