fylke
تعریف
County
nounمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر politics
hovedstad
A2پایتخت شهر اصلی یک کشور یا منطقه است که معمولاً محل استقرار دولت است. این یک اصطلاح کلیدی برای درک جغرافیا و سیاست است.
overhode
B2رهبر یا رئیس یک سازمان.
omstridt
C1این یک موضوع بسیار omstridt (بحثبرانگیز) است.
rettferdig
B2عادلانه یا منصفانه. 'این یک تصمیم عادلانه برای همه است.' 'عدالت بخش مهمی از زندگی است.'
stabilitet
B2The state of being stable or firm
aktuelt
B11. این موضوع در اخبار بسیار داغ و به روز است. 2. در حال حاضر خرید خانه مطرح نیست (یک گزینه نیست).
parti
B1یک حزب سیاسی. 'حزب در انتخابات پیروز شد.' / یک محموله یا دستهای از کالاها. 'یک محموله قهوه رسید.'
befolkningssammensetning
C1ترکیب جمعیتی به ساختار دموگرافیک یک گروه از مردم در یک منطقه اشاره دارد.
stat
B2دولت به معنای یک نهاد سیاسی سازمانیافته است.
likeverdig
C1همارز یا دارای ارزش برابر.