통제
مثال
정부는 물가 안정을 위해 가격을 통제했다.
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر politics
공표하다
B2To officially and publicly announce a law, result, or decision to everyone. It is a very formal term used by government bodies or large organizations.
권위
B1قدرت یا حق دستور دادن؛ همچنین به تخصص شناخته شده در یک زمینه خاص اشاره دارد.
표방
B2ادعا یا حمایت علنی از یک اصل، سیاست یا هویت خاص. اعلام آشکار موضع یا هدف.
유착
B2چسبندگی بافتها پس از جراحی یا تبانی فاسد بین سیاست و تجارت.
절충하다
B2To reconcile different opinions, interests, or methods by finding a middle ground or combining the best parts of each.
결집
B2عمل گردآوری یا متمرکز کردن چیزها، افراد یا قدرتهای پراکنده در یک مکان برای هدفی خاص. اغلب در زمینههای سیاسی یا فنی استفاده میشود.
합의
B2عمل دستیابی به یک توافق متقابل یا اجماع پس از بحث و گفتگو.
보수적
B2متمایل به حفظ شرایط یا نهادهای موجود. محتاط در مورد تغییر یا نوآوری.
보수적이다
B2محافظهکار بودن؛ تمایل به حفظ سنتها، سیستمها یا ارزشهای موجود. "والدین من بسیار محافظهکار هستند." / "او دیدگاه سیاسی محافظهکاری دارد."
수렴하다
B2فعل '수렴하다' به معنای گردهم آوردن و ادغام عقاید یا نظرات مختلف برای رسیدن به درک مشترک، یا نزدیک شدن تدریجی اعداد و مقادیر در ریاضیات به یک مقدار مشخص است.