毕竟
مثال
别对他太严厉,他毕竟还是个孩子。
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر logic
绝对
B1Not qualified or limited in any way; total. Used to emphasize that something is completely true or certain.
偶然
B1Accidental, occasional, or by chance. It describes events that happen without a clear plan or pattern, as opposed to things that are inevitable.
实际上
B1در واقع، برای تأکید بر حقایق واقعی یک موقعیت استفاده میشود.
究竟
B1Exactly, after all, or actually. It is used in questions to press for a definite answer or to emphasize the final outcome of a situation.
尽管
B1با وجود اینکه باران میبارید، او بیرون رفت. (Despite the rain, he went out.)
虽然
B1اگرچه؛ با وجود اینکه. برای بیان تضاد استفاده میشود.
论证
B1اثبات یا نشان دادن یک نکته از طریق استدلال و شواهد؛ استدلال.
依据
B1مبنا یا شالودهای که یک بیانیه یا تصمیم بر آن استوار است. مثال: 'مبنای قانونی' (法律依据).
因果
B1رابطه علت و معلول؛ این اصل که هر عملی پیامدی دارد.
相比
B1مقایسه کردن؛ در مقایسه با.