대비되다
مثال
도시의 화려한 야경은 빈민가의 어두운 모습과 극명하게 대비된다.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر general
몇몇
A2تعدادی; اندکی.
조금
A1من کمی کره ای بلدم. (한국어를 조금 알아요.)
적게
A1کم، به مقدار کم. برای توصیف کاری که به میزان محدودی انجام میشود استفاده میشود.
약간
A2کمی؛ اندکی. برای توصیف مقدار کم یا درجه ناچیز استفاده میشود.
많이
A1خیلی / زیاد. 'خیلی خوردم' (많이 먹었어요). 'خیلی دلم برات تنگ شده' (많이 보고 싶었어요).
잠시
A2برای یک لحظه؛ به طور خلاصه. 'لطفا یک لحظه صبر کنید.' (잠시만 기다려 주세요.) 'من کمی بعد برمی گردم.' (잠시 후에 돌아오겠습니다.)
잠깐
A2For a short time; a moment.
아까
A2کمی پیش، قبلا. من او را کمی پیش دیدم.
대해
A2به معنای 'درباره' یا 'در مورد'. برای معرفی موضوع یک گفتگو یا فکر استفاده میشود.
~에 대해서
A2درباره؛ در مورد.