进去
مثال
你可以进去看看。
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر general
一下儿
A1a bit, a moment
点儿
A1کمی یا مقدار کمی. بعد از فعل برای بیان 'مقداری' و بعد از صفت برای مقایسه استفاده میشود.
有点儿
A1کمی (با بار معنایی منفی)
一下
A2کمی؛ یک لحظه (بعد از فعل برای ملایم کردن لحن استفاده میشود).
一点儿
A1یک کمی؛ مقدار کمی.
一会儿
A1یک لحظه، مدتی کوتاه.
一部分
B1part; portion; minority
异样
B1different; unusual; strange
关于
A1حرف اضافهای به معنای 'درباره' یا 'در مورد'. برای معرفی یک موضوع یا تعیین محتوای یک کتاب یا گفتگو استفاده میشود.
快要
A2قطار در شرف رسیدن به ایستگاه است. الان باران میگیرد، چتر ببر.