소금
مثال
이 음식은 소금이 너무 많아요.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر food
몇 개
A2چند تا از این وسایل نیاز دارید؟
~정도
A1پسوندی به معنای 'حدوداً' یا 'تقریباً' که بعد از اعداد میآید.
추가
A2اضافه، افزوده. برای سفارش غذای بیشتر یا اضافه کردن دوست در شبکههای اجتماعی استفاده میشود.
~은/는 후에
A2نشان می دهد که یک عمل بعد از عمل دیگری رخ می دهد. 'بعد از غذا خوردن، می خوابم.'
중에서
A2از میان یا از بین. برای انتخاب از یک گروه استفاده میشود.
식욕
A2اشتها. تمایل به خوردن غذا که میتواند تحت تأثیر عوامل جسمی و روانی باشد.
에피타이저
A2یک غذای کوچک که قبل از غذای اصلی برای باز شدن اشتها سرو میشود.
전채
A2غذای مختصری که پیش از غذای اصلی سرو میشود؛ پیشغذا. '전채 بسیار لذیذ بود.'
먹음직스럽다
B2To look appetizing, delicious.
사과
A1apple