bezzwłocznie
تعریف
immediately, without delay
adverbمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر work
fachowiec
B1یک فرد ماهر یا متخصص در یک فعالیت یا زمینه خاص.
zebranie
B2یک تجمع رسمی از افراد برای هدفی خاص (جلسه).
zwolnić
B2کاهش سرعت یا اخراج کسی از کار.
pensja
A2salary
biuro
A1دفتر (biuro) محلی برای انجام کارهای اداری و حرفهای است.
cena
A1کلمه 'cena' به معنای قیمت یک کالا یا خدمات است.
decydować
B1To make a choice from a number of alternatives.
kierować
B1مدیریت یک شرکت یا تیم یا هدایت یک وسیله نقلیه.
odprawa
B1جلسهای برای ارائه دستورالعملها یا بریفینگ.
opracowanie
C1فرایند توسعه یا تولید چیزی.