B1 verb ニュートラル #3,000 よく出る 1分で読める

بی‌صبری کردن

bi-sabrî kardan /biː sɒbɾe kerdæn/

To act impatiently when unable to wait for something to happen.

بی‌صبری کردن 30秒で

  • Showing impatience or inability to wait.
  • Expresses frustration with delays.
  • Common in everyday situations.

Overview

«بی‌صبری کردن» فعلی در زبان فارسی است که به حالت روحی و رفتاری فردی اشاره دارد که توانایی تحمل تأخیر یا انتظار را ندارد. این رفتار معمولاً با نشانه‌هایی مانند بی‌قراری، کلافگی، پرسیدن مکرر سؤالاتی در مورد زمان یا نتیجه، و گاهی اوقات ابراز نارضایتی همراه است. این فعل نشان‌دهنده یک واکنش هیجانی به موقعیت‌هایی است که فرد احساس می‌کند زمان به کندی می‌گذرد یا به نتیجه دلخواه نمی‌رسد.

این فعل به صورت «بی‌صبری کردن» به کار می‌رود و اغلب با حروف اضافه یا قیدهایی همراه می‌شود که دلیل یا شدت بی‌صبری را مشخص می‌کنند. برای مثال: «از انتظار بی‌صبری می‌کرد»، «چرا اینقدر بی‌صبری می‌کنی؟». همچنین می‌تواند به صورت وصفی با فعل «شدن» نیز به کار رود: «از جواب ندادن او بی‌صبر شد».

بی‌صبری کردن در موقعیت‌های روزمره بسیار رایج است. از جمله این موقعیت‌ها می‌توان به انتظار برای رسیدن اتوبوس، نتیجه یک امتحان، پاسخ یک پیام، یا تکمیل یک پروژه اشاره کرد. در محیط‌های کاری، ممکن است یک مدیر از عدم پیشرفت سریع یک پروژه بی‌صبری کند، یا در خانه، یک والد از دیر آمدن فرزندش بی‌صبری نشان دهد. همچنین در موقعیت‌های هیجان‌انگیز مانند انتظار برای شروع یک رویداد مهم نیز ممکن است افراد بی‌صبری کنند.

«بی‌حوصلگی» و «بی‌تابی» دو کلمه نزدیک به «بی‌صبری کردن» هستند. بی‌حوصلگی بیشتر به احساس کسالت و نداشتن علاقه به انجام کاری اشاره دارد، در حالی که بی‌صبری بر ناتوانی در انتظار تمرکز دارد. بی‌تابی شدت بیشتری از بی‌صبری را نشان می‌دهد و اغلب با اضطراب و هیجان همراه است. «عجله داشتن» نیز نزدیک است اما بیشتر به سرعت عمل برای رسیدن به هدف مربوط می‌شود تا صرفاً ناتوانی در انتظار.

例文

1

کودک از اینکه شام آماده شود، بی‌صبری می‌کرد و مدام دور مادرش می‌چرخید.

everyday

The child was impatient for dinner to be ready and kept circling his mother.

2

مدیر پروژه از تأخیر در تحویل گزارش، بی‌صبری می‌کرد و خواستار توضیح شد.

workplace

The project manager was impatient about the delay in submitting the report and demanded an explanation.

3

چرا اینقدر بی‌صبری می‌کنی؟ قطار به زودی می‌رسد.

informal

Why are you being so impatient? The train will arrive soon.

4

دانشجویان از انتظار برای اعلام نتایج آزمون نهایی، بی‌صبری می‌کردند.

academic

The students were impatient waiting for the final exam results to be announced.

よく使う組み合わせ

از انتظار بی‌صبری کردن To be impatient from waiting
بی‌صبری کردن برای رسیدن چیزی To be impatient for something to arrive
خیلی بی‌صبری کردن To be very impatient

よく使うフレーズ

از انتظار بی‌صبر شدم

I became impatient from waiting

لطفاً بی‌صبری نکنید

Please don't be impatient

よく混同される語

بی‌صبری کردن vs عجله داشتن

'عجله داشتن' (to hurry) refers to the action of doing something quickly, often to save time or achieve a goal faster. 'بی‌صبری کردن' (to be impatient) is more about the internal feeling of frustration and inability to wait, regardless of whether one is actively hurrying or not.

بی‌صبری کردن vs بی‌حوصله بودن

'بی‌حوصله بودن' (to be bored/listless) describes a state of lacking interest or energy, often leading to a desire for distraction. 'بی‌صبری کردن' is specifically about the inability to wait or tolerate delays, often accompanied by restlessness.

文法パターン

[فاعل] از [چیزی] بی‌صبری می‌کند. [فاعل] برای [چیزی] بی‌صبری می‌کند. چرا [فاعل] اینقدر بی‌صبری می‌کند؟

使い方

The verb 'بی‌صبری کردن' is commonly used in everyday conversation. It can be used to describe both internal feelings and outward behaviors related to impatience. The intensity can be modified with adverbs like 'خیلی' (very) or 'کمی' (a little). It is generally neutral in register but can lean towards informal when expressing strong emotions.

よくある間違い

Learners sometimes confuse 'بی‌صبری کردن' with simply 'hurrying' ('عجله کردن'). While related, impatience is the feeling, and hurrying is the action. Also, ensure the correct verb form is used, as it conjugates like other Persian verbs.

ヒント

Practice patience in small moments.

Try to consciously wait a little longer when facing minor delays. This builds your tolerance for waiting.

Avoid showing frustration openly.

While feeling impatient is normal, expressing it excessively can negatively impact your relationships and perception by others.

Patience is a valued trait.

In many Persian-speaking cultures, patience is considered a virtue. Demonstrating excessive impatience might be seen as a sign of immaturity or lack of respect.

語源

The word is formed from the prefix 'بی-' (without) and the noun 'صبر' (patience), combined with the verb-forming suffix '-کردن' (to do/make). Thus, literally, it means 'to do without patience'.

文化的な背景

In many Middle Eastern cultures, patience is highly valued as a virtue. Showing excessive impatience, especially towards elders or in formal situations, can be viewed negatively. However, impatience can also stem from strong desire or urgency, which is understood.

覚え方のコツ

Imagine someone tapping their foot rapidly and sighing loudly – that's the visual of 'بی‌صبری کردن'. Connect the sound 'بی' (no) with 'صبر' (patience) to remember it means 'no patience'.

よくある質問

4 問

«بی‌صبری کردن» به احساس درونی ناتوانی در انتظار و بی‌قراری اشاره دارد، در حالی که «عجله کردن» بیشتر به عمل و تلاش برای سرعت بخشیدن به کارها مربوط می‌شود. ممکن است کسی بی‌صبر باشد اما عجله نکند، یا کسی عجله کند اما لزوماً بی‌صبری را نشان ندهد.

نه همیشه. گاهی اوقات بی‌صبری می‌تواند نشان‌دهنده اشتیاق زیاد یا اهمیت بالای یک موضوع برای فرد باشد. با این حال، در بیشتر موارد، به خصوص اگر منجر به رفتارهای ناخوشایند شود، جنبه منفی دارد.

تمرین ذهن‌آگاهی (mindfulness)، یادگیری تکنیک‌های آرام‌سازی، و تغییر دیدگاه نسبت به زمان و انتظار می‌تواند به کاهش بی‌صبری کمک کند. همچنین، مشغول کردن خود با کارهای دیگر در زمان انتظار مفید است.

«کلافه شدن» احساس عمومی ناراحتی و سردرگمی است، در حالی که «بی‌صبری کردن» به طور خاص به عدم توانایی در انتظار مربوط می‌شود. بی‌صبری می‌تواند یکی از دلایل کلافه شدن باشد، اما کلافگی دلایل دیگری هم می‌تواند داشته باشد.

自分をテスト 3 問

fill blank

او از اینکه جوابش را نمی‌گرفت، شروع به ______ کرد.

正解! おしい! 正解: بی‌صبری

فعل «بی‌صبری کردن» به معنی عدم توانایی در انتظار و نشان دادن بی‌قراری است که با جمله مطابقت دارد.

multiple choice

کدام گزینه بهترین مترادف برای «بی‌صبری کردن» است؟

正解! おしい! 正解: بی‌تاب شدن

«بی‌تاب شدن» به معنی از دست دادن آرامش و بی‌قرار شدن در اثر انتظار است که بسیار به «بی‌صبری کردن» نزدیک است.

sentence building

جمله‌ای بسازید که در آن فرد از انتظار خسته شده و بی‌قراری می‌کند.

正解! おしい! 正解: او از انتظار بی‌صبری می‌کرد.

این جمله به درستی نشان می‌دهد که فاعل (او) به دلیل انتظار، حالت بی‌صبری را تجربه کرده است.

/ 3 correct

Perfect score!

役に立った?
まだコメントがありません。最初に考えをシェアしましょう!