B1 adverb

しょんぼり

shonbori

تعریف

Dejectedly; disheartenedly; crestfallen.

adverb

مثال

子供は叱られてしょんぼりしていた。

محتوای مرتبط

این کلمه در زبان‌های دیگر

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!