vaimo
تعریف
wife
nounمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر family
isoisä
A2پدربزرگ پدر یا مادر شماست. (The grandfather is the father of your father or mother.)
vaimoni
A2همسر من (زن). در بافتهای رسمی یا استاندارد برای اشاره به همسر استفاده میشود.
perhe
A1خانواده اساس جامعه است.
vanhempi
B1Parent
häät
B1عروسی. 'من به عروسی میروم' میشود 'Menen häihin'. 'عروسی عالی بود' میشود 'Häät olivat upeat'.
sisko
A1خواهر.
veli
A1واژه فنلاندی 'veli' به معنای 'برادر' است. این کلمه برای اشاره به برادر تنی یا ناتنی استفاده میشود.
sisar
A1خواهر تنی یا زنی که رابطهای خواهرانه با او وجود دارد.
mieheni
A2my husband
tytär
A2daughter