бабушка
Grandmother
محتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر family
бабушкин
B1متعلق به مادربزرگ یا یادآور مادربزرگ. مثال: 'پای مادربزرگ' (бабушкин пирог).
брат
A1برادر مردی است که با فرد دیگر از یک پدر و مادر باشد.
взрослый
A2adult
внук
A2grandson
внучка
A2granddaughter
воспитание
B1The process of bringing up a child.
воспитывать
B1تربیت کردن یا پرورش دادن کودک از نظر اخلاقی و رفتاری. او فرزندانش را با انضباط زیادی تربیت میکند.
девочка
A1Girl
дедушка
A1Grandfather
дети
A2children