logística
مثال
A logística do evento foi impecável, tudo correu perfeitamente.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر business
A seguir
A2سپس؛ در ادامه. من غذا میخورم و سپس میخوابم. متن زیر را بخوانید.
ação
A2سهم بخشی از مالکیت یک شرکت را نشان میدهد.
acionista
B1سهامدار شخصی است که مالک بخشی از سهام یک شرکت است.
Ações
A2Shares in a company, representing ownership.
Adaptável
A2او نسبت به شرایط جدید بسیار سازگار است.
adiantamento
B2پرداختی که قبل از موعد انجام شود؛ مساعده.
adiantar
A2جلو انداختن چیزی در زمان یا پیشبرد کاری قبل از موعد مقرر.
administrador
A2مدیر (administrador) شخصی است که مسئولیت اداره یک کسب و کار یا سازمان را بر عهده دارد.
Administrativamente
A2از نظر اداری. به عنوان مثال: 'این موضوع به صورت اداری حل شد.'
Adquirido
A2این ملک به طور قانونی خریداری شده است.