B1 verb 中性 #8,000 最常用 1分钟阅读

مات شدن

maat shodan /mɒːt ʃodæn/

To lose luster and become dull or non-reflective.

30秒词汇

  • Losing the shine or glossy appearance of a surface.
  • Becoming dull or opaque due to environmental factors.
  • Used metaphorically to describe losing vitality or facial color.

بررسی کلی

فعل «مات شدن» از ریشه «مات» به معنای کدر و غیربراق گرفته شده است. این فعل نشان‌دهنده فرایندی است که طی آن یک سطح صیقلی، شفاف یا براق، ویژگی بازتابندگی نور خود را از دست می‌دهد و به حالتی کدر تبدیل می‌شود. این واژه در حوزه‌های فیزیکی (مانند رنگ و شیشه) و استعاری (مانند چهره و حالت ذهنی) کاربرد دارد.

الگوهای کاربرد

این فعل معمولاً در جملات با ساختار «فاعل + به حالت مات درآمدن» یا «مفعول + مات شدن» به کار می‌رود. به عنوان مثال، وقتی از تغییر کیفیت یک رنگ روی دیوار صحبت می‌کنیم، می‌گوییم رنگ مات شد. همچنین در متون ادبی، برای توصیف چهره‌ای که رنگ و روی خود را از دست داده، از این فعل استفاده می‌شود.

زمینه‌های رایج

در دنیای لوازم آرایشی، «مات شدن» به معنای از بین رفتن براقیت رژ لب یا کرم‌پودر است. در صنعت خودرو یا ساختمان، به کدر شدن بدنه یا شیشه در اثر نور خورشید یا مواد شیمیایی اشاره دارد. در زمینه عکاسی، به کاهش وضوح یا تغییر بافت تصویر نیز گفته می‌شود.

مقایسه با کلمات مشابه

کلمه «تیره شدن» لزوماً به معنای مات شدن نیست، زیرا چیزی می‌تواند تیره باشد اما همچنان براق بماند. کلمه «کدر شدن» مترادف نزدیک‌تری برای مات شدن است، با این تفاوت که «کدر شدن» بیشتر بر عدم عبور نور از اجسام شفاف (مانند آب یا شیشه) تمرکز دارد، در حالی که «مات شدن» بیشتر بر از دست دادن بازتاب نور از سطوح تأکید می‌کند.

例句

1

رژ لب من بعد از چند ساعت مات شد.

everyday

My lipstick became matte after a few hours.

2

شیشه‌های پنجره به دلیل رطوبت زیاد مات شدند.

formal

The windows became opaque due to high humidity.

常见搭配

رنگ مات Matte paint
مات شدن چهره Losing facial glow

常用短语

مات شدن رنگ

Color becoming dull

مات شدن شیشه

Glass becoming opaque

容易混淆的词

مات شدن vs کدر شدن

Refers more to transparency loss in liquids or glass. Matte refers to surface reflection.

语法模式

مات شدن + فاعل باعث مات شدن + مفعول + شدن

How to Use It

使用说明

Use this verb when describing surfaces that lose their reflective quality. It is neutral in register but common in technical and cosmetic discussions. Avoid using it to describe objects that simply change color to black.


常见错误

Learners often use 'tari' (blurriness) when they mean 'mati' (matte). Remember that matte is about light reflection, not focus. It is also not interchangeable with 'fading' (rang-bakhtan) which implies loss of color intensity.

Tips

💡

Context matters for correct usage

Always check if you are describing a surface texture or a visual state. It helps to clarify if the change is intentional or accidental.

⚠️

Don't confuse with 'darkening'

Matte does not mean black or dark. A white wall can become matte without changing its color hue.

🌍

Matte finishes in Persian art

In traditional Persian painting and pottery, matte textures are often preferred to emphasize intricate patterns without glare.

词源

Derived from the Persian adjective 'mat' (matte/dull), which shares roots with the concept of being subdued or non-reflective.

文化背景

In Persian culture, 'matte' is often associated with natural or understated beauty, contrasting with the high-gloss aesthetic of modern luxury.

记忆技巧

Think of a shiny car left in the sun for years; the sun 'eats' the shine, leaving it 'matte'.

常见问题

3 个问题

خیر، گاهی اوقات مات شدن یک انتخاب زیبایی‌شناختی است. مثلاً در دکوراسیون یا آرایش، استفاده از محصولات مات برای جلوگیری از انعکاس نور محبوب است.

مات شدن به کیفیت سطح و بازتاب نور مربوط است، در حالی که تار شدن به کاهش وضوح دید و فوکوس مربوط می‌شود.

بله، در متون ادبی برای توصیف چهره‌ای که رنگ پریده و درخشش خود را از دست داده، از عبارت «چهره‌اش مات شد» استفاده می‌شود.

自我测试

fill blank

بعد از گذشت سال‌ها، رنگ بدنه ماشین به دلیل تابش آفتاب ___.

正确! 不太对。 正确答案: مات شد

تابش طولانی مدت آفتاب باعث کدر شدن و از بین رفتن براقیت رنگ بدنه خودرو می‌شود.

得分: /1

有帮助吗?
还没有评论。成为第一个分享想法的人!