مشارکتی
Participatory; involving or characterized by participation.
The word "مشارکتی" (mosharekati) describes anything built on shared involvement and collaboration, often implying a democratic, empowering approach in formal settings.
Word in 30 Seconds
- Involving active participation, collaboration, and shared responsibility.
- Commonly used in formal contexts for projects, management, and development.
- Register is formal and professional, less common in casual spoken language.
- Avoid confusing with 'cooperative' or 'collective' without nuance.
- Reflects the value of collective effort in many Persian contexts.
Summary
The word "مشارکتی" (mosharekati) describes anything built on shared involvement and collaboration, often implying a democratic, empowering approach in formal settings.
- Involving active participation, collaboration, and shared responsibility.
- Commonly used in formal contexts for projects, management, and development.
- Register is formal and professional, less common in casual spoken language.
- Avoid confusing with 'cooperative' or 'collective' without nuance.
- Reflects the value of collective effort in many Persian contexts.
Focus on Shared Involvement
Remember 'مشارکتی' always implies active involvement and shared responsibility. Think of a group working together towards a common goal, where everyone contributes, like a 'participatory project' (پروژه مشارکتی).
Avoid Informal Settings
While 'مشارکتی' is a powerful word, it's quite formal. Using it in casual conversations or informal messages might sound unnatural or overly academic. Opt for simpler phrases like 'با هم' (together) or 'گروهی' (as a group) in such contexts.
Reflects Collective Values
This word resonates with the cultural value of collective action and community involvement often seen in Persian-speaking societies. It suggests a democratic and inclusive approach, emphasizing the importance of every voice in decision-making or project execution.
Distinguish from 'Collaborative'
For advanced learners, differentiate 'مشارکتی' from 'همکارانه' (collaborative). 'مشارکتی' often describes the nature of a system or approach (e.g., participatory management), while 'همکارانه' focuses on the act of collaboration itself. 'مشارکتی' implies a more structured and inclusive framework.
Examples
6 of 8این پروژه با یک رویکرد مشارکتی و با همکاری جامعه محلی اجرا شد.
This project was implemented with a participatory approach and in cooperation with the local community.
مدیریت مشارکتی میتواند به افزایش بهرهوری و رضایت کارکنان کمک کند.
Participatory management can help increase productivity and employee satisfaction.
یادگیری مشارکتی یکی از مؤثرترین روشها در آموزش نوین است.
Participatory learning is one of the most effective methods in modern education.
در یک اقتصاد مشارکتی، قدرت تصمیمگیری بین همه اعضا توزیع میشود.
In a participatory economy, decision-making power is distributed among all members.
بودجهبندی مشارکتی به شهروندان امکان میدهد در تخصیص منابع شهری نقش داشته باشند.
Participatory budgeting allows citizens to play a role in allocating urban resources.
این نمایشگاه هنری با ماهیت مشارکتی خود، مخاطبان را به خلق اثر دعوت میکند.
This art exhibition, with its participatory nature, invites the audience to create art.
Word Family
Memory Tip
Think of 'مشارکتی' as 'More Share-a-Key-Tea'. Imagine a group of friends, each bringing a piece of a puzzle – a key, a teapot, some tea leaves – to collectively make and share tea. They are all 'participating' in the tea ceremony, sharing the effort and the joy. This image reinforces the idea of shared involvement, contribution, and collective benefit, which is the core meaning of 'مشارکتی'.
Overview
«مشارکتی» صفتی است که به هر چیز یا رویکردی اطلاق میشود که بر پایه مشارکت، همکاری و دخالت فعال افراد یا گروهها بنا شده باشد. این کلمه بار معنایی مثبتی دارد و اغلب حس دموکراتیک بودن، برابری، تعهد و مسئولیتپذیری مشترک را القا میکند. در واقع، وقتی چیزی را «مشارکتی» توصیف میکنیم، به این معناست که ذینفعان مختلف در فرآیند تصمیمگیری، برنامهریزی یا اجرای آن نقش فعال دارند و صرفاً دریافتکننده یا منفعل نیستند. این صفت نه تنها به یک عمل، بلکه به یک فلسفه یا روش کار اشاره دارد که در آن قدرت و مسئولیت به اشتراک گذاشته میشود. کاربرد آن بسیار گسترده است و میتواند در زمینههای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و آموزشی دیده شود. این واژه بر خلاف رویکردهای سلسلهمراتبی یا از بالا به پایین، بر اهمیت دیدگاهها و ورودیهای متنوع تأکید میکند و به همین دلیل در مباحث مربوط به توسعه پایدار، حکمرانی خوب و عدالت اجتماعی جایگاه ویژهای دارد. «مشارکتی» بیانگر این ایده است که نتایج بهتر و پایدارتری از طریق همکاری و همفکری جمعی حاصل میشود.
**الگوهای کاربرد (Usage Patterns)**
کلمه «مشارکتی» غالباً در متون رسمی و نیمهرسمی، مقالات علمی، گزارشهای اداری، اسناد سیاستگذاری و سخنرانیهای تخصصی به کار میرود. لحن آن جدی و حرفهای است و در محیطهای آکادمیک، دولتی و سازمانی بسیار رایج است. در گفتار روزمره، اگرچه مفهوم مشارکت بسیار مهم است، اما خود کلمه «مشارکتی» کمتر به شکل مستقیم و خودمانی استفاده میشود. مردم در مکالمات روزمره بیشتر از عباراتی مانند «با هم کار کردن»، «گروهی انجام دادن» یا «با کمک هم» استفاده میکنند تا مفهوم مشابهی را منتقل کنند. بنابراین، استفاده از «مشارکتی» در یک گفتگوی دوستانه ممکن است کمی غیرطبیعی یا بیش از حد رسمی به نظر برسد. از نظر منطقهای، این کلمه کاربرد خاصی ندارد و در سراسر مناطق فارسیزبان مفهوم و کاربرد یکسانی دارد و تفاوت لهجهای یا معنایی در آن مشاهده نمیشود. این یک واژه استاندارد در زبان فارسی معاصر است که به طور گسترده پذیرفته شده و فهمیده میشود.
**زمینههای رایج (Common Contexts)**
کلمه «مشارکتی» در زمینههای مختلفی کاربرد دارد که هر یک جنبه خاصی از مشارکت را برجسته میکنند:
- کار و مدیریت: در محیطهای کاری، اغلب از اصطلاحاتی مانند «مدیریت مشارکتی» (Participatory Management) یا «تصمیمگیری مشارکتی» (Participatory Decision-Making) استفاده میشود. اینها به رویکردهایی اشاره دارند که کارمندان و ذینفعان را در فرآیندهای مدیریتی و تصمیمگیری دخالت میدهند تا حس مالکیت و مسئولیتپذیری را افزایش دهند.
- توسعه و برنامهریزی: در حوزه توسعه، «توسعه مشارکتی» (Participatory Development) یا «بودجهبندی مشارکتی» (Participatory Budgeting) مفاهیم کلیدی هستند. این رویکردها بر دخالت جامعه محلی در برنامهریزی و اجرای پروژههای توسعهای تاکید دارند تا نیازهای واقعی مردم برآورده شود و پایداری پروژهها تضمین گردد.
- آموزش: در زمینه آموزش، «یادگیری مشارکتی» (Participatory Learning) یک روش آموزشی است که دانشآموزان را به همکاری، تعامل و تبادل نظر با یکدیگر تشویق میکند تا فرآیند یادگیری فعالتر و عمیقتر شود.
- رسانه و فرهنگ: در این حوزهها، میتوان از «پلتفرمهای مشارکتی» (Participatory Platforms) یا «هنر مشارکتی» (Participatory Art) صحبت کرد که به بسترهایی اشاره دارند که مخاطبان را در تولید محتوا یا خلق اثر هنری دخالت میدهند.
- جامعه مدنی و سیاست: در این بسترها، «جامعه مشارکتی» (Participatory Society) یا «دموکراسی مشارکتی» (Participatory Democracy) به سیستمهایی اشاره دارند که شهروندان را به طور فعال در امور حکومتی و اجتماعی دخالت میدهند.
- اقتصاد: «اقتصاد مشارکتی» (Participatory Economy) مدلی اقتصادی است که بر اصول خودگردانی، عدالت و همکاری در تولید و توزیع تأکید دارد.
به طور کلی، هر جا که هدف، افزایش دخالت و سهیم کردن افراد در یک فرآیند یا نتیجه باشد، این صفت کاربرد پیدا میکند.
**مقایسه با کلمات مشابه (Comparison with Similar Words)**
برای درک بهتر «مشارکتی»، مقایسه آن با واژگان مشابه ضروری است:
- تعاونی (Cooperative): این واژه بیشتر به ساختار سازمانی یا نوعی شرکت اشاره دارد که بر اساس اصول همکاری و مشارکت اعضا تشکیل شده است. یک «شرکت تعاونی» یا «صندوق تعاونی» نمونههایی از این کاربرد هستند. در حالی که «مشارکتی» یک صفت کلیتر است که به ویژگی یک فعالیت، رویکرد یا پروژه اشاره میکند که بر پایه مشارکت است. مثلاً میتوان گفت «پروژهای تعاونی» یا «پروژهای مشارکتی». تفاوت اصلی در این است که «تعاونی» یک نهاد یا ساختار را توصیف میکند، در حالی که «مشارکتی» یک ویژگی یا ماهیت را بیان میکند.
- همکارانه (Collaborative): «همکارانه» بیشتر بر عمل همکاری و کار مشترک بین افراد یا گروهها برای رسیدن به یک هدف مشترک تأکید دارد. این کلمه به فرآیند همکاری اشاره میکند. مثلاً «یک پروژه همکارانه» یعنی پروژهای که با همکاری انجام میشود. «مشارکتی» نیز بر همکاری دلالت دارد، اما بیشتر به ماهیت یک سیستم، رویکرد یا تصمیمگیری اشاره میکند که ذاتاً بر پایه مشارکت است. به عبارتی، هر فعالیت «همکارانه» میتواند «مشارکتی» باشد، اما «مشارکتی» بودن یک سیستم (مثلاً «مدیریت مشارکتی») فراتر از صرفاً «همکارانه» بودن آن است و به ساختاری اشاره دارد که مشارکت را تسهیل میکند.
- جمعی (Collective): «جمعی» بیشتر به انجام کاری توسط یک گروه یا متعلق به یک گروه اشاره دارد، بدون اینکه لزوماً بر دخالت فعال، تصمیمگیری مشترک یا توزیع قدرت تأکید کند. مثلاً «کار جمعی» به معنای کاری است که توسط گروهی از افراد انجام میشود. اما در «کار مشارکتی»، بر دخالت فعال و سهیم بودن هر یک از اعضا در فرآیند و تصمیمگیری تأکید بیشتری وجود دارد. «جمعی» میتواند خنثی باشد، اما «مشارکتی» اغلب بار معنایی مثبت و فعالانهتری دارد و به نوعی از سازماندهی اشاره میکند که در آن همه صداها شنیده میشوند.
**سطح و لحن (Register & Tone)**
همانطور که پیشتر اشاره شد، «مشارکتی» واژهای با لحن رسمی و حرفهای است. استفاده از آن در موارد زیر کاملاً مناسب است:
- متون علمی و آکادمیک: در مقالات، پایاننامهها، و کتابهای تخصصی در رشتههایی مانند علوم اجتماعی، مدیریت، اقتصاد و آموزش.
- گزارشهای اداری و دولتی: در اسناد سیاستگذاری، گزارشهای پروژهها، و بیانیههای رسمی سازمانها.
- سخنرانیها و ارائههای تخصصی: در کنفرانسها، سمینارها و جلسات کاری که نیاز به زبانی دقیق و معتبر دارند.
- متون حقوقی و قراردادی: در مواردی که نیاز به تعریف دقیق نوعی از همکاری و مسئولیت مشترک است.
در مقابل، استفاده از این کلمه در مکالمات روزمره و غیررسمی یا در متون بسیار خودمانی (مانند پیامکهای دوستانه) ممکن است کمی نامناسب یا حتی مضحک به نظر برسد. در این موارد، بهتر است از عبارات سادهتر و آشناتر مانند «با هم»، «گروهی» یا «همکاری» استفاده شود. لحن «مشارکتی» جدی، تحلیلی و کمی ایدئولوژیک است و به همین دلیل در محیطهای غیررسمی که به سادگی و صمیمیت نیاز دارند، کاربرد کمتری دارد.
**همنشینیها در متن (Collocations in Context)**
«مشارکتی» به خوبی با کلمات دیگر ترکیب میشود تا مفاهیم خاصی را ایجاد کند. در اینجا به برخی از رایجترین ترکیبها و کاربرد آنها اشاره میشود:
- رویکرد مشارکتی (Participatory Approach): این ترکیب به یک روش یا استراتژی اشاره دارد که بر دخالت فعال ذینفعان در یک فرآیند تاکید میکند. مثلاً: «سازمان ملل از یک رویکرد مشارکتی برای توسعه پایدار در مناطق روستایی استفاده میکند.»
- مدیریت مشارکتی (Participatory Management): این اصطلاح به سیستمی مدیریتی اشاره دارد که کارکنان را در فرآیندهای تصمیمگیری و برنامهریزی سازمان دخالت میدهد. مثلاً: «پیادهسازی مدیریت مشارکتی به افزایش رضایت شغلی و بهرهوری منجر شد.»
- توسعه مشارکتی (Participatory Development): این مفهوم به فرآیندی اشاره دارد که در آن جوامع محلی به طور فعال در طراحی، اجرا و ارزیابی پروژههای توسعهای خود مشارکت میکنند. مثلاً: «برنامههای توسعه مشارکتی، قدرت تصمیمگیری را به دست مردم محلی میسپارد.»
- بودجهبندی مشارکتی (Participatory Budgeting): این رویکرد به شهروندان اجازه میدهد تا در تصمیمگیری درباره نحوه تخصیص بخشی از بودجه عمومی مشارکت کنند. مثلاً: «شهروندان از طریق بودجهبندی مشارکتی توانستند اولویتهای خود را برای پروژههای شهری تعیین کنند.»
- یادگیری مشارکتی (Participatory Learning): این روش آموزشی بر همکاری و تعامل دانشآموزان با یکدیگر و با معلم برای ساختن دانش تاکید دارد. مثلاً: «در کلاسهای یادگیری مشارکتی، دانشآموزان فعالتر و خلاقتر هستند.»
- اقتصاد مشارکتی (Participatory Economy): این مدل اقتصادی بر اصول خودگردانی کارگران و مصرفکنندگان، عدالت و همکاری در تولید و توزیع کالاها و خدمات تاکید دارد. مثلاً: «برخی از اقتصاددانان معتقدند که اقتصاد مشارکتی میتواند جایگزین مناسبی برای نظام سرمایهداری باشد.»
- تصمیمگیری مشارکتی (Participatory Decision-Making): این فرآیند شامل دخالت دادن همه یا بخش بزرگی از اعضای یک گروه یا سازمان در فرآیند تصمیمگیری است. مثلاً: «تصمیمگیری مشارکتی به افزایش تعهد اعضا به نتایج نهایی کمک میکند.»
این ترکیبها نشان میدهند که «مشارکتی» چگونه میتواند به طور دقیق و تخصصی برای توصیف انواع مختلف همکاری و دخالت فعال به کار رود.
Usage Notes
The word 'مشارکتی' (mosharekati) is predominantly used in formal and semi-formal contexts, including academic papers, official reports, and specialized discussions. Its register is professional and analytical, making it suitable for describing policies, management styles, or development approaches. While understood across all Persian-speaking regions, it is less common in everyday spoken language, where simpler phrases like 'با هم' (together) or 'گروهی' (as a group) are preferred. Avoid using 'مشارکتی' in very informal settings or casual social media posts, as it might sound overly academic or out of place. It's best reserved for situations requiring precise and formal communication about shared involvement and collaboration.
Common Mistakes
A common mistake is using 'مشارکتی' to directly describe a person, like 'فرد مشارکتی.' Instead, one should say 'فردی مشارکتجو' (a participation-seeking individual) or 'فردی با روحیه مشارکتی' (an individual with a participatory spirit). Another error is conflating it entirely with 'تعاونی' (cooperative) or 'همکارانه' (collaborative); while related, 'مشارکتی' emphasizes the inherent nature of a system or approach involving participation, rather than just the act of cooperation or a specific organizational type. Misusing its formal register in informal conversations can also lead to awkwardness, making the speaker sound overly stiff or academic.
Memory Tip
Think of 'مشارکتی' as 'More Share-a-Key-Tea'. Imagine a group of friends, each bringing a piece of a puzzle – a key, a teapot, some tea leaves – to collectively make and share tea. They are all 'participating' in the tea ceremony, sharing the effort and the joy. This image reinforces the idea of shared involvement, contribution, and collective benefit, which is the core meaning of 'مشارکتی'.
Word Origin
The word 'مشارکتی' (mosharekati) is derived from the Arabic root 'شرک' (sharaka), meaning 'to share' or 'to participate.' The noun 'مشارکت' (mosharekat), meaning 'participation,' is formed from this root. By adding the Persian adjectival suffix '-ی' (-i) to 'مشارکت,' the adjective 'مشارکتی' is formed, literally meaning 'related to participation' or 'participatory.' This linguistic evolution highlights the concept of shared involvement as central to its meaning, a concept that has been integral in Persian and Arabic cultures for centuries.
Cultural Context
In Persian-speaking cultures, the concept of 'مشارکت' (participation) holds significant value, often reflecting a societal emphasis on collective action and community involvement, especially in traditional settings. In modern Iran, 'مشارکتی' is frequently used in discussions about civic engagement, governance, and development, particularly by NGOs and governmental bodies promoting bottom-up approaches. On social media, while the word itself might be too formal for casual posts, the underlying ideas of shared responsibility and collective problem-solving are often debated. This word embodies a progressive ideal that encourages active citizen involvement and democratic processes, contrasting with more hierarchical or individualistic tendencies.
Examples
این پروژه با یک رویکرد مشارکتی و با همکاری جامعه محلی اجرا شد.
formalThis project was implemented with a participatory approach and in cooperation with the local community.
مدیریت مشارکتی میتواند به افزایش بهرهوری و رضایت کارکنان کمک کند.
businessParticipatory management can help increase productivity and employee satisfaction.
یادگیری مشارکتی یکی از مؤثرترین روشها در آموزش نوین است.
academicParticipatory learning is one of the most effective methods in modern education.
در یک اقتصاد مشارکتی، قدرت تصمیمگیری بین همه اعضا توزیع میشود.
academicIn a participatory economy, decision-making power is distributed among all members.
بودجهبندی مشارکتی به شهروندان امکان میدهد در تخصیص منابع شهری نقش داشته باشند.
formalParticipatory budgeting allows citizens to play a role in allocating urban resources.
این نمایشگاه هنری با ماهیت مشارکتی خود، مخاطبان را به خلق اثر دعوت میکند.
literaryThis art exhibition, with its participatory nature, invites the audience to create art.
تصمیمگیریهای مشارکتی در گروههای کوچک معمولاً نتایج بهتری دارد.
everydayParticipatory decision-making in small groups usually yields better results.
او معتقد است که برای حل مشکلات محله، به یک رویکرد مشارکتی نیاز داریم.
informalHe believes that to solve neighborhood problems, we need a participatory approach.
Word Family
Common Collocations
Common Phrases
رویکرد مشارکتی
participatory approach
مدل مشارکتی
participatory model
بودجهبندی مشارکتی
participatory budgeting
توسعه مشارکتی
participatory development
فرهنگ مشارکتی
participatory culture
Grammar Patterns
Focus on Shared Involvement
Remember 'مشارکتی' always implies active involvement and shared responsibility. Think of a group working together towards a common goal, where everyone contributes, like a 'participatory project' (پروژه مشارکتی).
Avoid Informal Settings
While 'مشارکتی' is a powerful word, it's quite formal. Using it in casual conversations or informal messages might sound unnatural or overly academic. Opt for simpler phrases like 'با هم' (together) or 'گروهی' (as a group) in such contexts.
Reflects Collective Values
This word resonates with the cultural value of collective action and community involvement often seen in Persian-speaking societies. It suggests a democratic and inclusive approach, emphasizing the importance of every voice in decision-making or project execution.
Distinguish from 'Collaborative'
For advanced learners, differentiate 'مشارکتی' from 'همکارانه' (collaborative). 'مشارکتی' often describes the nature of a system or approach (e.g., participatory management), while 'همکارانه' focuses on the act of collaboration itself. 'مشارکتی' implies a more structured and inclusive framework.
Test Yourself
کلمه مناسب را در جای خالی قرار دهید:
در یک جامعه ____، همه شهروندان در تصمیمگیریها نقش دارند.
«مشارکتی» به جامعهای اشاره دارد که در آن مشارکت فعال شهروندان وجود دارد. گزینههای دیگر معنای متضاد یا نامرتبط دارند.
کدام گزینه بهترین توصیف برای «مدیریت مشارکتی» است؟
مدیریت مشارکتی چیست؟
مدیریت مشارکتی به معنای دخالت دادن کارکنان و ذینفعان در فرآیندهای تصمیمگیری است. این رویکرد به افزایش تعهد و رضایت شغلی کمک میکند.
با استفاده از کلمه «مشارکتی»، جملهای درباره «یادگیری» بسازید.
کلمه: مشارکتی. موضوع: یادگیری.
این جمله نشان میدهد که چگونه روشهای آموزشی میتوانند با ماهیت «مشارکتی» توصیف شوند. این نوع یادگیری بر همکاری و تعامل تأکید دارد.
جمله زیر را تصحیح کنید:
او یک فرد بسیار مشارکتی است که همیشه تنها کار میکند.
«مشارکتی» به رویکرد یا فعالیت اشاره دارد، نه مستقیماً به فرد. برای توصیف فرد، بهتر است از «مشارکتجو» یا «فردی با روحیه مشارکتی» استفاده شود و تناقض «تنها کار میکند» را حذف کرد.
Score: /4
Visual Learning Aids
Word Family
Nouns
- مشارکت
- شریک
Verbs
- مشارکت کردن
Adjectives
- مشارکتی
Usage Contexts
Academic
- یادگیری مشارکتی
- اقتصاد مشارکتی
Daily Life
- تصمیمگیریهای مشارکتی در گروههای کوچک
- رویکرد مشارکتی برای حل مشکلات محله
Business
- مدیریت مشارکتی
- پروژه مشارکتی
Frequently Asked Questions
10 questions«مشارکتی» صفتی است که به هر چیز یا فرآیندی اشاره دارد که بر اساس مشارکت فعال افراد یا گروهها شکل گرفته است. این کلمه بر دخالت، همکاری و سهیم بودن ذینفعان در تصمیمگیری یا اجرای یک کار تأکید میکند. هدف آن معمولاً افزایش حس مالکیت و مسئولیتپذیری مشترک است.
خیر، «مشارکتی» بیشتر در متون رسمی، علمی و اداری کاربرد دارد. در گفتار روزمره، معمولاً از عبارات سادهتر و آشناتر مانند «با هم»، «گروهی» یا «با همکاری» برای انتقال مفهوم مشارکت استفاده میشود. استفاده از آن در مکالمات خودمانی ممکن است کمی غیرطبیعی به نظر برسد.
«مشارکتی» یک صفت کلی برای توصیف ماهیت یک فعالیت یا رویکرد است که بر اساس مشارکت است. اما «تعاونی» بیشتر به یک ساختار سازمانی خاص (مانند شرکت تعاونی) اشاره دارد که بر اصول همکاری و مشارکت اعضا بنا شده است. بنابراین، هر شرکت تعاونی یک نهاد مشارکتی است، اما هر فعالیت مشارکتی لزوماً یک نهاد تعاونی نیست.
این کلمه در زمینههای مختلفی مانند مدیریت (مدیریت مشارکتی)، توسعه (توسعه مشارکتی)، آموزش (یادگیری مشارکتی)، اقتصاد (اقتصاد مشارکتی) و سیاست (دموکراسی مشارکتی) کاربرد فراوان دارد. هر جا که هدف، دخالت دادن افراد در فرآیندها و تصمیمگیریها باشد، این صفت به کار میرود.
بله، «مشارکتی» معمولاً بار معنایی بسیار مثبتی دارد. این کلمه حس دموکراتیک بودن، برابری، عدالت، همکاری و مسئولیتپذیری مشترک را القا میکند. در بسیاری از فرهنگها، مشارکت یک ارزش مثبت تلقی میشود و این کلمه نیز همین حس را منتقل میکند.
تلفظ صحیح «مشارکتی» به صورت /mɒʃɒrækæˈtiː/ است. تأکید بر هجای آخر (تی) است. این تلفظ استاندارد در فارسی معاصر است و در سراسر مناطق فارسیزبان به همین شکل فهمیده میشود.
بله، کلمات و عباراتی مانند «همکارانه»، «تعاونی»، «گروهی» و «دستهجمعی» میتوانند در برخی زمینهها مترادف یا نزدیک به معنای «مشارکتی» باشند. با این حال، هر یک از این کلمات دارای ظرافتهای معنایی خاص خود هستند که در بخش مقایسه با کلمات مشابه توضیح داده شده است.
خیر، «مشارکتی» معمولاً برای توصیف رویکردها، پروژهها، سیستمها یا فعالیتها به کار میرود، نه برای توصیف مستقیم یک فرد. برای توصیف فردی که تمایل به مشارکت دارد، میتوان از عباراتی مانند «فردی مشارکتجو» یا «فردی با روحیه همکاری» استفاده کرد.
«مدیریت مشارکتی» به رویکردی در مدیریت اشاره دارد که در آن کارکنان و سایر ذینفعان سازمان در فرآیندهای تصمیمگیری و برنامهریزی دخالت داده میشوند. هدف این نوع مدیریت، افزایش انگیزه، بهرهوری و رضایت شغلی از طریق سهیم کردن افراد در اداره امور است. این رویکرد به جای دستور از بالا، بر همکاری و همفکری تأکید دارد.
در متون ادبی محض (مانند شعر یا داستان)، استفاده از «مشارکتی» کمتر رایج است، زیرا لحنی رسمی و تحلیلی دارد. اما در متون نقد ادبی یا مقالاتی که به تحلیل جنبههای اجتماعی یا فرهنگی ادبیات میپردازند، ممکن است برای توصیف رویکردها یا ساختارهای خاصی به کار رود. در کل، کاربرد آن بیشتر در حوزههای تخصصی و غیرادبی است.
Related Vocabulary
Democratic; relating to or supporting democracy.
همگانیOf or concerning the people as a whole; public.
گروهیIn a group or collective manner; gregariously.
همدلیEmpathy; sympathy; fellow feeling.
تعاملReciprocal action or influence; interaction.
همفکریThe action of thinking about or planning something with anot...
More business words
عادتأ
B2As is the custom or habit; customarily.
عامیانه
B2Characteristic of ordinary conversation rather than formal speech or writing; informal.
اعطا کردن
B2To grant or bestow (a right, power, or honor).
اعتبار
A2Credit; the ability of a customer to obtain goods or services before payment.
اعتباراً
B2On credit; by means of credibility.
اعتبار دادن
B1To grant credit or give credibility to someone or something.
اعتباردهنده
B2An entity that lends money or provides credit to another party.
اعتبار مالی
B1Financial standing or reputation; available funds.
اعتبارنامه
B1A qualification, achievement, or personal quality; credential.
اعتباری
B1Relating to credit, especially financial credit; based on trust or reputation.