거절하다
مثال
그는 무리한 부탁을 단호하게 거절했습니다.
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر social
수용성
B2پذیرش اجتماعی برای موفقیت فناوریهای جدید حیاتی است.
소외감
B2احساس انزوا، طرد شدن یا کنار گذاشته شدن از یک گروه یا جامعه.
참석
B1عمل حضور در یک جلسه، رویداد یا مراسم.
저변
B2کلمه '저변' به معنای پایه یا شالوده یک پدیده اجتماعی است.
무색하다
B2در مقایسه با چیز برتر، ناچیز یا بیاهمیت به نظر رسیدن. (To seem insignificant or unimportant in comparison to a superior thing.) موفقیت او موفقیت دیگران را کمرنگ میکند. (His success makes others' success pale.)
보상
B2غرامت یا پاداشی که در ازای کار سخت، از دست دادن یا آسیب داده می شود. اغلب در زمینه های قانونی یا روانشناختی استفاده می شود.
타협하다
B2رسیدن به توافق از طریق مصالحه متقابل. این بدان معناست که طرفین درگیر، بخشی از خواسته های اولیه خود را رها می کنند تا به یک راه حل قابل قبول برای همه برسند.
일조하다
B2کمک به وقوع چیزی یا ایفای نقش در یک نتیجه.
협력하다
B1To work together with others toward a common goal or purpose.
분쟁
B2یک درگیری یا اختلاف رسمی بین طرفین بر سر منافع یا حقوق.