A2 adjective محايد #3,000 الأكثر شيوعاً 1 دقيقة للقراءة

بیکار

bikar /biːkɑːr/

Understanding 'بیکار' requires distinguishing between its primary meaning of unemployment and its secondary meaning of idleness, which carries varying social and emotional weight.

الكلمة في 30 ثانية

  • Refers to being unemployed or idle, without a specific task.
  • Used in formal economic reports and informal daily conversations.
  • Generally neutral, but can imply idleness or unemployment issues.
  • Common mistake: using it solely for 'lazy' without context.
  • Highlights societal concern about unemployment in Persian culture.

کلیات: معنی، ظرافت‌ها، و بار عاطفی

کلمه «بیکار» در زبان فارسی یکی از پرکاربردترین واژه‌ها برای توصیف وضعیت عدم اشتغال یا عدم فعالیت است. ریشه این کلمه از «بی-» (پیشوند نفی) و «کار» (به معنای شغل، وظیفه، یا عمل) می‌آید. معنی اصلی آن «بدون کار» است. این واژه دو کاربرد اصلی دارد: یکی به معنای «فاقد شغل و منبع درآمد» و دیگری به معنای «غیرفعال، فارغ، یا تنبل».

در معنای اول، «بیکار» به فردی اطلاق می‌شود که شغل مشخصی ندارد و از این رو ممکن است با مشکلات اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم کند. این کاربرد غالباً بار عاطفی منفی دارد و اشاره به یک معضل اجتماعی یا فردی است. مثلاً وقتی می‌گوییم «نرخ بیکاری در کشور بالا است»، منظورمان تعداد افرادی است که شغل ندارند.

در معنای دوم، «بیکار» به کسی یا چیزی اشاره دارد که در حال حاضر کاری برای انجام دادن ندارد یا به طور کلی اهل فعالیت نیست. این کاربرد می‌تواند بار عاطفی متفاوتی داشته باشد. گاهی ممکن است خنثی باشد، مثلاً «امروز بیکارم و می‌توانم با تو بیایم.» گاهی می‌تواند بار منفی داشته باشد و به تنبلی یا وقت‌گذرانی بی‌هدف اشاره کند، مانند «چرا بیکار نشسته‌ای؟ کاری انجام بده!» و گاهی نیز می‌تواند به معنای فراغت و آسودگی باشد، مثلاً «بعد از یک هفته کاری سخت، شنبه‌ها دوست دارم بیکار باشم.»

ظرافت‌های این کلمه در همین تفاوت بار عاطفی و معنایی نهفته است. درک این ظرافت‌ها برای استفاده صحیح و بومی از این واژه بسیار مهم است.

الگوهای کاربرد: رسمی/غیررسمی، نوشتاری/گفتاری، منطقه‌ای

«بیکار» واژه‌ای بسیار رایج است که در تمامی سطوح زبانی، از رسمی‌ترین متون تا محاوره‌ای‌ترین مکالمات، کاربرد دارد. این کلمه از نظر رسمی/غیررسمی بودن، یک واژه «خنثی» محسوب می‌شود و می‌توان آن را در هر دو زمینه به کار برد.

در زبان نوشتاری رسمی: اغلب برای اشاره به وضعیت اقتصادی و اجتماعی به کار می‌رود. مثلاً در گزارش‌های دولتی، مقالات علمی، و اخبار، به کرات از عباراتی مانند «افزایش تعداد بیکاران»، «کاهش نرخ بیکاری»، یا «بیکاری پنهان» استفاده می‌شود. در این موارد، کلمه بار معنایی جدی و تخصصی دارد.

در زبان نوشتاری غیررسمی: در مقالات وبلاگی، داستان‌های کوتاه، یا نامه‌های دوستانه نیز به کار می‌رود و می‌تواند هم به معنای عدم اشتغال و هم به معنای فراغت باشد.

در زبان گفتاری: «بیکار» بسیار رایج است. مردم در مکالمات روزمره خود به راحتی از آن استفاده می‌کنند. مثلاً: «فلانی مدتی است بیکار شده» (شغل ندارد) یا «عصر بیکاری؟ بریم بیرون؟» (وقت آزاد داری؟). در گفتار، لحن و بافت جمله نقش کلیدی در تعیین معنای دقیق آن بازی می‌کند. مثلاً با لحن توبیخ‌آمیز می‌توان گفت: «چرا بیکار نشسته‌ای؟» که اشاره به تنبلی دارد.

کاربرد منطقه‌ای: این کلمه در تمامی گویش‌ها و لهجه‌های فارسی‌زبانان ایران، افغانستان، و تاجیکستان به یک معنی و با شیوع بالا به کار می‌رود و تفاوت منطقه‌ای قابل توجهی در معنا یا کاربرد آن وجود ندارد.

زمینه‌های رایج: کار، سفر، رسانه، ادبیات، شبکه‌های اجتماعی

  • کار و اقتصاد: این رایج‌ترین زمینه کاربرد «بیکار» است. عباراتی مانند «افراد بیکار»، «مشکل بیکاری»، «بیکاری جوانان» و «بیمه بیکاری» به طور مداوم در این حوزه استفاده می‌شوند. این کلمه محور بسیاری از بحث‌های اقتصادی و اجتماعی است.
  • زندگی روزمره و فراغت: در مکالمات عادی، برای پرسیدن در مورد وقت آزاد یا برنامه‌های روزانه استفاده می‌شود. «امروز بیکاری؟»، «فردا بیکارم»، «وقت بیکاری» نمونه‌هایی از این کاربرد هستند. در این موارد، معمولاً بار منفی ندارد و صرفاً به عدم مشغله اشاره می‌کند.
  • رسانه و خبر: رسانه‌ها به طور گسترده‌ای از این کلمه در گزارش‌های خبری، تحلیل‌های اقتصادی، و مصاحبه‌ها استفاده می‌کنند. «خبرگزاری‌ها از افزایش بیکاری در مناطق روستایی خبر دادند.»
  • ادبیات: در ادبیات، «بیکار» می‌تواند برای توصیف شخصیت‌هایی که از زندگی هدفمند دور هستند، یا برای بیان حس پوچی و بی‌معنایی به کار رود. همچنین می‌تواند به عنوان کنایه از تنبلی یا عدم بهره‌وری استفاده شود. مثلاً در شعری ممکن است به «روزهای بیکاری» اشاره شود که بار معنایی خاص خود را دارد.
  • شبکه‌های اجتماعی: در شبکه‌های اجتماعی، «بیکار» هم در معنای جدی (بحث‌های مربوط به اشتغال) و هم در معنای غیررسمی و طنزآمیز (شوخی با وقت آزاد یا انجام کارهای بی‌اهمیت) به کار می‌رود. مثلاً «آنقدر بیکارم که دارم این پست‌ها را می‌خوانم» یا «چالش بیکاری» که به فعالیت‌های افراد در زمان فراغت اشاره دارد.

مقایسه با کلمات مشابه: تفاوت با هم‌معنی‌های نزدیک

  • فارغ: «فارغ» بیشتر به معنای «آزاد از انجام کاری» یا «تمام شده» است. بار معنایی «فارغ» معمولاً مثبت یا خنثی است و به اتمام یک دوره یا رهایی از مشغله اشاره دارد. مثلاً «فارغ‌التحصیل» (کسی که تحصیلش تمام شده) یا «فارغ از هر دغدغه‌ای». در حالی که «بیکار» بیشتر بر «نداشتن کار» یا «عدم فعالیت» تأکید دارد و می‌تواند بار منفی بیکاری اقتصادی را نیز حمل کند. یک فرد می‌تواند «فارغ» باشد اما «بیکار» نباشد (مثلاً دانشجو بعد از امتحانات فارغ است اما بیکار نیست، چون شغل دارد). همچنین یک فرد می‌تواند «بیکار» باشد اما «فارغ» نباشد (مثلاً بیکار است اما به دنبال کار می‌گردد و دغدغه دارد).
  • عَطّال (عَطّال و باطِل): این کلمه بیشتر در محاوره و به معنای «بیهوده» یا «بی‌فایده» به کار می‌رود و بار معنایی منفی قوی‌تری دارد که به تنبلی و وقت‌گذرانی بی‌هدف اشاره می‌کند. «بیکار» می‌تواند صرفاً به عدم اشتغال اشاره کند، اما «عَطّال» اغلب با مفهوم اتلاف وقت همراه است. مثلاً «عَطّال و باطِل می‌چرخد» به معنی این است که بی‌هدف و بی‌فایده وقت می‌گذراند. در حالی که «بیکار است» می‌تواند به معنی این باشد که شغل ندارد و منتظر فرصت است.
  • غیرفعال: این کلمه بیشتر به معنای «فعال نبودن» یا «در حال کار نبودن» است و می‌تواند برای اشیاء یا سیستم‌ها نیز به کار رود. «بیکار» بیشتر برای انسان‌ها یا موجودات زنده استفاده می‌شود. مثلاً «حساب بانکی غیرفعال» یا «آتشفشان غیرفعال»، اما نمی‌گوییم «آتشفشان بیکار».

سطح و لحن: چه زمانی مناسب است، چه زمانی باید اجتناب کرد

«بیکار» یک واژه با سطح و لحن «خنثی» است که در اکثر موقعیت‌ها مناسب است، اما با توجه به بافت می‌تواند بار معنایی متفاوتی پیدا کند.

مناسب:

  • هنگام اشاره به وضعیت اشتغال: در گفتگوهای جدی در مورد اقتصاد، بازار کار، یا وضعیت شغلی افراد. «او یک سال است که بیکار شده است.»
  • هنگام پرسیدن در مورد وقت آزاد: در مکالمات دوستانه و غیررسمی. «عصر بیکاری بریم قهوه بخوریم؟»
  • در ادبیات و رسانه: برای توصیف وضعیت یا شخصیت‌ها بدون بار منفی شدید، مگر اینکه نویسنده قصد خاصی داشته باشد.

اجتناب:

  • در موقعیت‌های رسمی که نیاز به واژه دقیق‌تر و تخصصی‌تر است: مثلاً در یک گزارش حقوقی یا پزشکی، ممکن است از عباراتی مانند «عدم اشتغال» یا «ناتوانی در انجام کار» استفاده شود تا دقیق‌تر و بی‌طرفانه‌تر باشد.
  • هنگام توصیف مستقیم فرد به عنوان «تنبل»: اگرچه «بیکار» می‌تواند به تنبلی اشاره کند، اما استفاده مستقیم از آن برای برچسب‌زدن به فرد به عنوان «تنبل» ممکن است توهین‌آمیز باشد. در این موارد، بهتر است از کلمات صریح‌تر مانند «تنبل» یا «بی‌حوصله» استفاده شود، یا به جای آن به رفتار فرد اشاره کرد. مثلاً به جای «او بیکار است» (به معنی تنبل)، بگوییم «او کاری انجام نمی‌دهد» یا «وقتش را هدر می‌دهد».

همنشینی‌ها در متن: عبارات رایج

«بیکار» با کلمات و عبارات مختلفی همنشین می‌شود که درک آن‌ها به استفاده صحیح از این واژه کمک می‌کند:

  • فرد/شخص بیکار: (معمولاً در بافت اقتصادی) اشاره به کسی که شغل ندارد.
  • نرخ بیکاری: (اقتصادی) درصد جمعیت فعال که شغل ندارند.
  • بیکار شدن: (فعل) شغل خود را از دست دادن یا بدون کار شدن.
  • بیکار کردن: (فعل) کسی را از کار برکنار کردن یا شغلی را از او گرفتن.
  • وقت بیکاری: (اسم) زمان فراغت، وقت آزاد.
  • بیکار نشستن: (فعل) بدون فعالیت ماندن، تنبلی کردن.
  • بیکار گشتن/چرخیدن: (فعل) بی‌هدف پرسه زدن، وقت گذراندن.
  • بیکاری پنهان: (اقتصادی) وضعیتی که افراد شاغل هستند اما کارشان بهره‌وری کافی ندارد یا می‌توانند کار بیشتری انجام دهند.
  • بیمه بیکاری: (اقتصادی) کمک‌هزینه‌ای که دولت به افراد بیکار پرداخت می‌کند.
  • بیکار و بی‌عار: (اصطلاح عامیانه) به معنای کسی که نه کاری دارد و نه دغدغه‌ای، اغلب با بار منفی.

این همنشینی‌ها نشان می‌دهند که «بیکار» چگونه در بافت‌های مختلف معنای خود را تکمیل و تقویت می‌کند.

أمثلة

1

بعد از فارغ‌التحصیلی، مدتی بیکار بودم تا کار مناسبی پیدا کنم.

everyday

After graduation, I was unemployed for a while until I found a suitable job.

2

گزارش‌های اقتصادی حاکی از افزایش نرخ بیکاری در مناطق روستایی است.

formal

Economic reports indicate an increase in the unemployment rate in rural areas.

3

امروز عصر بیکاری؟ بریم بیرون یه قهوه بخوریم؟

informal

Are you free this afternoon? Shall we go out for a coffee?

4

تحقیقات نشان می‌دهد که بیکاری طولانی‌مدت می‌تواند تأثیرات منفی بر سلامت روان افراد داشته باشد.

academic

Research shows that long-term unemployment can have negative effects on individuals' mental health.

5

شرکت به دلیل مشکلات مالی مجبور شد تعدادی از کارمندان خود را بیکار کند.

business

Due to financial problems, the company was forced to lay off some of its employees.

6

شاعر در وصف روزهای بیکاری و بی‌هدفی انسان در دنیای مدرن سرود.

literary

The poet wrote about the days of idleness and aimlessness of man in the modern world.

7

چرا بیکار نشسته‌ای؟ برو کمک کن ظرف‌ها را بشوییم!

everyday

Why are you sitting idly? Go help us wash the dishes!

8

اگر بیکار شدی، حتماً برای بیمه بیکاری اقدام کن.

everyday

If you become unemployed, be sure to apply for unemployment benefits.

أنماط نحوية

فاعل + بیکار + است/بود/می‌شود (مثال: او بیکار است.) فاعل + بیکار + شد (مثال: او بیکار شد.) فاعل + مفعول + را + بیکار + کرد (مثال: شرکت او را بیکار کرد.) زمان + بیکاری (مثال: وقت بیکاری، روزهای بیکاری) نرخ + بیکاری (مثال: نرخ بیکاری افزایش یافت.) بیکار + نشستن/گشتن (مثال: چرا بیکار نشسته‌ای؟)

How to Use It

ملاحظات الاستخدام

The word 'بیکار' is generally neutral in register, making it suitable for both formal and informal contexts. However, its connotation shifts significantly based on the context: it's serious when discussing unemployment (a societal issue) and casual when referring to free time. It's widely used in all regions of Persian-speaking countries. In written form, especially academic or journalistic, it refers to 'unemployed', while in spoken language, it frequently means 'free' or 'available'. On social media, it can be used humorously to describe having too much free time. Avoid using 'بیکار' to directly label someone as lazy in a derogatory way; it's better to describe their actions instead.


أخطاء شائعة

A common mistake is to confuse 'بیکار' (unemployed/idle) with 'تنبل' (lazy). While 'بیکار نشستن' can imply laziness, 'بیکار' itself isn't a direct synonym for lazy; it often refers to a lack of work opportunity. Another error is using it for inanimate objects; 'بیکار' is for people or living beings, not for a 'bikar' machine (use 'غیرفعال' or 'خاموش'). Learners might also misuse it when 'فارغ' (finished, free from a task) is more appropriate, failing to grasp the nuance between simply not having a job/activity and having completed one. Overusing it in formal economic reports when more precise terms like 'عدم اشتغال' could be used is also a minor mistake.

Tips

⚠️

Avoid Offending

While 'بیکار' can sometimes imply laziness, directly calling someone 'بیکار' in a negative sense might be offensive. It's better to use more direct words like 'تنبل' (lazy) or describe their actions, e.g., 'او کاری انجام نمی‌دهد' (He doesn't do anything).

🌍

Social Issue Indicator

Unemployment ('بیکاری') is a significant social and economic concern in Persian-speaking countries. Using 'بیکار' in this context carries a serious tone, reflecting societal challenges and often evoking empathy. 'مشکل بیکاری جوانان' (youth unemployment problem) is a common phrase.

🎓

Distinguish from Farigh

Advanced learners should differentiate 'بیکار' from 'فارغ'. 'فارغ' means 'finished with a task' or 'free from worry', often with a positive connotation (e.g., 'فارغ‌التحصیل' - graduate). 'بیکار' focuses on not having work or being idle, which can be negative or neutral.

أصل الكلمة

The word 'بیکار' is derived from Persian roots. It's a compound word formed by the prefix 'بی-' (bi-), meaning 'without' or 'lack of', and the noun 'کار' (kār), meaning 'work', 'job', or 'action'. Thus, its literal meaning is 'without work'. This structure is common in Persian for creating negative adjectives. The word has maintained its core meaning of lacking employment or being idle throughout its history, reflecting a consistent societal understanding of labor and leisure.

السياق الثقافي

The concept of 'بیکار' (unemployed/idle) holds significant cultural weight in Persian-speaking societies, where work and productivity are generally valued. High unemployment rates, especially among youth, are a recurring social and political concern, often discussed in media and daily conversations. While having 'وقت بیکاری' (free time) is seen as normal, being 'بیکار' (unemployed) for extended periods can carry social stigma or evoke sympathy, reflecting the importance of gainful employment. On social media, 'بیکار' is often used humorously to describe having too much free time or engaging in trivial activities, showing a lighter side to the word's usage among younger generations.

نصيحة للحفظ

Imagine a BEE (sounds like 'bi' in 'bikar') who has CAR (sounds like 'kar') but no flowers to pollinate. The bee is just sitting there, not working, feeling BEE-CAR (بیکار) because it's unemployed or idle. This vivid image helps connect the sound to the meaning of 'unemployed' or 'idle'.

الأسئلة الشائعة

10 أسئلة

«بیکار» بیشتر به معنای نداشتن شغل یا فعالیتی برای انجام دادن است، که می‌تواند با بار منفی اقتصادی یا تنبلی همراه باشد. اما «فارغ» به معنای آزاد شدن از یک مشغله یا اتمام کاری است و معمولاً بار معنایی مثبت یا خنثی دارد. مثلاً یک دانشجو بعد از امتحانات «فارغ» است، اما ممکن است «بیکار» نباشد چون شغل پاره‌وقت دارد.

خیر، همیشه بار منفی ندارد. در بافت‌هایی که به معنای نداشتن شغل است، معمولاً بار منفی اجتماعی و اقتصادی دارد. اما در مکالمات روزمره، وقتی به معنای «وقت آزاد داشتن» به کار می‌رود، بار منفی ندارد و صرفاً به عدم مشغله اشاره می‌کند. لحن و بافت جمله در تعیین بار معنایی آن بسیار مهم است.

«بیکار» می‌تواند به تنبلی اشاره کند، اما برای جلوگیری از سوءتفاهم یا توهین، بهتر است از کلمات صریح‌تر مانند «تنبل» یا «بی‌حوصله» استفاده کنید. همچنین می‌توانید به جای برچسب‌زدن، به رفتار فرد اشاره کنید، مثلاً بگویید «او کاری انجام نمی‌دهد» یا «وقتش را هدر می‌دهد» به جای «او بیکار است» به معنای تنبل.

در شبکه‌های اجتماعی، «بیکار» هم در معنای جدی (بحث‌های مربوط به اشتغال و مشکلات اقتصادی) و هم در معنای غیررسمی و طنزآمیز (شوخی با وقت آزاد، انجام کارهای بی‌اهمیت یا وقت‌گذرانی) به کار می‌رود. مثلاً برای بیان اینکه «وقت زیادی دارم» یا «حوصله‌ام سر رفته» از آن استفاده می‌شود.

بله، «بیکار» یک واژه کاملاً پذیرفته شده در فارسی رسمی و نوشتاری است، به خصوص در متون اقتصادی، اجتماعی و خبری. عباراتی مانند «نرخ بیکاری» یا «افزایش بیکاران» در گزارش‌های رسمی بسیار رایج هستند. در این موارد، بیشتر به معنای عدم اشتغال به کار است.

یکی از اصطلاحات رایج «بیکار و بی‌عار» است که به کسی گفته می‌شود که نه کاری دارد و نه دغدغه‌ای، اغلب با بار منفی. همچنین «بیکار نشستن» به معنای بی‌فعالیت ماندن و «وقت بیکاری» به معنای زمان فراغت است.

خیر، «بیکار» معمولاً برای انسان‌ها یا موجودات زنده به کار می‌رود. برای اشیاء یا سیستم‌هایی که فعال نیستند، از کلماتی مانند «غیرفعال» یا «خاموش» استفاده می‌شود. مثلاً می‌گوییم «موتور غیرفعال است»، نه «موتور بیکار است».

مصدر آن «بیکار بودن» (به معنای شغل نداشتن یا فعال نبودن) است. همچنین می‌توان فعل «بیکار کردن» را داشت که به معنای اخراج کردن یا از کار برکنار کردن کسی است، یا «بیکار شدن» به معنای شغل خود را از دست دادن.

تلفظ آن کاملاً استاندارد و مطابق با املای آن است: /biːkɑːr/. هیچ نکته خاص یا استثنایی در تلفظ آن وجود ندارد و در تمامی لهجه‌های فارسی به همین صورت تلفظ می‌شود.

می‌توانید بگویید: «امروز عصر بیکاری؟» (Are you free this afternoon?) یا «فردا بیکارم، می‌تونیم همدیگر رو ببینیم.» (I'm free tomorrow, we can meet). این کاربرد بسیار رایج و دوستانه است.

اختبر نفسك

fill blank

نرخ ______ در کشور رو به افزایش است.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة:

در این جمله، منظور از نرخ، میزان عدم اشتغال است، بنابراین «بیکاری» (اسم از بیکار) مناسب‌ترین گزینه است. سایر گزینه‌ها معنای متفاوتی دارند.

multiple choice

کدام جمله صحیح است؟

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة:

«بیکار» معمولاً برای انسان‌ها یا موجودات زنده به کار می‌رود که کاری برای انجام دادن ندارند. گزینه‌های دیگر برای اشیاء مناسب نیستند و باید از کلماتی مانند «خالی» یا «غیرفعال» استفاده شود.

sentence building

کلمات: «او»، «چند ماه»، «است»، «بیکار»، «شده»

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة:

این جمله به معنای «او برای چند ماه است که شغل خود را از دست داده» می‌باشد. ساختار «کسی بیکار شده است» رایج‌ترین شکل بیان این وضعیت است.

error correction

«او از بس بیکار است، همیشه در حال کار کردن است.»

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة:

جمله اصلی متناقض است؛ «بیکار» به معنای عدم فعالیت است، در حالی که «همیشه در حال کار کردن» به معنای فعالیت زیاد است. باید از کلمه‌ای متضاد مانند «فعال» یا «پرکار» استفاده شود.

النتيجة: /4

Related Content

هل كان هذا مفيداً؟
لا توجد تعليقات بعد. كن أول من يشارك أفكاره!