B1 verb Formal|neutral #4,500 最常用 1分钟阅读

متحد شدن

mottahed shodan /moteħæddi šodan/

To become united or form a single entity.

To unite or join forces to become one entity or achieve a common goal.

30秒词汇

  • To join together or form a single group.
  • Emphasizes creating unity and a common entity.
  • Used in political, social, and personal contexts.

Summary

To unite or join forces to become one entity or achieve a common goal.

  • To join together or form a single group.
  • Emphasizes creating unity and a common entity.
  • Used in political, social, and personal contexts.

Focus on Shared Goals

When using 'متحد شدن', remember it implies a common objective or purpose that brings entities together.

Distinguish from Simple Cooperation

Be careful not to confuse 'متحد شدن' (uniting) with 'همکاری کردن' (cooperating). Unity suggests a deeper integration.

Importance of Unity in Culture

In many cultures, especially those with a history of conflict or external threats, the concept of unity ('اتحاد') is highly valued and frequently discussed.

例句

4 / 4
1

پس از حمله دشمن، قبایل مختلف برای دفاع از سرزمینشان متحد شدند.

After the enemy's attack, the different tribes united to defend their land.

2

کشورهای عضو اتحادیه اروپا برای تقویت اقتصاد خود متحد شده‌اند.

The member countries of the European Union have united to strengthen their economy.

3

بچه‌ها برای بردن در بازی، با هم متحد شدند.

The children united together to win the game.

4

دانشمندان در سراسر جهان برای یافتن درمان بیماری‌های نادر متحد می‌شوند.

Scientists around the world are uniting to find cures for rare diseases.

词族

名词
اتحاد (union, unity)
动词
متحد کردن (to unite someone/something)
形容词
متحد (united)

记忆技巧

Imagine different threads ('تَـ') coming together to form a strong rope ('حـِـد' - related to 'حد' meaning boundary or limit, implying a unified front). 'متحد' sounds like 'united'.

Overview

«متحد شدن» فعلی است که بر فرآیند یکی شدن یا ایجاد همبستگی میان اجزای جداگانه تأکید دارد. این اتحاد می‌تواند در سطوح مختلفی اتفاق بیفتد؛ از اتحاد دو دوست برای انجام کاری گرفته تا اتحاد چند کشور برای تشکیل یک سازمان بین‌المللی. مفهوم اصلی این واژه، غلبه بر تفرقه‌ها و ایجاد یک نیروی واحد و یکپارچه است.

این فعل معمولاً با حروف اضافه «با» یا «در» همراه می‌شود. برای مثال، «کشورها با هم متحد شدند» یا «گروه‌ها در دفاع از حقوقشان متحد شدند». همچنین می‌تواند به صورت «متحد شدن علیه یک دشمن» نیز به کار رود. در برخی موارد، «متحد شدن» به معنای «همسو شدن» یا «هم‌نظر شدن» نیز استفاده می‌شود، هرچند تمرکز اصلی آن بر عمل فیزیکی یا سازمانی یکی شدن است.

این واژه در زمینه‌های سیاسی (اتحاد کشورها، احزاب)، اجتماعی (اتحاد مردم برای یک هدف)، نظامی (اتحاد نیروها علیه دشمن)، ورزشی (اتحاد تیم‌ها برای یک رقابت) و حتی در روابط شخصی (دوستان متحد می‌شوند) کاربرد دارد. در اخبار و تحلیل‌های سیاسی، این اصطلاح بسیار رایج است. همچنین در بحث‌های مربوط به سازماندهی و همکاری‌های گروهی نیز به کرات شنیده می‌شود.

«هم‌پیمان شدن» بیشتر بر توافق و اتحاد رسمی، به‌ویژه در مسائل نظامی یا سیاسی، تأکید دارد. «یکی شدن» معنای عمومی‌تری دارد و می‌تواند به معنای ادغام کامل یا تبدیل شدن به یک چیز واحد باشد، بدون لزوماً تأکید بر اراده قبلی. «همکاری کردن» بر انجام مشترک کارها تمرکز دارد، در حالی که «متحد شدن» به نتیجه نهایی یعنی ایجاد یکپارچگی اشاره می‌کند. «همسو شدن» به معنای هماهنگ کردن دیدگاه‌ها و اهداف است، اما لزوماً به معنای تشکیل یک واحد عملی نیست.

使用说明

The verb 'متحد شدن' is commonly used in formal and semi-formal contexts, particularly in news, political discussions, and historical accounts. It implies a conscious decision to join forces for a specific reason. Ensure the context clearly indicates a move towards unity or a single entity.

常见错误

Learners might confuse 'متحد شدن' with simply 'cooperating' or 'agreeing'. Remember that 'متحد شدن' emphasizes the formation of a unified group or entity, often with a stronger commitment than mere cooperation.

记忆技巧

Imagine different threads ('تَـ') coming together to form a strong rope ('حـِـد' - related to 'حد' meaning boundary or limit, implying a unified front). 'متحد' sounds like 'united'.

词源

The word 'متحد' comes from the Arabic root 'وحد' (waḥada), meaning 'to be one' or 'to unite'. 'متحد شدن' literally means 'to become one'.

文化背景

The concept of unity and solidarity is deeply ingrained in many cultures, often arising from shared historical experiences, religious beliefs, or the need to overcome adversity. National unity is a particularly strong theme in many societies.

例句

1

پس از حمله دشمن، قبایل مختلف برای دفاع از سرزمینشان متحد شدند.

historical

After the enemy's attack, the different tribes united to defend their land.

2

کشورهای عضو اتحادیه اروپا برای تقویت اقتصاد خود متحد شده‌اند.

political

The member countries of the European Union have united to strengthen their economy.

3

بچه‌ها برای بردن در بازی، با هم متحد شدند.

informal

The children united together to win the game.

4

دانشمندان در سراسر جهان برای یافتن درمان بیماری‌های نادر متحد می‌شوند.

academic

Scientists around the world are uniting to find cures for rare diseases.

词族

名词
اتحاد (union, unity)
动词
متحد کردن (to unite someone/something)
形容词
متحد (united)

常见搭配

با هم متحد شدن To unite together
علیه دشمن متحد شدن To unite against an enemy
برای هدفی متحد شدن To unite for a purpose

常用短语

ملت متحد

United nation

نیروهای متحد

United forces

جهان متحد

United world

容易混淆的词

متحد شدن vs همکاری کردن (cooperate)

Cooperating involves working together on tasks, but 'متحد شدن' implies forming a single entity or stronger alliance, often with a shared identity or goal.

متحد شدن vs یکی شدن (become one)

While 'متحد شدن' leads to becoming one, 'یکی شدن' can also refer to simple merging or blending without the emphasis on a deliberate, unified front.

语法模式

فاعل + متحد شدن + با + متمم فاعل + متحد شدن + علیه + متمم فاعل + برای + هدف + متحد شدن

Focus on Shared Goals

When using 'متحد شدن', remember it implies a common objective or purpose that brings entities together.

Distinguish from Simple Cooperation

Be careful not to confuse 'متحد شدن' (uniting) with 'همکاری کردن' (cooperating). Unity suggests a deeper integration.

Importance of Unity in Culture

In many cultures, especially those with a history of conflict or external threats, the concept of unity ('اتحاد') is highly valued and frequently discussed.

自我测试

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:

مردم شهر برای مقابله با سیلاب با یکدیگر ______ شدند.

正确! 不太对。 正确答案: متحد

کلمه «متحد» به معنای یکی شدن و همبستگی است که با مفهوم مقابله با یک خطر مشترک همخوانی دارد.

multiple choice

بهترین مترادف برای «متحد شدن» در جمله زیر کدام است؟

دو حزب سیاسی برای پیروزی در انتخابات با هم متحد شدند.

正确! 不太对。 正确答案: هم‌پیمان شدند

«هم‌پیمان شدن» به معنای توافق و اتحاد رسمی برای رسیدن به هدفی مشترک است که در این جمله کاربرد دارد.

sentence building

کلمات زیر را مرتب کنید تا یک جمله معنی‌دار بسازید:

ایران - ملت - خود - برای - دفاع - متحد - شد

正确! 不太对。 正确答案: ملت ایران برای دفاع از خود متحد شد.

این ترتیب، ساختار دستوری صحیح و معنای روشنی را ارائه می‌دهد.

得分: /3

常见问题

4 个问题

«متحد شدن» به معنای ایجاد یکپارچگی و تبدیل شدن به یک واحد است، در حالی که «همکاری کردن» به معنای انجام مشترک کارها بدون لزوماً یکی شدن است. اتحاد نتیجه‌ای قوی‌تر و پایدارتر از صرف همکاری است.

در بیشتر موارد، «متحد شدن» بیانگر یک تصمیم و اراده جمعی است. با این حال، در برخی زمینه‌های تاریخی یا سیاسی، ممکن است اتحاد تحت فشار یا به دلایل استراتژیک نیز صورت گیرد.

«متحد شدن» برای توصیف فرآیندهای طبیعی (مانند ترکیب دو مایع) یا اتفاقات تصادفی که اراده‌ای در آن دخیل نیست، معمولاً استفاده نمی‌شود. همچنین برای توصیف اتحادهای بسیار کوچک و گذرا که صرفاً یک همکاری ساده هستند، ممکن است واژگان دیگری مناسب‌تر باشند.

بله، «متحد شدن» می‌تواند به معنای هم‌نظر شدن و هم‌فکر شدن نیز به کار رود، اما تمرکز اصلی آن بر ایجاد یک انسجام عملی یا سازمانی است. اتحاد فکری معمولاً پیش‌زمینه‌ای برای اتحاد عملی محسوب می‌شود.

有帮助吗?
还没有评论。成为第一个分享想法的人!