성적
تعریف
A mark or grade given to a student based on their performance in an exam or course; the result of an effort or performance.
nounمثال
이번 학기 성적이 많이 올랐습니다.
مثال
이번 학기 성적이 많이 올랐습니다.
محتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر academic
입체적
B2داشتن اثر سهبعدی یا بررسی چیزی از دیدگاههای متعدد به جای یک نمای صاف واحد.
~에 관해
B1عبارتی به معنای 'درباره' یا 'در مورد'. در زمینههای رسمی برای معرفی یک موضوع استفاده میشود.
~에 대하여
A2درباره یا در مورد یک موضوع خاص. 'من در مورد فرهنگ کره مطالعه میکنم.'
~대해
A2به معنای 'درباره' یا 'در مورد' است. برای نشان دادن موضوعی که در مورد آن صحبت میکنید استفاده میشود.
~에 관하여
A2درباره یا در مورد یک موضوع. در موقعیتهای رسمی مانند گزارشها یا سخنرانیها استفاده میشود.
~에 대해(서)
A1موضوع یا مورد بحث را نشان میدهد و به معنای 'درباره' یا 'در مورد' است. معمولاً با افعالی مانند صحبت کردن یا فکر کردن استفاده میشود.
무엇보다
A2بیش از هر چیز؛ قبل از هر چیز.
결석생
A2A student who is absent from class.
추상화하다
B2انتزاع کردن: در نظر گرفتن چیزی به صورت تئوری یا جدا از واقعیت فیزیکی آن.
추상
A2Abstraction; the quality of dealing with ideas rather than events.