skade
تعریف
Damage or injury
nounمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر health
folkehelse
B1سلامت عمومی به وضعیت سلامت کل جمعیت اشاره دارد.
høyde
A2ارتفاع کوه بسیار زیاد است.
forebyggende
C1پیشگیرانه؛ اقداماتی که برای جلوگیری از بروز یک مشکل یا خطر در آینده انجام میشود.
pasient
A1بیمار (<mark class='bg-violet-200 dark:bg-violet-800 px-0.5 rounded'>pasient</mark>) شخصی است که مراقبتهای پزشکی دریافت میکند. پزشک با بیمار صحبت میکند.
sykehus
A1بیمارستان مکانی است که بیماران در آن مراقبت های پزشکی و درمانی دریافت می کنند.
vekt
A2weight
trøtt
A1احساس نیاز به خواب. در نروژی به معنای خوابآلود بودن است.
belastning
C1یک بار یا فشار، چه فیزیکی و چه روانی.
behandling
B1Medical care or management of a situation
nedsatt
C1قیمت این کالا nedsatt (کاهش یافته) است.