B1 noun

통제

tongje

تعریف

The act of directing, restricting, or managing something or someone's behavior or a situation.

noun

مثال

정부는 물가 안정을 위해 가격을 통제했다.

محتوای مرتبط

قواعد دستوری مرتبط

واژه‌های بیشتر politics

입장

B2

موضع، دیدگاه یا وضعیت یک شخص. برای بیان نظر یا شرایط شخصی در مورد یک موضوع استفاده می‌شود.

변혁

B2

یک تغییر اساسی و کامل در یک سیستم، جامعه یا ساختار.

규제

B2

یک قانون یا دستورالعمل که توسط یک مقام ساخته و نگهداری می شود. به عمل کنترل یا محدود کردن فعالیت های خاص توسط قانون یا قاعده اشاره دارد.

법률

B1

سیستم قوانینی که یک کشور یا جامعه خاص به عنوان تنظیم کننده اقدامات اعضای خود به رسمیت می شناسد. در کره، این اصطلاح به طور خاص به قوانین تصویب شده توسط مجلس ملی اشاره دارد.

진보적

B2

پیشرو؛ طرفدار پیشرفت، تغییر و اصلاحات در مقابل حفظ وضعیت موجود.

권위

B1

قدرت یا حق دستور دادن؛ همچنین به تخصص شناخته شده در یک زمینه خاص اشاره دارد.

보수적

B2

متمایل به حفظ شرایط یا نهادهای موجود. محتاط در مورد تغییر یا نوآوری.

정치

B1

سیاست به فعالیت‌های مربوط به حکومت‌داری یک کشور یا منطقه گفته می‌شود.

정책

B2

دولت سیاست‌های جدیدی را برای حمایت از تولید داخلی اتخاذ کرده است.

종속적

B2

حالت وابسته بودن یا تحت کنترل بودن توسط چیزی دیگر. در آمار، به متغیری اشاره دارد که بر اساس متغیر دیگری تغییر می‌کند.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!