B1 noun Neutral #5,000 most common 1 min read

بی هوش

bi hoosh /biː huːʃ/

Unconscious means not awake and aware of your surroundings.

بی هوش in 30 Seconds

  • Loss of consciousness and awareness.
  • Used to describe someone who is not awake.
  • Common in medical and accident contexts.

Overview

واژه «بی‌هوش» در زبان فارسی برای توصیف حالتی به کار می‌رود که فرد توانایی درک محیط اطراف و پاسخگویی به محرک‌ها را از دست داده است. این حالت، نقطه مقابل هوشیاری و بیداری کامل است. فرد بی‌هوش، هیچ خاطره‌ای از اتفاقاتی که در زمان بی‌هوشی رخ داده، ندارد. این وضعیت می‌تواند موقتی یا در موارد نادر، دائمی باشد.

«بی‌هوش» معمولاً به عنوان صفت برای توصیف حال فرد به کار می‌رود. می‌توان آن را به همراه فعل‌هایی مانند «شدن»، «افتادن»، «کردن» (در معنای به حالت بیهوشی درآوردن) و «بودن» استفاده کرد. همچنین می‌تواند با قیدهایی مانند «کاملاً»، «تقریباً» یا «ناگهان» همراه شود تا شدت یا چگونگی بی‌هوش شدن را نشان دهد.

این واژه اغلب در متون پزشکی، گزارش‌های حوادث، داستان‌ها و مکالمات روزمره برای توصیف وضعیت فرد پس از تصادفات، غش کردن، جراحی‌های خاص، یا در شرایط اضطراری به کار می‌رود. برای مثال، در اخبار ممکن است بشنویم که «راننده پس از تصادف شدید بی‌هوش شد» یا در داستان، «شخصیت اصلی داستان ناگهان در آغوش او بی‌هوش افتاد».

«بی‌هوش» با واژه‌هایی مانند «ناشی» (به معنی خواب عمیق و غیرقابل بیدار شدن) و «غش کرده» (که معمولاً به یک افتادن ناگهانی و موقتی هوشیاری اشاره دارد) شباهت معنایی دارد. با این حال، «بی‌هوش» دامنه معنایی گسترده‌تری دارد و می‌تواند به وضعیت‌های عمیق‌تر و طولانی‌تر از دست دادن هوشیاری نیز اشاره کند. «ناشی» بیشتر به خواب رفتن غیرارادی و عمیق اشاره دارد، در حالی که «غش کردن» معمولاً یک اتفاق ناگهانی و کوتاه‌مدت است که فرد پس از آن به سرعت به هوش می‌آید. «بی‌هوش» می‌تواند شامل هر دو یا حتی وضعیت‌های عمیق‌تر باشد.

Examples

1

مصدوم حادثه رانندگی به بیمارستان منتقل شد و پزشکان تلاش کردند او را به هوش بیاورند.

medical

The victim of the car accident was taken to the hospital, and doctors tried to bring him back to consciousness.

2

ناگهان احساس سرگیجه شدیدی کرد و روی زمین بی‌هوش افتاد.

everyday

He suddenly felt extremely dizzy and collapsed unconscious on the ground.

3

از شدت درد، صدای فریادش قطع شد و بی‌هوش شد.

narrative

From the intensity of the pain, his scream stopped, and he became unconscious.

4

او در اثر مصرف بیش از حد الکل، بیهوش شده بود.

informal

He had become unconscious due to excessive alcohol consumption.

Common Collocations

از حال رفتن to faint, to pass out
به هوش آمدن to regain consciousness, to wake up
بیهوش شدن to become unconscious

Common Phrases

از حال رفتن

to pass out

به هوش آمدن

to regain consciousness

بیهوش شدن

to become unconscious

Often Confused With

بی هوش vs خواب
'Sleep' (خواب) is a natural state of rest where one can usually be awakened by stimuli. 'Unconscious' (بی‌هوش) is a state of complete lack of awareness and responsiveness, often due to medical reasons, and cannot be easily awakened from.
بی هوش vs غش کردن
'غش کردن' (fainting) is typically a sudden, brief loss of consciousness, often caused by temporary lack of blood flow to the brain. 'بی‌هوش' is a broader term that can encompass fainting but also more prolonged or severe states of unconsciousness.

Grammar Patterns

فرد + بی‌هوش + شد/افتاد (Subject + became/fell + unconscious) فرد + بی‌هوش + بود (Subject + was + unconscious) او + مرا + بی‌هوش + کرد (He/She + made + me + unconscious)

How to Use It

Usage Notes

The term 'بی‌هوش' is generally used in neutral to formal contexts, particularly when discussing medical situations or accidents. While understandable in informal settings, more casual expressions might be used depending on the specific situation.


Common Mistakes

A common mistake is confusing 'بی‌هوش' (unconscious) with simply being asleep. It's crucial to remember that unconsciousness implies a lack of responsiveness that is not typical of normal sleep. Also, ensure correct usage with verbs like 'شدن' (to become) or 'افتادن' (to fall).

Tips

💡

Recognize the meaning of unconscious.

Understand that 'بی‌هوش' refers to a complete lack of awareness and responsiveness.
⚠️

Do not ignore someone unconscious.

Sudden loss of consciousness can indicate a serious medical emergency requiring immediate attention.
🌍

Cultural response to unconsciousness.

In Iranian culture, as in many others, there's a strong emphasis on immediate help and concern for anyone found unconscious.

Word Origin

The word 'بی‌هوش' is formed by adding the negative prefix 'بی-' (without) to the noun 'هوش' (intelligence, consciousness, awareness). This construction clearly conveys the meaning of lacking consciousness.

Cultural Context

In many cultures, including Persian, finding someone unconscious triggers immediate concern and a call for help. It's seen as a serious situation requiring prompt medical attention.

Memory Tip

Think of 'بی‌هوش' as 'without the 'هوش' (intelligence/consciousness)'. Imagine someone completely blank, unable to think or react.

Frequently Asked Questions

4 questions
فردی که خواب است، هوشیار نیست اما به محرک‌های قوی‌تر (مانند صدا یا لمس) واکنش نشان می‌دهد و می‌توان او را بیدار کرد. اما فرد بی‌هوش، هیچ واکنشی به محرک‌ها نشان نمی‌دهد و بیدار کردن او در آن لحظه ممکن نیست.
بله، از دست دادن هوشیاری می‌تواند نشانه یک مشکل جدی پزشکی باشد. در صورت مشاهده فردی که بی‌هوش شده، باید فوراً با اورژانس تماس گرفت و اقدامات لازم را انجام داد.
ابتدا از امنیت خود اطمینان حاصل کنید، سپس نفس فرد را بررسی کنید. اگر نفس می‌کشد، او را در وضعیت بهبودی قرار دهید (به پهلو بخوابانید) و منتظر رسیدن کمک‌های پزشکی باشید. اگر نفس نمی‌کشد، عملیات احیای قلبی ریوی (CPR) را آغاز کنید.
خیر، «بی‌هوش» به معنای از دست دادن موقت هوشیاری است، در حالی که «مرده» به معنای پایان دائمی حیات است. فرد بی‌هوش می‌تواند دوباره به هوش بیاید، اما فرد مرده دیگر زنده نخواهد شد.

Test Yourself

fill blank

پس از ضربه شدید به سر، او برای چند دقیقه ______ شد.

Correct! Not quite. Correct answer: بی‌هوش

کلمه «بی‌هوش» به بهترین شکل حالتی را توصیف می‌کند که فرد پس از ضربه، هوشیاری خود را از دست داده است.

multiple choice

کدام جمله نشان‌دهنده وضعیت «بی‌هوش» است؟

Correct! Not quite. Correct answer: او در اثر گرمازدگی ناگهان روی زمین افتاد و هیچ واکنشی نشان نمی‌داد.

گزینه دوم به بهترین شکل وضعیت بی‌هوشی را توصیف می‌کند که با از دست دادن هوشیاری و عدم واکنش همراه است.

sentence building

به / او / دارو / بیهوشی / بعد / هوش / رفت

Correct! Not quite. Correct answer: او بعد از دارو بیهوشی به هوش رفت.

این جمله به درستی ترتیب کلمات را برای بیان اینکه فرد پس از مصرف داروی بیهوشی، هوشیاری خود را به دست آورده، رعایت کرده است.

Score: /3

Was this helpful?

Comments (0)

Login to Comment
No comments yet. Be the first to share your thoughts!