A2 noun 非正式 #8,500 最常用 1分钟阅读

همکلاسی

hamkelas hæm'klɒːsiː

A classmate is someone you share a class with, creating shared experiences and potential bonds.

30秒词汇

  • Someone sharing the same class in school or college.
  • Implies shared educational experiences.
  • Often associated with friendships and early social bonds.
  • Common in everyday conversation about past studies.

واژه «همکلاسی» در زبان فارسی

۱. معرفی و ظرایف معنایی:

«همکلاسی» واژه‌ای فارسی و مرکب است که از دو جزء «هم» (به معنای همراه و شریک) و «کلاسی» (منسوب به کلاس) تشکیل شده است. مفهوم اصلی این واژه به فردی اشاره دارد که در یک کلاس درس مشترک، در کنار فرد دیگری حضور دارد. این واژه صرفاً به معنای «کسی که در یک کلاس درس است» نیست، بلکه بار معنایی عمیق‌تری دارد که به رابطه و تعامل بین افراد در محیط آموزشی اشاره می‌کند. همکلاسی‌ها معمولاً تجربیات مشترکی از کلاس درس، معلمان، تکالیف و امتحانات دارند. این اشتراک تجربه می‌تواند پایه‌ای برای شکل‌گیری دوستی‌ها، رقابت‌های سالم، یا حتی همکاری‌های علمی باشد. در دوران تحصیل، همکلاسی‌ها بخش مهمی از زندگی اجتماعی و علمی یک دانش‌آموز یا دانشجو را تشکیل می‌دهند.

۲. الگوهای کاربرد:

  • رسمی در مقابل غیررسمی: «همکلاسی» عموماً واژه‌ای در سطح زبانی خنثی و تا حدودی غیررسمی است. در محیط‌های کاملاً رسمی مانند مقالات علمی یا سخنرانی‌های آکادمیک، ممکن است از عبارات دقیق‌تری مانند «دانشجوی هم‌ورودی»، «هم‌دوره‌ای» یا «هم‌کلاس» استفاده شود، اما «همکلاسی» همچنان قابل درک و رایج است. در مکالمات روزمره و غیررسمی، این واژه بسیار پرکاربرد است.
  • نوشتاری در مقابل گفتاری: این واژه هم در نوشتار و هم در گفتار به وفور یافت می‌شود. در خاطرات، داستان‌ها، و مکاتبات غیررسمی، کاربرد فراوانی دارد. در متون رسمی‌تر، کمتر به چشم می‌خورد مگر آنکه بخواهند به طور خاص به روابط دوران تحصیل اشاره کنند.
  • تفاوت‌های منطقه‌ای: «همکلاسی» در سراسر مناطق فارسی‌زبان ایران، افغانستان و تاجیکستان به طور یکسان فهمیده می‌شود و تفاوت معنایی یا کاربردی چشمگیری در مناطق مختلف ندارد.

۳. زمینه‌های رایج کاربرد:

  • محیط آموزشی (مدرسه و دانشگاه): این اصلی‌ترین و رایج‌ترین زمینه کاربرد «همکلاسی» است. دانش‌آموزان و دانشجویان از این واژه برای اشاره به دوستان و هم‌دوره‌های خود استفاده می‌کنند. مثال: «بهترین دوستم همکلاسیم بود.»
  • زندگی روزمره: افراد هنگام صحبت از دوران گذشته و خاطرات تحصیل، از این واژه استفاده می‌کنند. مثال: «یادش بخیر، با همکلاسی‌هام قرار گذاشتیم همدیگه رو ببینیم.»
  • رسانه‌ها و ادبیات: در فیلم‌ها، سریال‌ها، رمان‌ها و داستان‌های ایرانی، «همکلاسی» برای ترسیم روابط بین شخصیت‌ها و اشاره به گذشته آن‌ها به کار می‌رود. مثال: «او سال‌ها بعد، همکلاسی قدیمی‌اش را در یک کنفرانس علمی ملاقات کرد.»

۴. مقایسه با واژگان مشابه:

  • هم‌کلاس: این واژه بسیار نزدیک به «همکلاسی» است و گاهی به جای آن به کار می‌رود. تفاوت اصلی در این است که «هم‌کلاس» بیشتر به معنای «کسی که در یک کلاس مشخص حضور دارد» است، در حالی که «همکلاسی» کمی بار معنایی بیشتری دارد و به رابطه و دوستی بین این افراد نیز اشاره می‌کند. هر دو در گفتار روزمره رایج هستند.
  • هم‌دوره: این واژه بیشتر در مورد دانشجویان یا افرادی که در یک دوره آموزشی خاص (مثلاً یک دوره کارآموزی یا یک مقطع تحصیلی خاص) همزمان حضور داشته‌اند، به کار می‌رود. «هم‌دوره» می‌تواند شامل افرادی باشد که لزوماً در یک کلاس فیزیکی نبوده‌اند، اما در یک مقطع یا دوره زمانی مشترک تحصیل کرده‌اند. «همکلاسی» محدود به یک کلاس خاص است.
  • رفیق/دوست: این واژه‌ها کلی‌تر هستند و به هر نوع رابطه‌ای اطلاق می‌شوند. یک همکلاسی لزوماً دوست یا رفیق نیست، اما بسیاری از دوستی‌های نزدیک در دوران تحصیل از میان همکلاسی‌ها شکل می‌گیرد.

۵. درجه‌بندی و لحن:

«همکلاسی» معمولاً در سطح زبانی خنثی یا کمی غیررسمی قرار دارد. استفاده از آن در مکالمات روزمره، نامه‌های دوستانه، و خاطره‌نویسی کاملاً مناسب است. در محیط‌های بسیار رسمی، مانند گزارش‌های اداری یا مکاتبات دولتی، ترجیح داده می‌شود از عبارات دقیق‌تر استفاده شود، مگر اینکه بخواهیم به طور خاص به جنبه اجتماعی دوران تحصیل اشاره کنیم. به عنوان مثال، در یک رزومه، به جای «همکلاسی‌های دوران دانشگاه»، بهتر است از «هم‌دوره‌ای‌های دانشگاهی» یا «دانشجویان هم‌ورودی» استفاده کرد.

۶. هم‌آیندها (Collocations):

  • همکلاسی قدیمی: اشاره به کسی که در گذشته همکلاسی بوده است. «با همکلاسی‌های قدیمی‌ام عکس یادگاری گرفتم.»
  • همکلاسی دوران مدرسه/دانشگاه: برای مشخص کردن محیط آموزشی. «او یکی از همکلاسی‌های دوران دبیرستان من بود.»
  • دوست و همکلاسی: ترکیب این دو واژه برای تأکید بر رابطه نزدیک. «سارا هم دوست و هم همکلاسی صمیمی من بود.»
  • ملاقات با همکلاسی: عمل دیدار مجدد با افرادی که قبلاً همکلاسی بوده‌اند. «بعد از سال‌ها، فرصتی دست داد تا با چند همکلاسی‌ام ملاقات کنم.»
  • بهترین همکلاسی: اشاره به صمیمی‌ترین فرد در میان همکلاسی‌ها. «او بهترین همکلاسی من در دوران لیسانس بود.»
  • همکلاسی شدن: فرایند یا اتفاق همکلاس شدن با کسی. «وقتی فهمیدم او همکلاسی من شده، خیلی خوشحال شدم.»

例句

1

علی بهترین همکلاسی من در دوران دبیرستان بود و همیشه به من کمک می‌کرد.

everyday

Ali was my best classmate during high school and always helped me.

2

دانشجویان موظفند با همکلاسی‌های خود در انجام این پروژه همکاری کنند.

academic

Students are required to collaborate with their classmates on this project.

3

پس از سال‌ها، اتفاقی همکلاسی قدیمی‌ام را در نمایشگاه کتاب دیدم.

everyday

After years, I coincidentally met my old classmate at the book fair.

4

آنها در دوران دانشگاه هم‌کلاس و هم‌دوره بودند و دوستی عمیقی داشتند.

academic

They were classmates and cohort mates during university and had a deep friendship.

5

در خاطراتم، همیشه تصویر خنده‌های همکلاسی‌هایم در کلاس نقاشی زنده می‌شود.

literary

In my memories, the image of my classmates' laughter in the art class always comes alive.

6

بچه‌ها با همکلاسی‌هایشان در حیاط مدرسه بازی می‌کردند.

informal

The children were playing with their classmates in the schoolyard.

7

شرکت برای جذب نیروهای جوان، به دنبال افرادی است که سابقه همکاری با همکلاسی‌های خود را داشته باشند.

business

The company seeks young hires who have experience collaborating with their former classmates.

8

یادش بخیر، چه روزهایی که با همکلاسی‌هایم در کافه سر کوچه پاتوق داشتیم!

informal

Ah, I remember those days when we used to hang out with my classmates at the cafe down the street!

常见搭配

همکلاسی قدیمی Old classmate
همکلاسی دوران مدرسه School classmate
همکلاسی دوران دانشگاه University classmate
بهترین همکلاسی Best classmate
دوست و همکلاسی Friend and classmate
ملاقات با همکلاسی Meeting a classmate
همکلاسی شدن Becoming classmates
همکلاسی صمیمی Close/Intimate classmate

常用短语

همکلاسی قدیمی

Old classmate

با همکلاسی‌ها گشتن

Hanging out with classmates

یاد همکلاسی‌ها بخیر

Good memories of classmates

دیدار با همکلاسی

Meeting a classmate

容易混淆的词

همکلاسی vs هم‌کلاس (Ham-kelas)

While often interchangeable, 'هم‌کلاس' strictly means someone in the *same class*. 'همکلاسی' implies a more established relationship or shared experience beyond just being in the same room.

همکلاسی vs هم‌دوره (Ham-dowreh)

'هم‌دوره' refers to someone in the same academic year or program (cohort), not necessarily the same specific class. You can have 'هم‌دوره‌ای's who aren't your 'همکلاسی'.

همکلاسی vs هم‌درس (Ham-dars)

'هم‌درس' means someone who studies the same subject or learns from the same teacher, often implying shared study sessions. A 'همکلاسی' might not necessarily be a 'هم‌درس' if they focus on different aspects or don't study together.

语法模式

فاعل + همکلاسی + فعل (مانند: همکلاسی من آمد.) مضاف‌الیه + همکلاسی (مانند: همکلاسیِ علی رفت.) صفت + همکلاسی (مانند: همکلاسی خوب، همکلاسی قدیمی) حرف اضافه + همکلاسی (مانند: با همکلاسی‌ام صحبت کردم.) همکلاسی + حرف اضافه + محیط آموزشی (مانند: همکلاسی دوران دانشگاه) فعل + همکلاسی (مانند: او همکلاسی من شد.)

How to Use It

使用说明

The word 'همکلاسی' is generally informal and best suited for everyday conversations, personal anecdotes, and nostalgic reflections. While understood in formal contexts, using more specific terms like 'دانشجوی هم‌ورودی' (fellow student) or 'هم‌دوره‌ای' (cohort member) is often preferred in academic or professional writing. Avoid using it when referring to someone you've never met or had any shared educational experience with.


常见错误

Learners sometimes overuse 'همکلاسی' in formal settings where a more precise term is expected. Confusing it directly with 'هم‌دوره' is also common; remember 'همکلاسی' is about the specific class, while 'هم‌دوره' is about the broader academic year or program. Ensure the context clearly indicates a shared classroom experience.

Tips

💡

Use it for nostalgia

Employ 'همکلاسی' when reminiscing about school or university days. It evokes a sense of shared past and camaraderie.

⚠️

Avoid in formal settings

While understood, avoid 'همکلاسی' in very formal documents like academic papers or official reports. Opt for more precise terms like 'fellow student' or 'cohort member'.

🌍

Bonding through shared classes

Friendships formed with classmates are a significant part of the social fabric in Iranian schools and universities. 'همکلاسی' often carries connotations of these formative relationships.

🎓

Distinguish from 'هم‌دوره'

Remember 'همکلاسی' implies sharing the *same physical class*, while 'هم‌دوره' refers to sharing the *same academic year or program*, even if in different classes.

词源

The word is Persian, formed by combining 'هم' (ham), meaning 'together' or 'same', and 'کلاسی' (kelasi), an adjective derived from 'کلاس' (kelas), meaning 'class'. It literally translates to 'one who is of the same class'.

文化背景

In Iranian culture, the bonds formed with classmates during school and university are often cherished and remembered fondly throughout life. These relationships can be a source of lifelong friendships and professional connections. Reunion events for old classmates ('گردهمایی همکلاسی‌ها') are common and signify the importance placed on these shared educational journeys.

记忆技巧

Picture yourself and another person literally sitting *in the same class* ('کلاس'). The prefix 'هم-' (ham-) means 'together' or 'same'. So, 'همکلاسی' = 'together in the same class'.

常见问题

8 个问题

«هم‌کلاس» بیشتر به کسی اشاره دارد که در یک کلاس مشخص حضور دارد، در حالی که «همکلاسی» علاوه بر حضور در یک کلاس، به رابطه‌ی بین این افراد و تجربیات مشترکشان نیز اشاره دارد و کمی بار اجتماعی بیشتری دارد.

خیر، این واژه برای دانشگاه، دوره‌های آموزشی، و هر محیطی که دارای کلاس‌های درس مشخص باشد، کاربرد دارد.

نه لزوماً. همکلاسی کسی است که با او در یک کلاس هستید، اما ممکن است صمیمیتی بین شما نباشد. البته بسیاری از دوستی‌های نزدیک از میان همکلاسی‌ها شکل می‌گیرد.

می‌توانید بگویید: «علی همکلاسی دوران دبیرستان من بود.» یا «من و همکلاسی‌هایم برای پروژه گروهی تشکیل دادیم.»

بیشتر در زبان غیررسمی و روزمره کاربرد دارد. در متون خیلی رسمی، ممکن است از عباراتی مانند «هم‌دوره‌ای» یا «دانشجوی هم‌ورودی» استفاده شود، اما «همکلاسی» هم قابل فهم است.

کلماتی مانند «هم‌کلاس»، «هم‌دوره»، «هم‌رشته» (در دانشگاه) و در برخی موارد «رفیق دوران تحصیل» می‌توانند معانی نزدیکی داشته باشند.

بله، در افغانستان و تاجیکستان نیز این واژه به همین معنا و با همین کاربرد شناخته شده است.

تصور کنید که شما و یک نفر دیگر، هر دو در یک «کلاس» نشسته‌اید و «هم» با هم هستید؛ پس «همکلاسی» هستید. این تصویر را در ذهن خود نگه دارید.

自我测试

fill blank

من و ___ دوران دانشگاهمان بهترین دوستان بودیم.

正确! 不太对。 正确答案: همکلاسی

کلمه «همکلاسی» به فردی اشاره دارد که در دوران دانشگاه در یک کلاس حضور داشته است.

multiple choice

در جمله «او از همکلاسی‌های دوران ابتدایی من بود»، منظور از «همکلاسی» چیست؟

正确! 不太对。 正确答案: کسی که در دوران ابتدایی در یک کلاس درس می‌خواند.

«همکلاسی» به طور دقیق به فردی اشاره دارد که در یک کلاس درس مشترک بوده است.

sentence building

با / قدیمی‌ام / همکلاسی / دیدار / کردم

正确! 不太对。 正确答案: با همکلاسی قدیمی‌ام دیدار کردم.

ترتیب معمول در فارسی برای این جمله به این صورت است: حرف اضافه + متمم + فعل.

error correction

من با همکارم که همکلاسی دانشگاه بود، به سینما رفتم.

正确! 不太对。 正确答案: من با همکلاسی دانشگاهی‌ام که همکارم بود، به سینما رفتم.

در جمله اصلی، «همکار» و «همکلاسی» به اشتباه به یکدیگر نسبت داده شده‌اند. بهتر است ابتدا نقش اصلی (همکلاسی) و سپس نقش فرعی (همکار) ذکر شود یا جمله به گونه‌ای دیگر بازنویسی شود تا ابهام رفع گردد. یا حتی بهتر است بگوییم: «من با همکلاسی دانشگاهی‌ام به سینما رفتم؛ او اکنون همکار من است.»

得分: /4

有帮助吗?
还没有评论。成为第一个分享想法的人!