B2 adjective 中性 1分钟阅读

منعکس

mon'akes /em.ne.kɒːs/

The adjective 'mon'akes' describes something that reflects or shows a quality, image, or idea.

30秒词汇

  • Reflecting or showing something.
  • Used for light, images, thoughts, and feelings.
  • Can be physical or abstract.

Overview

«منعکس» واژه‌ای فارسی است که از مصدر «انعکاس» (بازتاب) مشتق شده و به معنای بازتاب‌دهنده یا نمایانگر چیزی است. این کلمه کاربرد گسترده‌ای در زبان فارسی دارد و می‌تواند هم در معانی فیزیکی و هم در معانی انتزاعی به کار رود. در فیزیک، «منعکس» به سطحی گفته می‌شود که نور یا صدا را بازمی‌گرداند. در معنای مجازی، می‌تواند نشان‌دهنده وضعیت روحی، فکری، یا اجتماعی باشد که در چیزی یا کسی ظاهر می‌شود.

این صفت معمولاً قبل از اسمی که آن را توصیف می‌کند می‌آید، مانند «نور منعکس»، «تصویر منعکس»، «نظر منعکس». همچنین می‌تواند به صورت مسند (بعد از فعل ربطی مانند «بود»، «شد»، «گشت») به کار رود، مانند «این عمل، نشان‌دهنده تفکر او بود» یا «چهره‌اش غمگین منعکس می‌شد». گاهی اوقات در ترکیب با حروف اضافه «از» یا «در» نیز استفاده می‌شود تا منبع یا محل انعکاس را مشخص کند، مانند «نور منعکس از ماه» یا «احساسات منعکس در شعر».

«منعکس» در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد:

فیزیک و نور

توصیف نحوه بازتاب نور از سطوح مختلف (آینه، آب، فلزات صیقلی).

هنر و ادبیات

توصیف تصویر یا احساساتی که در آثار هنری یا ادبی بازتاب یافته‌اند.

روانشناسی و جامعه‌شناسی

بیان اینکه چگونه افکار، احساسات، یا وضعیت اجتماعی در رفتار یا گفتار افراد منعکس می‌شود.

ارتباطات

اشاره به بازتاب پیام یا بازخورد.

«منعکس» با کلماتی مانند «بازتاب‌دهنده»، «نمایانگر»، «آینه‌ای»، و «متجلی» هم‌معنی است، اما تفاوت‌های ظریفی دارند:

  • «بازتاب‌دهنده»: بیشتر بر عمل فیزیکی بازگرداندن نور یا صدا تمرکز دارد.
  • «نمایانگر»: بر نشان دادن و آشکار کردن چیزی دلالت دارد و کاربرد عام‌تری دارد.
  • «آینه‌ای»: معمولاً به بازتاب دقیق و واضح تصویر اشاره دارد، شبیه به آینه.
  • «متجلی»: بیشتر به آشکار شدن و بروز یافتن یک مفهوم یا حقیقت اشاره دارد و بار معنایی عمیق‌تری دارد.

«منعکس» در مقایسه با این کلمات، تعادل خوبی بین معنای فیزیکی و مجازی برقرار می‌کند و در بافت‌های گوناگون قابل استفاده است.

例句

1

نور ماه از سطح آرام دریا منعکس می‌شد.

everyday

The moonlight was reflected off the surface of the calm sea.

2

این اثر هنری، روح زمانه را به خوبی منعکس کرده است.

academic

This work of art has well reflected the spirit of the age.

3

چهره‌اش اندوهی منعکس می‌کرد که قابل انکار نبود.

literary

His face reflected a sorrow that was undeniable.

4

سیاست‌های جدید، دیدگاه‌های اقتصادی دولت را منعکس می‌کند.

formal

The new policies reflect the government's economic viewpoints.

常见搭配

نور منعکس reflected light
تصویر منعکس reflected image
احساسات منعکس reflected emotions
نظر منعکس reflected opinion

常用短语

نور منعکس

reflected light

تصویر منعکس

reflected image

در آینه منعکس شدن

to be reflected in a mirror

容易混淆的词

منعکس vs بازتاب

'Baztab' is typically a noun referring to the act or result of reflection (e.g., the reflection of light). 'Mon'akes' is an adjective describing something that possesses the quality of reflecting or showing something.

منعکس vs تابیده

'Tabideh' means 'shone' or 'cast' (like light). While related to light, it doesn't necessarily imply reflection in the same way 'mon'akes' does.

语法模式

اسم + منعکس (مثال: نور منعکس) فاعل + منعکس + کردن + مفعول (مثال: آینه تصویر را منعکس کرد) فاعل + بودن/شدن + منعکس (مثال: چهره‌اش غم منعکس بود)

How to Use It

使用说明

The adjective 'mon'akes' is versatile and can be used in both literal and figurative senses. Pay attention to the context to understand whether it refers to a physical reflection or the manifestation of an idea or feeling. It fits well in formal writing and literature.


常见错误

Avoid using 'mon'akes' where a simple verb like 'reflects' (بازتاب می‌دهد) would suffice, especially in very informal speech. Ensure the noun it modifies logically allows for reflection (e.g., 'water reflects light' vs. 'the chair reflects light' - the latter is less common unless the chair is shiny).

Tips

💡

Think of mirrors and water

Imagine a mirror or calm water reflecting an image. 'Mon'akes' carries a similar idea of showing something back.

⚠️

Distinguish from 'baztab'

While related, 'mon'akes' is an adjective (reflecting), whereas 'baztab' is often a noun (reflection).

🌍

Beyond physical reflection

In Persian culture, 'mon'akes' can poetically describe how inner states are revealed outwardly.

词源

The word 'mon'akes' comes from the Arabic root 'kasf' (to uncover, reveal) combined with the prefix 'in-' (indicating repetition or intensity) and the Persian suffix '-i', forming the noun 'en'ekas' (reflection). The adjective is derived from this noun.

文化背景

In Persian poetry and literature, the concept of reflection ('en'ekas') is often used metaphorically to describe how the beauty of a beloved is reflected in nature, or how the poet's inner turmoil is reflected in their verses.

记忆技巧

Think of 'mon'akes' as 'making' something echo or show back, like a mirror 'makes' an image appear.

常见问题

4 个问题

خیر، «منعکس» علاوه بر نور و تصویر، می‌تواند برای بیان بازتاب افکار، احساسات، عقاید، یا وضعیت اجتماعی نیز استفاده شود. برای مثال، «این رفتار، نشان‌دهنده شخصیت او منعکس است».

«بازتاب» معمولاً اسم است و به خود عمل یا نتیجه بازتاب اشاره دارد (مانند بازتاب نور). «منعکس» صفت است و چیزی را توصیف می‌کند که خاصیت بازتاب دادن یا نمایان کردن چیزی را دارد.

می‌توانید از آن در جملاتی مانند «نور خورشید از سطح آب منعکس شد» یا «نگرانی در چهره‌اش منعکس بود» استفاده کنید.

بله، «منعکس» واژه‌ای نسبتاً رایج در زبان فارسی است و در متون مختلف، از ادبی تا علمی، به کار می‌رود.

自我测试

fill blank

نور چراغ قوه به دیوار ______ شد و اتاق را روشن کرد.

正确! 不太对。 正确答案: منعکس

کلمه «منعکس» به معنی بازتابیده شدن نور است که با مفهوم جمله مطابقت دارد.

multiple choice

نگرانی عمیق در چشمانش منعکس بود.

正确! 不太对。 正确答案: نمایانگر

«نمایانگر» به معنای نشان‌دهنده و بازتاب‌دهنده است که در این جمله به خوبی مفهوم «منعکس» را می‌رساند.

sentence building

تصویر - در - آب - منعکس - شد

正确! 不太对。 正确答案: تصویر در آب منعکس شد.

این ترتیب کلمات، جمله‌ای صحیح و با معنی می‌سازد که در آن «تصویر» فاعل و «در آب» قید مکان است.

得分: /3

有帮助吗?
还没有评论。成为第一个分享想法的人!