範疇
مثال
それは私の専門の範疇を超えている。
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر logic
譲歩
B1اقدام به واگذاری بخشی از خواسته ها یا حقوق برای رسیدن به توافق؛ سازش. در مذاکرات، اغلب برای یافتن زمینه مشترک، سازش لازم است.
推量
B2«<mark class='bg-violet-200 dark:bg-violet-800 px-0.5 rounded'>推量</mark>» (suiryō) به معنای حدس زدن یا استنباط بر اساس شواهد موجود است. این یک نتیجهگیری منطقی است که از اطلاعات ناقص به دست میآید و در تحقیق و تحلیل ضروری است.
一貫性
B1کیفیت ثابت بودن یا داشتن ارتباط منطقی در سراسر. ضروری برای یک استدلال آکادمیک خوشساخت.
矛盾
B2A contradiction or inconsistency between two statements, actions, or ideas. It refers to a situation where one thing denies the truth of another.
根幹
B2The core or fundamental part of a system, theory, or organization. It refers to the most important part that supports the rest.
除外
B2حذف یا استثنا. عمل خارج کردن چیزی از یک گروه، لیست، یا ملاحظه. این اصطلاح به فرآیند حذف عناصر خاص از یک مجموعه بزرگتر یا پارامترهای تعیین شده اشاره دارد.
一因
B2یکی از چندین علت یا عاملی که در ایجاد یک نتیجه خاص نقش دارد.
包含
B2شامل بودن یا دربرگرفتن چیزی به عنوان بخشی از یک کل. در منطق، به مجموعهای اطلاق میشود که شامل مجموعه دیگری است.
指摘
B1عمل اشاره کردن یا جلب توجه به چیزی، مانند یک اشتباه. او به یک نکته مهم اشاره کرد.
推論
B1The process of reaching a conclusion by reasoning from evidence or premises.