تاکسی
Taxi; cab
A taxi is a hired vehicle for passenger transport, a common sight and service in urban life.
Palavra em 30 segundos
- A vehicle for hire to transport passengers.
- Can be hailed on the street or booked via app.
- Commonly used for quick, direct travel.
- Distinctive appearance (color/sign) often used.
Summary
A taxi is a hired vehicle for passenger transport, a common sight and service in urban life.
- A vehicle for hire to transport passengers.
- Can be hailed on the street or booked via app.
- Commonly used for quick, direct travel.
- Distinctive appearance (color/sign) often used.
Hailing a Taxi
When hailing a taxi on the street, make eye contact with the driver and clearly signal your intention. Ensure the taxi meter is on or agree on the fare beforehand if it's a fixed route.
Unmarked Taxis
Be cautious of unmarked vehicles offering rides. Official taxis usually have specific markings, meters, and sometimes a light on the roof. Unofficial rides may lack safety and fare regulations.
Shared Taxis
In some areas, taxis might pick up multiple passengers heading in the same direction (shared taxis or 'line taxis'). Be prepared for stops along the way; this is common and usually cheaper.
Using Ride-Sharing Apps
For convenience and often better tracking, use ride-sharing apps like Snapp or Tap30. They provide fare estimates, driver details, and a record of your trip.
Exemplos
6 de 8برای اینکه دیر نکنم، یک تاکسی گرفتم.
To avoid being late, I took a taxi.
لطفاً یک تاکسی تلفنی برای آدرس من بگیرید.
Please book a phone taxi for my address.
شرکت جهت رفاه حال کارکنان، سرویس تاکسی ارائه میدهد.
The company provides taxi service for the convenience of its employees.
هزینه تحقیقات میدانی شامل کرایه تاکسی برای رفتوآمد محققان بود.
The cost of field research included taxi fares for the researchers' travel.
در دل شهر شلوغ، تاکسیها چون رگهای حیاتی، مردم را جابجا میکردند.
In the heart of the crowded city, taxis moved people like vital arteries.
«یه تاکسی دربست میخوایم تا میدون آزادی.»
'We want a chartered taxi to Azadi Square.'
Família de palavras
Dica de memorização
Imagine a 'Tax' form that you need to fill out quickly to get somewhere important. The 'Tax' sound is like 'Taxi', and the urgency links to needing a fast ride.
Overview
کلمه «تاکسی» که امروزه در زبان فارسی رایج است، در واقع واژهای وامگرفته از زبان انگلیسی (Taxi) و ریشه در واژه یونانی «taxis» به معنای «کرایه» یا «اجاره» دارد. در زبان فارسی، «تاکسی» به خودرویی گفته میشود که طبق ضوابط مشخص و با دریافت مبلغی به عنوان کرایه، مسافران را بین مبدأ و مقصدی مشخص جابجا میکند.
۱. معنا و مفاهیم ضمنی:
در نگاه اول، تاکسی صرفاً یک وسیله حملونقل است، اما در فرهنگ ایرانی، مفاهیم دیگری نیز با آن گره خورده است. تاکسی اغلب نمادی از دسترسی آسان و سریع به حملونقل عمومی، بهخصوص در مقایسه با اتوبوس یا مترو برای مسیرهای خاص یا در ساعات شلوغی است. همچنین، میتواند نشاندهنده طبقه متوسط یا افرادی باشد که توانایی مالی استفاده از خودروی شخصی را ندارند اما به دنبال راحتی بیشتری نسبت به وسایل حملونقل عمومی رایگان یا ارزانتر هستند. در برخی مواقع، «تاکسی تلفنی» یا «تاکسی سرویس» به تاکسیهایی گفته میشود که از طریق تماس تلفنی یا اپلیکیشن رزرو میشوند و ممکن است کرایهشان کمی بیشتر باشد اما امنیت و اطمینان بیشتری را فراهم میکنند.
۲. الگوهای کاربرد:
- رسمی در مقابل غیررسمی: استفاده از کلمه «تاکسی» در هر دو سطح رسمی و غیررسمی کاملاً رایج است. در مکالمات روزمره، افراد به سادگی میگویند: «یه تاکسی بگیر» یا «تاکسی دربست میخوام». در متون رسمیتر مانند قوانین راهنمایی و رانندگی یا اطلاعیههای شهرداری، این کلمه همچنان به کار میرود، هرچند ممکن است در کنار آن از عباراتی مانند «وسیله نقلیه کرایهای» نیز استفاده شود.
- کتبی در مقابل شفاهی: در گفتار روزمره، «تاکسی» بسیار پرتکرار است. در نوشتار نیز، چه در رسانهها، چه در ادبیات داستانی و چه در مکاتبات غیررسمی، این کلمه به وفور یافت میشود.
- تفاوتهای منطقهای: در ایران، عمدتاً از واژه «تاکسی» استفاده میشود. اما در برخی مناطق یا در گویشهای محلی، ممکن است اصطلاحات دیگری نیز به کار رود، هرچند «تاکسی» فراگیرترین واژه است. مثلاً در گذشته، واژههایی مانند «درشکهچی» (برای درشکهها) یا «اتومبیل کرایهای» نیز به کار میرفته است.
۳. زمینههای رایج کاربرد:
- زندگی روزمره: این اصلیترین حوزه کاربرد «تاکسی» است. از رفتوآمدهای شغلی و تحصیلی گرفته تا خرید، ملاقات دوستان، رفتن به فرودگاه یا ایستگاه راهآهن، و حتی در مواقع اضطراری، تاکسی یکی از اولین گزینههای حملونقل است.
- محیط کار: کارمندان، کارگران، و مدیران در صورت نیاز به جابجایی سریع یا رفتن به جلسات خارج از شرکت، ممکن است از تاکسی استفاده کنند. شرکتها نیز گاهی برای کارکنان خود تاکسی در نظر میگیرند.
- رسانهها و ادبیات: در اخبار، گزارشها، فیلمهای سینمایی، و داستانها، تاکسی اغلب به عنوان نمادی از زندگی شهری، روابط انسانی (بین راننده و مسافر)، یا حتی گاهی به عنوان بستری برای وقوع اتفاقات داستانی به کار میرود. دیالوگهای رانندگان تاکسی در فیلمها بخشی از فرهنگ عامه را تشکیل میدهد.
۴. مقایسه با کلمات مشابه:
- اتوبوس: اتوبوس وسیله حملونقل عمومی اشتراکی است که مسیر و ایستگاههای مشخصی دارد و معمولاً ارزانتر از تاکسی است. تاکسی انعطافپذیری بیشتری در مسیر دارد.
- مترو: مترو قطار شهری زیرزمینی یا روگذر است که ظرفیت بالایی دارد و در مسیرهای ثابت حرکت میکند. برای مسافتهای طولانی در شهر و برای جلوگیری از ترافیک، مترو گزینه مناسبی است، اما تاکسی دربست و راحتتر است.
- آژانس (تاکسی سرویس): آژانسها معمولاً تاکسیهایی هستند که با شماره تلفن یا اپلیکیشن رزرو میشوند و ممکن است کمی گرانتر از تاکسیهای کنار خیابان باشند، اما اغلب از قبل مشخص هستند و اطمینان بیشتری دارند.
- خودروی شخصی: استفاده از خودروی شخصی آزادی عمل بیشتری میدهد اما هزینههای نگهداری، سوخت، و پارکینگ را به همراه دارد و در ترافیک شهری ممکن است کندتر از تاکسی باشد.
۵. سطح زبان و لحن:
کلمه «تاکسی» در سطح زبانی خنثی قرار دارد و در اکثر موقعیتها قابل استفاده است. در مکالمات غیررسمی، ممکن است با لحنی عامیانهتر به کار رود، مثلاً «آژانس بگیر» که اشاره به تاکسی تلفنی دارد. در موقعیتهای بسیار رسمی، ممکن است ترجیح داده شود از عباراتی مانند «وسیله نقلیه کرایهای» یا «خدمات حملونقل» استفاده شود، اما این مورد نادر است.
۶. همنشینیهای رایج (Collocations):
- «گرفتن تاکسی»: رایجترین عبارت برای استفاده از تاکسی. «برای رفتن به فرودگاه باید تاکسی بگیریم.»
- «تاکسی تلفنی/اینترنتی»: اشاره به تاکسیهایی که از طریق تلفن یا اپلیکیشن رزرو میشوند. «بهترین راه برای رفتوآمد شبانه، گرفتن تاکسی تلفنی است.»
- «تاکسی دربست»: به معنای کرایه کردن کل تاکسی برای یک مسیر مشخص، بدون مسافر دیگر. «ما چهار نفر هستیم، باید تاکسی دربست بگیریم.»
- «کرایه تاکسی»: مبلغی که برای استفاده از تاکسی پرداخت میشود. «کرایه تاکسی از مرکز شهر تا فرودگاه چقدر است؟»
- «راننده تاکسی»: شخصی که تاکسی را هدایت میکند. «راننده تاکسی مرد خوشبرخوردی بود.»
- «خط تاکسی»: محلی که تاکسیها در آن منتظر مسافر میمانند. «جلوی ایستگاه راهآهن یک خط تاکسی وجود دارد.»
- «سواری تاکسی»: خودِ عملِ استفاده از تاکسی یا مسیری که با تاکسی طی میشود. «امروز چند تا سواری تاکسی داشتی؟»
- «تاکسی زرد/سرویس»: در برخی شهرها، تاکسیها رنگ مشخصی دارند. «این تاکسی زرد متعلق به کدام شرکت است؟»
در مجموع، «تاکسی» کلمهای پرکاربرد و ضروری در زبان فارسی است که جنبههای مختلفی از زندگی شهری و حملونقل را پوشش میدهد.
Notas de uso
The word 'تاکسی' is universally understood and used in Persian. It's a neutral term suitable for most contexts. While 'آژانس' or 'تاکسی تلفنی/اینترنتی' are specific types, 'تاکسی' can generically refer to any of them. Avoid using it in highly formal written documents where 'وسیله نقلیه کرایهای' might be preferred, though this is rare.
Erros comuns
Learners sometimes confuse 'تاکسی گرفتن' (to take a taxi) with 'تاکسی دادن' (to give a taxi, which makes no sense). Also, mixing up 'تاکسی دربست' (chartered taxi) with regular taxis is common; remember 'دربست' implies hiring the whole car privately.
Dica de memorização
Imagine a 'Tax' form that you need to fill out quickly to get somewhere important. The 'Tax' sound is like 'Taxi', and the urgency links to needing a fast ride.
Origem da palavra
The word 'taxi' originates from 'taximeter cabriolet'. 'Taximeter' comes from Greek 'taxis' (fee, charge) + 'metron' (measure). It signifies a cab whose fare is measured by a meter.
Contexto cultural
Taxis are an integral part of urban life in Iran, reflecting the pace and needs of city dwellers. Conversations with taxi drivers are a common trope in Iranian cinema and literature, often serving as a way to explore social issues or provide character insights. The availability and cost of taxis are frequent topics of public discussion.
Exemplos
برای اینکه دیر نکنم، یک تاکسی گرفتم.
everydayTo avoid being late, I took a taxi.
لطفاً یک تاکسی تلفنی برای آدرس من بگیرید.
informalPlease book a phone taxi for my address.
شرکت جهت رفاه حال کارکنان، سرویس تاکسی ارائه میدهد.
businessThe company provides taxi service for the convenience of its employees.
هزینه تحقیقات میدانی شامل کرایه تاکسی برای رفتوآمد محققان بود.
academicThe cost of field research included taxi fares for the researchers' travel.
در دل شهر شلوغ، تاکسیها چون رگهای حیاتی، مردم را جابجا میکردند.
literaryIn the heart of the crowded city, taxis moved people like vital arteries.
«یه تاکسی دربست میخوایم تا میدون آزادی.»
informal'We want a chartered taxi to Azadi Square.'
راننده تاکسی با لبخند آدرس را پرسید.
everydayThe taxi driver asked for the address with a smile.
درخواست تاکسی اینترنتی در کمتر از پنج دقیقه انجام شد.
businessThe online taxi request was completed in less than five minutes.
Família de palavras
Colocações comuns
Frases Comuns
یه تاکسی بگیر!
Get a taxi!
تاکسی تلفنی میخوام.
I want a phone taxi.
چقدر میشه کرایهاش؟
How much is the fare?
تاکسی دربست میخوام.
I want to hire a taxi privately.
Frequentemente confundido com
While 'آژانس' often refers to a taxi service company (taxi agency), in common parlance, 'آژانس گرفتن' means to book a taxi through such a service, often implying a pre-booked, potentially slightly more expensive but reliable ride, compared to hailing one on the street.
A 'bus' (اتوبوس) is a large public transport vehicle on a fixed route with multiple stops, usually cheaper and slower than a taxi. A 'taxi' (تاکسی) is typically a smaller vehicle for private or shared hire, offering more direct and flexible routes.
'Personal car' (خودروی شخصی) is a vehicle owned and operated by an individual for their own use. A 'taxi' (تاکسی) is a vehicle operated by a driver for hire to transport passengers.
Padrões gramaticais
Hailing a Taxi
When hailing a taxi on the street, make eye contact with the driver and clearly signal your intention. Ensure the taxi meter is on or agree on the fare beforehand if it's a fixed route.
Unmarked Taxis
Be cautious of unmarked vehicles offering rides. Official taxis usually have specific markings, meters, and sometimes a light on the roof. Unofficial rides may lack safety and fare regulations.
Shared Taxis
In some areas, taxis might pick up multiple passengers heading in the same direction (shared taxis or 'line taxis'). Be prepared for stops along the way; this is common and usually cheaper.
Using Ride-Sharing Apps
For convenience and often better tracking, use ride-sharing apps like Snapp or Tap30. They provide fare estimates, driver details, and a record of your trip.
Teste-se
Fill in the blank with the correct word.
برای رسیدن به موقع به جلسه، یک ______ گرفتم.
The sentence implies a quick and direct mode of transport needed for an appointment, making 'taxi' the most suitable choice.
Choose the correct meaning of 'تاکسی' in this sentence.
«لطفاً یک تاکسی برای ساعت ۸ صبح رزرو کنید.»
The context of booking suggests a service specifically for passenger transport, which is the definition of a taxi.
Arrange the words to form a correct sentence.
کرایه / گرفتم / تاکسی / یک / شب / دیشب
The correct order places the time adverb ('دیشب') first, followed by the indefinite article ('یک'), the noun ('تاکسی'), and then the verb ('گرفتم').
Find and fix the error in the sentence.
من با اتوبوس به خانه رفتم چون تاکسی نبود.
The original sentence implies a lack of taxis, but 'نبود' (wasn't there) is a bit too absolute. 'پیدا نمیشد' (couldn't be found) or 'نبود' (if referring to availability) are better fits, depending on nuance, but 'پیدا نمیشد' often fits better for availability issues.
Pontuação: /4
Recursos visuais
Word Family
Nouns
- تاکسیرانی
- تاکسیدار
- تاکسیمتر
Verbs
- تاکسی گرفتن
Adjectives
- تاکسیدار
Usage Contexts
Daily Life
- رفتن به فرودگاه با تاکسی
- تاکسی برای رفتن به محل کار
Urban Navigation
- پیدا کردن تاکسی در خیابان
- کرایه تاکسی تلفنی
Media
- راننده تاکسی در فیلم
- اخبار مربوط به تاکسیرانی
Perguntas frequentes
8 perguntasمعمولاً میتوانید با ایستادن در کنار خیابان و نشان دادن علامت به رانندگان تاکسی، آنها را صدا بزنید. همچنین میتوانید از طریق اپلیکیشنهای موبایل مانند اسنپ یا تپسی، یا با تماس تلفنی با آژانسهای تاکسیرانی، تاکسی رزرو کنید.
کرایه تاکسی معمولاً بر اساس مسافت طی شده و زمان سپری شده محاسبه میشود. تاکسیها دارای تاکسیمتر هستند که این موارد را محاسبه میکند. در تاکسیهای اینترنتی، کرایه معمولاً قبل از سفر به شما اعلام میشود.
تاکسی گردن (یا دربست) کل خودرو را برای مسیر شما کرایه میکند. تاکسی خطی مسافرانی را در مسیرهای مشخص جابجا میکند و ممکن است مسافران دیگری هم در طول مسیر سوار یا پیاده شوند.
در بسیاری از شهرها، تاکسیها رنگ مشخصی دارند، مانند زرد یا سفید، تا به راحتی قابل شناسایی باشند. اما این قانون در همه جا یکسان نیست و ممکن است رنگ تاکسیها در شهرهای مختلف یا کشورها متفاوت باشد.
تاکسیهای رسمی معمولاً دارای پلاک مخصوص تاکسی، چراغ گردان روی سقف، و هویت راننده در اپلیکیشن یا دفتر آژانس هستند. تاکسیهای شخصی ممکن است ظاهر معمولی داشته باشند و از طریق اپلیکیشنهای غیررسمی یا توافق شخصی کار کنند.
به طور کلی، خوردن غذا در تاکسی توصیه نمیشود، زیرا ممکن است باعث کثیف شدن صندلیها یا ایجاد بوی نامطبوع شود. بهتر است این کار را به بعد از پیاده شدن موکول کنید.
اگر از تاکسی اینترنتی استفاده کردهاید، میتوانید از طریق اپلیکیشن با راننده تماس بگیرید یا به پشتیبانی اطلاع دهید. اگر تاکسی معمولی بوده، سعی کنید شماره پلاک یا مشخصات راننده را به خاطر بسپارید و با آژانس مربوطه تماس بگیرید.
کرایه تاکسیهای اینترنتی بر اساس الگوریتمهای قیمتگذاری، میزان تقاضا، ترافیک و مسافت محاسبه میشود و ممکن است در ساعات شلوغی یا شرایط خاص، گرانتر باشد. تاکسیهای کنار خیابان نیز بر اساس تاکسیمتر عمل میکنند که آن هم تحت تاثیر ترافیک و مسافت است.
Esta palavra em outros idiomas
Gramática relacionada
Frases relacionadas
Vocabulário relacionado
Mais palavras de travel
عابر
A2A pedestrian, a person walking along a road or in a developed area.
عابر پیاده
A2A person walking rather than traveling in a vehicle.
عازم شدن
B1To set off, to depart; to begin a journey.
عبور کردن
A2To move past or across something.
عقب افتادن
B1To be delayed or to fall behind schedule.
عوارض
B1A tax or fee paid for the use of a road or service.
عزیمت کردن
A2To depart; to leave a place, especially to start a journey.
اقامت
A2Stay, residence, lodging.
اقامتگاه
A2Accommodation or a residence.
اقامت کردن
A2To reside or stay somewhere.