B1 noun 正式 #5,000 最常用 1分钟阅读

نسب

nasab /næˈsæb/

Nassab refers to lineage, ancestry, and the formal ties of kinship.

30秒词汇

  • Lineage, ancestry, and family ties.
  • Used in legal, historical, and formal contexts.
  • Refers to the connection between generations.

Overview

واژه «نسب» در زبان فارسی به مفهوم تبار، خویشاوندی، ریشه خانوادگی و شجره‌نامه به کار می‌رود. این کلمه بر پیوند خونی و خانوادگی میان افراد تأکید دارد و نشان‌دهنده ارتباط نسلی است. «نسب» معمولاً در بافت‌های رسمی‌تر، تاریخی، حقوقی و گاهی در ادبیات به کار می‌رود و به طبقه‌بندی و شناخت خانواده‌ها و افراد در یک چارچوب خویشاوندی کمک می‌کند.

«نسب» اغلب به صورت مضافٌ‌الیه (مثلاً «نسب فامیلی»، «نسب خانوادگی») یا به همراه صفاتی مانند «بالا»، «پایین»، «دور»، «نزدیک» به کار می‌رود. همچنین در ترکیب با افعالی مانند «داشتن»، «بردن»، «رسیدن» و «قطع کردن» نیز دیده می‌شود. این کلمه معمولاً با مفاهیم حقوقی مانند ارث، ازدواج و شناسایی هویت گره خورده است. در متون تاریخی، برای بیان شجره‌نامه افراد مهم و پادشاهان استفاده می‌شود.

۱. حقوقی: در مسائل مربوط به ازدواج، ارث، حضانت و اثبات هویت خانوادگی. مثال: «قانون، نسب را از طریق آزمایش DNA نیز می‌پذیرد.»

۲. تاریخی و اجتماعی: برای بیان شجره‌نامه خاندان‌ها، پادشاهان و افراد سرشناس. مثال: «نسب او به یکی از سرداران بزرگ ساسانی می‌رسید.»

۳. ادبی: در اشعار و متون کهن برای اشاره به تبار و ریشه‌های خانوادگی. مثال: «از نیکان و پاک‌زادان است و نسبی والا دارد.»

۴. روزمره (کمتر): هرچند کمتر در مکالمات روزمره به کار می‌رود، اما در بحث‌های خانوادگی درباره پیوندهای دور یا نزدیک فامیلی ممکن است شنیده شود. مثال: «می‌خواهم نسب خودم را با خانواده پدری‌ام بیشتر بشناسم.»

۱. خویشاوند/فامیل: این کلمات به افرادی اشاره دارند که با هم نسبت خانوادگی دارند، اما «نسب» خودِ پیوند و رابطه خویشاوندی را بیان می‌کند.

۲. تبار/اصل/ریشه: این کلمات بر منشأ و خاستگاه خانوادگی تأکید دارند و بیشتر به جنبه تاریخی و میراثی اشاره می‌کنند تا پیوند جاری.

۳. شجره‌نامه: این واژه به نمودار یا فهرستی اشاره دارد که روابط نسبی را نشان می‌دهد، در حالی که «نسب» خودِ آن رابطه است.

۴. دودمان: به معنای تبار و نسل‌های یک خانواده است و بیشتر بر جنبه استمرار و قدمت تأکید دارد.

例句

1

او ادعا می‌کند که نسبش به خاندان پادشاهی می‌رسد.

formal

He claims his lineage traces back to the royal family.

2

در مسائل حقوقی، اثبات نسب برای تعیین وراثت ضروری است.

legal

In legal matters, proving kinship is essential for determining inheritance.

3

می‌خواهم نسب خانوادگی‌ام را بیشتر بشناسم.

informal

I want to know more about my family's ancestry.

4

تحقیقات تاریخی بر روی نسب ساسانیان تمرکز داشت.

academic

The historical research focused on the Sasanian dynasty's lineage.

常见搭配

نسب خانوادگی Family lineage
نسب بردن To claim ancestry
نسب دور/نزدیک Distant/close kinship
اثبات نسب Proof of lineage

常用短语

از نیکان نسب است

He is of noble lineage.

نسبش به فلان کس می‌رسد

His lineage traces back to so-and-so.

قطع نسب

Severing ties of kinship (often used in legal/religious contexts)

容易混淆的词

نسب vs سبب

'Nassab' refers to blood relations (parents, children), while 'Sabab' refers to relations established through marriage (in-laws).

نسب vs خویشاوند

'Nassab' is the abstract concept of lineage or kinship, whereas 'Khishavand' refers to the actual relatives or kin.

语法模式

نسب + ـَـ + noun (e.g., نسبِ پدرم - my father's lineage) نسب + adjective (e.g., نسب والا - noble lineage) نسب + verb (e.g., نسب بردن - to claim lineage)

How to Use It

使用说明

Nassab is generally a formal term. It's more common in written texts (legal documents, historical accounts) than in everyday spoken Persian. While understood by most speakers, younger generations might use simpler terms like 'family ties' or 'roots' in casual conversation.


常见错误

Confusing 'Nassab' (blood relation) with 'Sabab' (relation by marriage) is a common error. Also, using 'Nassab' in very casual settings might sound overly formal or archaic.

Tips

💡

Understand Lineage and Ancestry

Nassab helps define your family tree and historical roots. It's about where you come from.

⚠️

Distinguish Nassab from Sabab

Remember 'Nassab' is blood relation, while 'Sabab' refers to relation by marriage.

🌍

Importance in Social Structure

Understanding lineage (Nassab) has historically been crucial for social status, inheritance, and identity in many cultures.

词源

The word 'Nassab' originates from the Arabic root 'nasaba', meaning 'to belong to', 'to be related', or 'to establish lineage'. It entered Persian through Arabic influence.

文化背景

In many traditional societies, including historical Persian culture, one's lineage (Nassab) played a significant role in determining social status, marriage prospects, and rights to property or titles.

记忆技巧

Think of 'Nassab' as 'Nass-ab' (line of water/flow), representing the continuous flow of generations in a family line.

常见问题

4 个问题

«نسب» به پیوند خونی گفته می‌شود که از طریق تولد ایجاد می‌شود (مانند پدر، مادر، فرزند). اما «سبب» به پیوند ناشی از ازدواج اطلاق می‌گردد (مانند پدرزن، مادر زن، داماد).

بله، در معنای اصلی و دقیق خود، «نسب» به پیوندهای خونی و تبار اشاره دارد. پیوندهای ناشی از ازدواج را «سبب» می‌نامند.

به دلیل دقت و رسمیت این واژه در بیان روابط خانوادگی، به‌ویژه در حوزه‌های حقوقی و تاریخی که نیاز به تعریف دقیق تبار و خویشاوندی است، کاربرد بیشتری دارد.

کاربرد مستقیم آن در مکالمات روزمره کمتر است، اما در بحث‌هایی درباره شناخت خانواده، تاریخچه فامیلی یا مسائل حقوقی مربوط به وراثت و ازدواج ممکن است به کار رود.

自我测试

fill blank

او ادعا کرد که ______ والا و مشهوری دارد.

正确! 不太对。 正确答案: نسب

کلمه «نسب» به معنای تبار و شجره‌نامه است و در این جمله برای بیان اعتبار خانوادگی به کار رفته است.

multiple choice

«نسب» در زبان فارسی به چه معناست؟

正确! 不太对。 正确答案: تبار و خویشاوندی خونی

«نسب» به طور مشخص به تبار و پیوندهای خونی اشاره دارد، در حالی که گزینه‌های دیگر معانی متفاوتی دارند.

sentence building

برای ساختن جمله، از کلمات زیر استفاده کنید: «او»، «پدر»، «پدر»، «نسب»، «داشت»

正确! 不太对。 正确答案: او نسب پدر پدرش را داشت.

این جمله به درستی نشان می‌دهد که فرد مورد نظر، تبار و اجداد پدری خود را می‌شناسد یا به آن‌ها مرتبط است.

得分: /3

有帮助吗?
还没有评论。成为第一个分享想法的人!