ambiguo
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر academic
accertare
B2To verify, confirm, or ascertain.
acclarato
C1Clearly established, verified, or confirmed
affermare
B1To state as a fact or assert.
analisi
B1بررسی دقیق اجزای یک چیز. 'تجزیه و تحلیل داده ها زمان می برد.' / 'آزمایش خون او خوب بود.'
analizzare
B1تجزیه و تحلیل کردن: بررسی روشمند و دقیق چیزی برای درک ساختار یا اجزای آن.
analogia
C1آنالوژی یا قیاس، مقایسهای بین دو چیز برای توضیح دادن است.
antitesi
C1A person or thing that is the direct opposite
approccio
B1راهی برای برخورد با یک موقعیت یا مشکل. رویکرد او بسیار نوآورانه است.
approfondire
B2تعمیق بخشیدن به مطالعه یک موضوع برای درک بهتر آن.
arbitrario
B2Based on random choice or personal whim.