打交道
تعریف
to deal with; to interact with; to have contact
verbمحتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر communication
回应
B1پاسخ یا واکنشی به چیزی که گفته شده یا انجام شده است. جمله ۱: او به پیشنهاد من پاسخ داد. جمله ۲: پاسخ دولت سریع بود.
谈论
A2صحبت کردن در مورد; بحث کردن.
通知
B1به طور رسمی به کسی درباره چیزی خبر دادن.
抱怨
B1شکایت کردن از چیزی یا کسی.
澄清
B1روشن کردن یک وضعیت یا سوء تفاهم با ارائه اطلاعات بیشتر.
单词
A2واژه '单词' به معنای یک کلمه یا واحد واژگانی است.
虽然...但是...
A2اگرچه... اما... این ساختار برای بیان تضاد استفاده میشود. اگرچه باران میبارد، اما من بیرون میروم.
详细
B1این گزارش بسیار دقیق است.
告知
B2رسماً به کسی در مورد چیزی اطلاع دادن. این یک نسخه حرفهایتر و دقیقتر از '告诉' است.
意见
B1یک فکر، دیدگاه یا قضاوتی که در مورد چیزی شکل گرفته است.