चोरी
مثال
उसने चोरी का इल्जाम कबूल किया।
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر society
आस्था
A2من ایمان عمیقی به خدا دارم.
आज़ादी
A2The state of being free or at liberty; freedom.
अहिंसा
A2عدم خشونت
अजनबी
A2غریبه؛ شخصی که ناشناس است.
अमीर
A2Rich, wealthy.
अपराधी
B1مجرم؛ شخصی که مرتکب جرم شده است.
अशिष्ट
B1گستاخ؛ بیادب یا بدرفتار.
भगवान
A2God; a deity or supreme being.
भारत
A1کشوری بزرگ در جنوب آسیا.
बेईमान
A2ناصادق، غیرقابل اعتماد.