B1 adjective Formal #5,500 most common 1 min read

تقسیمی

/tæɡsːiːmiː/

The adjective 'taqsimi' denotes something characterized by division or segmentation.

Word in 30 Seconds

  • Relating to division or partitioning.
  • Used to describe structures, categories, or processes.
  • Common in formal and semi-formal contexts.

Overview

واژه «تقسیمی» در زبان فارسی به عنوان صفت، به هر چیزی اطلاق می‌شود که ماهیت یا عملکردی تقسیم‌کننده داشته باشد. این تقسیم می‌تواند به اشکال مختلفی صورت گیرد؛ از تقسیم یک کل به اجزای کوچکتر گرفته تا دسته‌بندی بر اساس معیارهای خاص. این صفت بار معنایی از جداسازی، تفکیک، یا تخصیص را منتقل می‌کند و در زمینه‌های گوناگونی کاربرد دارد.

«تقسیمی» معمولاً قبل از اسم می‌آید تا آن را توصیف کند. برای مثال، «ساختار تقسیمی» به ساختاری اشاره دارد که بر اساس تقسیم‌بندی خاصی بنا شده است. همچنین می‌تواند به صورت پسین نیز به کار رود، هرچند کمتر رایج است. این واژه بیشتر در متون رسمی و نیمه‌رسمی دیده می‌شود و کمتر در مکالمات روزمره عادی استفاده می‌گردد.

این صفت در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد:

۱. سازمان‌ها و ساختارها: مانند «ساختار سازمانی تقسیمی» که در آن وظایف بین واحدهای مختلف تقسیم شده است.

۲. ریاضیات و علوم: «تقسیم‌بندی تقسیمی» در مباحث مربوط به تقسیم اعداد یا مفاهیم.

۳. جغرافیا و برنامه‌ریزی: «منطقه تقسیمی» که به بخش‌بندی یک ناحیه جغرافیایی اشاره دارد.

۴. علوم اجتماعی: «گروه تقسیمی» که جامعه را بر اساس معیارهای خاصی دسته‌بندی می‌کند.

«تقسیمی» با واژگانی چون «مجزّا»، «منفصل»، «دسته‌بندی شده» و «تفکیکی» هم‌پوشانی معنایی دارد. با این حال، «تقسیمی» بر فرآیند یا نتیجه تقسیم تأکید بیشتری دارد. «مجزّا» و «منفصل» بیشتر به جدایی فیزیکی یا مفهومی اشاره دارند، در حالی که «دسته‌بندی شده» بر نتیجه طبقه‌بندی دلالت می‌کند. «تفکیکی» نیز به جداسازی و تفکیک اشاره دارد اما «تقسیمی» اغلب به یک تقسیم‌بندی ساختاریافته‌تر و هدفمندتر اشاره دارد.

Examples

1

این شرکت دارای ساختار سازمانی تقسیمی است که وظایف را بین واحدها تفکیک می‌کند.

business

This company has a divisional organizational structure that separates tasks among units.

2

در این مطالعه، جمعیت به گروه‌های سنی تقسیمی تقسیم شد.

academic

In this study, the population was divided into divisional age groups.

3

آنها یک رویکرد تقسیمی برای حل مسئله در پیش گرفتند.

formal

They adopted a divisional approach to solve the problem.

4

سیستم جدید دارای یک منطق تقسیمی است.

technical

The new system has a divisional logic.

Common Collocations

ساختار تقسیمی Divisional structure
منطق تقسیمی Divisional logic
روش تقسیمی Divisional method
واحد تقسیمی Divisional unit

Common Phrases

ساختار تقسیمی

Divisional structure

منطق تقسیمی

Divisional logic

واحد تقسیمی

Divisional unit

Often Confused With

تقسیمی vs مجزّا

'Majza' (separate, distinct) emphasizes the state of being apart, while 'taqsimi' focuses on the process or nature of division itself.

تقسیمی vs دسته‌بندی شده

'Dasteh-bandi shodeh' (categorized, classified) highlights the result of sorting into categories, whereas 'taqsimi' implies a division that might be functional or structural.

Grammar Patterns

اسم + تقسیمی (مانند: ساختار تقسیمی) تقسیمی + اسم (مانند: تقسیمی منطقی)

How to Use It

Usage Notes

The adjective 'taqsimi' is generally used in more formal or technical contexts. It implies a deliberate and often structured division. Avoid using it in very casual conversation where simpler terms might suffice.


Common Mistakes

Confusing 'taqsimi' with words that simply mean 'separate' (like 'monfaseel') without the implication of a systematic division process. Also, its overuse in informal settings can make the language sound unnecessarily complex.

Tips

💡

Understand the Core Concept of Division

Focus on the idea of splitting something into parts or categories when encountering 'taqsimi'.

⚠️

Avoid Overuse in Casual Talk

While useful, 'taqsimi' can sound formal. Opt for simpler synonyms in informal conversations.

Word Origin

The word 'taqsimi' comes from the Arabic root 'q-s-m' (قسم), meaning 'to divide' or 'to share'. The Persian suffix '-i' turns it into an adjective.

Cultural Context

In many cultures, including Persian-speaking ones, organizational structures are often divided for efficiency. The term 'taqsimi' reflects this practical approach to management and administration.

Memory Tip

Think of 'taqsimi' as related to 'division' in mathematics, where a whole is broken down into parts. Imagine a pie being cut into 'taqsimi' slices.

Frequently Asked Questions

4 questions

این واژه بیشتر در جملاتی استفاده می‌شود که به ساختارها، سازمان‌ها، یا روش‌های دسته‌بندی اشاره دارند. مثلاً «روش تقسیمی» یا «واحد تقسیمی».

خیر، این دو واژه معانی متفاوتی دارند. «متقابل» به معنی «دوجانبه» یا «عمل متقابل» است، در حالی که «تقسیمی» به معنی «مربوط به تقسیم» است.

استفاده از «تقسیمی» در مکالمات روزمره کمتر رایج است و بیشتر در متون تخصصی، اداری یا تحلیلی دیده می‌شود. در گفتار روزمره ممکن است از واژگان ساده‌تری مانند «بخشی» یا «دسته‌بندی شده» استفاده شود.

«تقسیمی» بر کل فرآیند یا نتیجه تقسیم یک کل به اجزای کوچکتر تأکید دارد، در حالی که «تجزیه‌ای» بیشتر به تحلیل و بررسی اجزای یک مجموعه اشاره می‌کند.

Test Yourself

fill blank

شرکت با اتخاذ یک ساختار ______، وظایف را بین دپارتمان‌های مختلف تقسیم کرد.

Correct! Not quite. Correct answer: تقسیمی

کلمه «تقسیمی» به ساختاری اشاره دارد که بر اساس تقسیم وظایف بنا شده است.

multiple choice

کدام گزینه به بهترین نحو یک سیستم مبتنی بر بخش‌بندی را توصیف می‌کند؟

Correct! Not quite. Correct answer: سیستم تقسیمی

«سیستم تقسیمی» مستقیماً به سیستمی اشاره دارد که عمل تقسیم یا بخش‌بندی را انجام می‌دهد.

sentence building

کلمات: واحد، منطقه، تقسیمی، جدید، ایجاد

Correct! Not quite. Correct answer: یک واحد مدیریتی تقسیمی جدید ایجاد شد.

این جمله به وضوح نشان می‌دهد که یک واحد مدیریتی با ماهیت «تقسیمی» (یعنی مبتنی بر تقسیم) ایجاد شده است.

Score: /3

Was this helpful?

Comments (0)

Login to Comment
No comments yet. Be the first to share your thoughts!