B2 verb 中性 1分钟阅读

وفق دادن

vafagh dadan /vafq dɒːdæn/

To adjust to new conditions; to adapt.

To adapt or adjust oneself or something to new circumstances.

30秒词汇

  • Adjusting to new conditions or environments.
  • Involves a process of adaptation and integration.
  • Used in personal, professional, and technical contexts.

Summary

To adapt or adjust oneself or something to new circumstances.

  • Adjusting to new conditions or environments.
  • Involves a process of adaptation and integration.
  • Used in personal, professional, and technical contexts.

Embrace the process of change

Think of 'وفق دادن' as actively engaging with new situations. It's about finding ways to thrive, not just survive.

Avoid forced adaptation

While adaptation is necessary, be mindful of situations where you might be pressured to 'وفق دادن' against your core values. True adaptation often involves finding a balance.

Cultural nuance of adjustment

In many cultures, including Iranian culture, the ability to 'وفق دادن' is highly valued as a sign of resilience and social intelligence.

例句

4 / 4
1

کارمندان جدید باید خود را با فرهنگ سازمانی وفق دهند.

New employees must adapt themselves to the organizational culture.

2

تلاش او برای وفق دادن سبک زندگی‌اش با محیط جدید قابل ستایش بود.

His effort to adapt his lifestyle to the new environment was commendable.

3

بچه‌ها زود خودشون رو با مدرسه وفق میدن.

Kids adapt to school quickly.

4

پژوهشگران در حال بررسی چگونگی وفق دادن گونه‌های گیاهی با تغییرات اقلیمی هستند.

Researchers are investigating how plant species can be adapted to climate change.

词族

名词
وفاق (agreement, harmony)
动词
وفق دادن
形容词
موافق (agreeing, favorable)

记忆技巧

Imagine 'wafa' (loyalty) leading to 'وفق' (agreement/adaptation). When you're loyal to a goal, you adapt your ways to achieve it.

Overview

«وفق دادن» فعلی است که به فرآیند تطبیق و سازگاری با شرایط جدید اشاره دارد. این واژه در زبان فارسی برای توصیف چگونگی کنار آمدن افراد یا حتی اشیاء و مفاهیم با تغییرات محیطی، اجتماعی، یا شخصی به کار می‌رود. این فعل معمولاً نتیجه‌ی یک تلاش آگاهانه یا یک فرآیند طبیعی برای بقا و موفقیت در موقعیت‌های دگرگون شده است.

این فعل غالباً به صورت «کسی چیزی را با چیزی وفق دادن» یا «کسی با چیزی وفق دادن» به کار می‌رود. در حالت اول، فاعل به طور فعال در حال تطبیق دادن یک چیز است، در حالی که در حالت دوم، فاعل خود را با شرایط وفق می‌دهد. همچنین می‌توان گفت «چیزی با چیزی وفق داده شد» که نشان‌دهنده‌ی انفعال در فرآیند تطبیق است.

این فعل در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد:

۱. محیط کار: وفق دادن خود با فرهنگ سازمانی جدید، تکنولوژی‌های نوین، یا تغییر در وظایف شغلی.

۲. زندگی شخصی: وفق دادن سبک زندگی با شرایط جدید پس از مهاجرت، ازدواج، یا تولد فرزند.

۳. آموزش: وفق دادن روش‌های تدریس با نیازهای دانش‌آموزان یا وفق دادن دانش‌آموزان با سیستم آموزشی جدید.

۴. تکنولوژی: وفق دادن نرم‌افزارها با سیستم‌عامل‌های جدید یا وفق دادن کاربران با رابط‌های کاربری تازه.

«وفق دادن» شباهت‌هایی با واژگان دیگری مانند «سازگار کردن»، «تطبیق دادن»، و «انطباق دادن» دارد.

  • سازگار کردن: این واژه بیشتر بر هماهنگی و همخوانی تأکید دارد، یعنی ایجاد تناسب بین دو یا چند چیز. «وفق دادن» می‌تواند شامل سازگاری باشد اما فراتر از آن، به معنای پذیرش و کنار آمدن با تغییر نیز هست.
  • تطبیق دادن: این واژه نیز بسیار نزدیک است و اغلب به جای «وفق دادن» به کار می‌رود. تفاوت ظریفی ممکن است در این باشد که «تطبیق» بیشتر به معنای تغییر دادن یک چیز برای مطابقت با چیز دیگر است، در حالی که «وفق دادن» می‌تواند شامل تغییر درونی فرد یا گروه برای پذیرش شرایط باشد.
  • انطباق دادن: این واژه معمولاً در زمینه‌های علمی و فنی کاربرد بیشتری دارد و به معنای مطابقت دادن یک الگو یا استاندارد با شرایط خاص است. «وفق دادن» کاربرد عمومی‌تری دارد.

使用说明

The verb 'وفق دادن' is commonly used in both spoken and written Persian. It can be used reflexively ('خود را وفق دادن') to emphasize self-adaptation. The context usually clarifies whether the adaptation is internal, external, or both.

常见错误

A common mistake is using it in contexts where a simpler verb like 'عادت کردن' (to get used to) might suffice, potentially making the language sound overly formal or stilted. Ensure the context truly requires the nuance of adaptation.

记忆技巧

Imagine 'wafa' (loyalty) leading to 'وفق' (agreement/adaptation). When you're loyal to a goal, you adapt your ways to achieve it.

词源

The word 'وفق' originates from Arabic 'wāfāqa' (وافق), meaning agreement, conformity, or coincidence. 'وفق دادن' thus implies bringing into agreement or conformity with something new.

文化背景

The ability to 'وفق دادن' is often seen as a key component of resilience and wisdom in Persian culture. It implies flexibility and the capacity to navigate life's challenges gracefully.

例句

1

کارمندان جدید باید خود را با فرهنگ سازمانی وفق دهند.

everyday

New employees must adapt themselves to the organizational culture.

2

تلاش او برای وفق دادن سبک زندگی‌اش با محیط جدید قابل ستایش بود.

formal

His effort to adapt his lifestyle to the new environment was commendable.

3

بچه‌ها زود خودشون رو با مدرسه وفق میدن.

informal

Kids adapt to school quickly.

4

پژوهشگران در حال بررسی چگونگی وفق دادن گونه‌های گیاهی با تغییرات اقلیمی هستند.

academic

Researchers are investigating how plant species can be adapted to climate change.

词族

名词
وفاق (agreement, harmony)
动词
وفق دادن
形容词
موافق (agreeing, favorable)

常见搭配

خود را وفق دادن To adapt oneself
با شرایط وفق دادن To adapt to conditions
با محیط وفق دادن To adapt to the environment

常用短语

خود را با شرایط وفق دادن

To adapt oneself to the circumstances

به سرعت وفق دادن

To adapt quickly

با تغییرات وفق دادن

To adapt to changes

容易混淆的词

وفق دادن vs سازگار کردن

'سازگار کردن' (to harmonize, make compatible) focuses more on making things fit together or work harmoniously. 'وفق دادن' (to adapt) implies a more personal or active adjustment to new or challenging circumstances.

وفق دادن vs تطبیق دادن

'تطبیق دادن' (to adjust, modify) often suggests making specific changes to fit a new requirement. 'وفق دادن' can encompass broader adaptation, including internal changes in attitude or behavior.

语法模式

فاعل + خود را + مفعول (شرایط/محیط) + وفق دادن فاعل + با + مفعول (شرایط/محیط) + وفق دادن

Embrace the process of change

Think of 'وفق دادن' as actively engaging with new situations. It's about finding ways to thrive, not just survive.

Avoid forced adaptation

While adaptation is necessary, be mindful of situations where you might be pressured to 'وفق دادن' against your core values. True adaptation often involves finding a balance.

Cultural nuance of adjustment

In many cultures, including Iranian culture, the ability to 'وفق دادن' is highly valued as a sign of resilience and social intelligence.

自我测试

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:

پس از مهاجرت، او مجبور شد خود را با فرهنگ جدید ___.

正确! 不太对。 正确答案: وفق دهد

کلمه «وفق دهد» به معنای سازگاری با شرایط جدید است که با مفهوم جمله مطابقت دارد.

multiple choice

بهترین مترادف برای «وفق دادن» در جمله زیر کدام است؟

شرکت تلاش کرد تا کارکنان خود را با سیستم مدیریت جدید وفق دهد.

正确! 不太对。 正确答案: تطبیق دهد

«تطبیق دهد» نزدیک‌ترین معنا را به «وفق دهد» در این بافت دارد و به معنی سازگار کردن کارکنان با سیستم جدید است.

sentence building

کلمات زیر را مرتب کنید تا یک جمله معنی‌دار بسازید:

شرایط / با / جدید / باید / وفق / خود / ما / دهیم / .

正确! 不太对。 正确答案: ما باید خود را با شرایط جدید وفق دهیم.

این ترتیب کلمات، یک جمله کامل و صحیح از نظر دستوری و معنایی را تشکیل می‌دهد که مفهوم سازگاری با شرایط جدید را بیان می‌کند.

得分: /3

常见问题

4 个问题

«وفق دادن» معمولاً یک فرآیند فعال‌تر یا نتیجه‌ی یک تلاش است، در حالی که «سازگار شدن» می‌تواند بیشتر حالت طبیعی یا انفعالی داشته باشد. هر دو به معنای پذیرش شرایط جدید هستند.

لزوماً همیشه مثبت نیست. این فعل فقط فرآیند تطبیق را توصیف می‌کند. گاهی وفق دادن با شرایط نامطلوب ممکن است اجتناب‌ناپذیر باشد و لزوماً به معنای رضایت کامل نیست.

این فعل در موقعیت‌هایی که تغییرات قابل توجهی رخ داده و نیاز به تطبیق با آن‌ها وجود دارد، به کار می‌رود؛ مانند تغییر شغل، مهاجرت، یا پذیرش فناوری‌های جدید.

بله، می‌توان گفت «دستگاه جدید را با شبکه وفق دادند»، یعنی آن را طوری تنظیم کردند که با شبکه سازگار شود. اما کاربرد اصلی آن برای انسان‌ها و گروه‌ها است.

有帮助吗?
还没有评论。成为第一个分享想法的人!