B2 noun محايد 1 دقيقة للقراءة

دسترسی

dastresi /dæst.ɾæ.siː/

Access is the fundamental ability to reach, use, or enter a resource or space.

الكلمة في 30 ثانية

  • The opportunity or ability to use something.
  • Having the right to enter or access information.
  • Often used in technical and formal contexts.

بررسی اجمالی

واژه «دسترسی» از ریشه «دست» و پسوند «رس» (از فعل رسیدن) ساخته شده است. این واژه در زبان فارسی به معنای تواناییِ رسیدن به هدف، مکان یا منبعی است که پیش‌تر برای ما محدود یا دور بوده است. در دنیای مدرن، این واژه کاربرد بسیار گسترده‌ای در حوزه‌های تکنولوژی، حقوق مدنی و ارتباطات دارد.

الگوهای کاربردی

این واژه معمولاً با فعل‌های «داشتن»، «پیدا کردن» و «ایجاد کردن» به کار می‌رود. ساختار دستوری رایج آن به صورت «دسترسی به [چیزی/کسی]» است. برای مثال: «او به اطلاعات محرمانه دسترسی دارد.»

بافت‌های رایج

در محیط‌های اداری، «دسترسی به پرونده‌ها» اهمیت زیادی دارد. در حوزه فناوری، «دسترسی به اینترنت» یا «دسترسی به فایل» از پرکاربردترین عبارات است. همچنین در مباحث اجتماعی، «دسترسی به آموزش رایگان» یک حق شهروندی محسوب می‌شود.

مقایسه با واژگان مشابه

واژه «دستیابی» اگرچه به دسترسی نزدیک است، اما بیشتر بر فرآیندِ «به دست آوردن» و «رسیدن به نتیجه» تاکید دارد، در حالی که «دسترسی» بیشتر بر «شرایطِ امکان‌پذیری» تمرکز می‌کند. همچنین «ورود» تنها به معنای داخل شدن فیزیکی است، اما دسترسی مفهومی انتزاعی‌تر و گسترده‌تر دارد.

📝

ملاحظات الاستخدام

Dastresi is a neutral to formal noun. It is widely used in both technical documentation and everyday conversation. Always ensure it is followed by the preposition 'be'.

⚠️

أخطاء شائعة

Learners often omit the preposition 'be' after the word. Another mistake is using it as a verb; it is a noun, so you must use it with verbs like 'dashtan' or 'peyda kardan'.

💡

نصيحة للحفظ

Think of 'Dast' (hand) + 'Resi' (reaching). It is like having your hand long enough to reach what you need.

📖

أصل الكلمة

Derived from the Persian word 'dast' (hand) and the root of 'residan' (to reach). It literally means 'hand-reaching'.

🌍

السياق الثقافي

The concept of access is central to discussions about social justice and digital infrastructure in modern Persian society.

أمثلة

1

او به اینترنت دسترسی ندارد.

everyday

He does not have access to the internet.

2

دسترسی به این اسناد محدود است.

formal

Access to these documents is restricted.

3

شماره‌اش را دارم، به او دسترسی دارم.

informal

I have his number, I can reach him.

4

دسترسی برابر به آموزش حق همه است.

academic

Equal access to education is everyone's right.

عائلة الكلمة

اسم
دسترسی
فعل
دسترس داشتن
صفة
در دسترس

تلازمات شائعة

دسترسی آسان Easy access
دسترسی محدود Limited access
دسترسی پیدا کردن To gain access

العبارات الشائعة

در دسترس بودن

To be available

خارج از دسترس

Out of reach / unavailable

دسترسی سریع

Quick access

يُخلط عادةً مع

دسترسی vs دستیابی

Dastyabi implies the act of reaching a goal or obtaining something through effort. Dastresi is about the state of having the opportunity.

أنماط نحوية

دسترسی به + اسم داشتن دسترسی به + اسم دسترسی داشتن به + اسم
💡

Use with the preposition 'be'

Always follow the noun 'dastresi' with the preposition 'be' (to). For example, 'dastresi be internet'.

⚠️

Avoid confusing with 'dastyabi'

Don't use 'dastresi' when you mean 'achieving' a goal. Use 'dastyabi' for accomplishments.

🌍

Digital access in Iran

The term 'dastresi' is frequently used in news and social media regarding internet filtering and digital freedom.

اختبر نفسك

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید.

همه دانش‌آموزان باید به کتابخانه ___ داشته باشند.

✓ صحيح! ✗ ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: دسترسی

چون صحبت از امکان استفاده از منابع کتابخانه است.

🎉 النتيجة: /1

الأسئلة الشائعة

4 أسئلة

بله، این جمله به این معناست که شما راهی برای برقراری ارتباط با آن شخص (مثلاً شماره تماس یا دیدار حضوری) دارید. این کاربرد در محیط‌های کاری بسیار رایج است.

دسترسی یعنی امکانِ استفاده از چیزی وجود دارد، اما دستیابی یعنی موفق شدن در رسیدن به یک هدف یا شیء. دستیابی معمولاً نتیجه یک تلاش است.

خیر، دسترسی هم برای مکان‌های فیزیکی و هم برای منابع انتزاعی مانند داده‌ها، اینترنت، خدمات درمانی یا فرصت‌های شغلی استفاده می‌شود.

متضاد مستقیم آن «محدودیت» یا «عدم دسترسی» است. در فارسی معمولاً از عبارت «محروم بودن از دسترسی» استفاده می‌شود.

هل كان هذا مفيداً؟
لا توجد تعليقات بعد. كن أول من يشارك أفكاره!