शिष्य
مثال
शिष्य बने।
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر education
मदरसा
A1مدرسه یک نهاد آموزشی است که بر آموزشهای مذهبی اسلامی تمرکز دارد.
अनपढ़
A2بیسواد؛ کسی که توانایی خواندن و نوشتن ندارد. 'او بیسواد است اما با تجربه است.'
उत्तर
A1واژه 'उत्तर' به معنای 'پاسخ' یا 'شمال' است.
शागिर्द
A1شاگرد یا کارآموزی که هنری سنتی را زیر نظر استاد میآموزد. این اغلب به معنای یک رابطه مربیگری طولانی مدت و شخصی است.
अध्यापिका
A1آموزگار زن. زنی که در مدرسه یا آموزشگاه تدریس میکند.
अध्ययन करना
A2مطالعه کردن؛ تحقیق کردن در مورد یک موضوع. او تاریخ هند را مطالعه کرد.
किताब
A1«کتاب» به معنای مجموعهای از صفحات نوشته شده یا چاپ شده است که در یک جلد صحافی شدهاند.
पुस्तक
A1کتاب مجموعهای از صفحات چاپ شده است. در هندی به آن 'Pustak' میگویند. این یک کلمه مؤنث است.
बोर्ड
A2یک تخته (سیاه یا سفید) که برای نوشتن یا نمایش اطلاعات استفاده میشود.
चौक
A2Chalk (noun)