कामगार
Worker (a person who does a particular job)
مثال
इस फ़ैक्ट्री में कई कामगार काम करते हैं।
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر work
आचार संहिता
B1مجموعهای از قوانین که مسئولیتها یا شیوههای مناسب برای یک فرد یا سازمان را مشخص میکند.
आगे बढ़ाना
A2پیش بردن چیزی یا کسی. به عنوان مثال، پیشبرد یک پروژه یا جلو بردن یک شیء.
आहरित करना
B1برداشت کردن؛ گرفتن پول از حساب.
आहिस्ता-आहिस्ता
B1آهسته؛ به تدریج؛ با سرعت کم.
आजीविका
B1Livelihood; a means of securing the necessities of life.
आंकड़े इकट्ठा करना
B1جمعآوری حقایق و آمار برای تحلیل.
आलेख तैयार करना
B1پیشنویس کردن یک سند یا آمادهسازی یک قطعه نوشتاری به صورت رسمی. معمولاً در زمینههای حرفهای یا آکادمیک استفاده میشود.
आलस्य से
B1Lazily; in a way that shows a lack of effort or enthusiasm.
आमदनी
A2درآمد، عایدی
आने वाला कल
B1روز بعد از امروز.