순응하다
مثال
인간은 주어진 환경에 순응하며 살아가는 존재이다.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر psychology
성취감
B1احساس لذت و رضایتی که پس از انجام کاری خاص یا دشوار به دست میآید.
능동적
B2اقدام به ابتکار خود؛ فعال بودن به جای منتظر دستور ماندن.
적응하다
B1وفق یافتن با شرایط جدید یا یک محیط متفاوت.
열망
B1یک اشتیاق قوی و پرشور یا آرزوی چیزی، اغلب یک هدف بلندپروازانه.
연상하다
B1تداعی کردن یک فکر یا تصویر با دیگری.
태도
B1طرز فکر و احساس شما در مورد چیزی که در رفتار شما منعکس می شود. نگرش.
행동
B1عمل یا رفتار یک فرد.
소속감
B1The feeling of being part of a group or organization; a sense of belonging.
편향
B2تمایل به یک سمت یا دیدگاه که مانع ملاحظه عینی می شود.
범주화
B1فرآیند سازماندهی چیزها یا ایده ها در گروه ها یا دسته ها بر اساس ویژگی های مشترک.