مذهبی
Relating to or believing in a religion.
The adjective 'mazhabi' describes anything connected to religion, beliefs, or practices.
الكلمة في 30 ثانية
- Relating to or believing in a religion.
- Used for people, places, activities, and things.
- Can be neutral, positive, or sometimes negative.
- Common in daily life, media, and academic texts.
Summary
The adjective 'mazhabi' describes anything connected to religion, beliefs, or practices.
- Relating to or believing in a religion.
- Used for people, places, activities, and things.
- Can be neutral, positive, or sometimes negative.
- Common in daily life, media, and academic texts.
Use in Context
Understand that 'mazhabi' describes a connection to a specific religion or religious practice. Use it when this connection is relevant to the conversation.
Avoid Stereotyping
Be mindful that labeling someone 'mazhabi' can sometimes lead to stereotyping. Use it descriptively rather than judgmentally.
Cultural Nuance
In Iran, 'mazhabi' often implies adherence to Islamic practices, but it can broadly refer to any religion. Context is key.
Distinguish from 'Dini'
While often interchangeable, 'dini' is broader (religious studies), whereas 'mazhabi' often implies active participation or belief in a specific creed.
أمثلة
6 من 8پدر بزرگم مردی بسیار مذهبی بود و هر روز صبح به مسجد میرفت.
My grandfather was a very religious man and went to the mosque every morning.
این کتاب به بررسی ریشههای تاریخی تفکرات مذهبی در ایران میپردازد.
This book examines the historical roots of religious thought in Iran.
برگزاری مراسم مذهبی در این ایام تعطیل رسمی است.
Holding religious ceremonies is an official holiday during these days.
فیلم داستان یک جوان مذهبی را روایت میکند که با چالشهای جامعه مدرن روبروست.
The film tells the story of a religious young man facing the challenges of modern society.
لطفاً هنگام بازدید از این مکان مذهبی، سکوت را رعایت کنید.
Please maintain silence when visiting this religious site.
اون خیلی مذهبی نیست، ولی به باورهای خودش پایبنده.
He's not very religious, but he sticks to his own beliefs.
عائلة الكلمة
نصيحة للحفظ
Imagine a 'Mazda' car (sounds like 'mazhabi') with a tiny mosque on its roof, driving strictly by religious rules on a pilgrimage route. It's 'mazhabi'!
Overview
«مذهبی» واژهای است که در زبان فارسی برای توصیف هر چیزی که به دین و باورهای دینی مربوط میشود، به کار میرود. این کلمه به طور کلی به معنای «دینی» یا «متعلق به مذهب» است.
۱. مفهوم، ظرافتها و بار معنایی:
واژه «مذهبی» بار معنایی خنثی تا مثبتی دارد، اما بسته به بافت و گوینده، میتواند بار معنایی متفاوتی نیز داشته باشد. در معنای اصلی، به هر چیزی که به یک دین خاص یا دینداری مربوط است، اشاره میکند. برای مثال، «کتاب مذهبی» به کتابی گفته میشود که دربردارنده متون دینی است، «مراسم مذهبی» به آیینهایی که پیروان یک دین برگزار میکنند، و «فرد مذهبی» به کسی که به اصول و دستورات دین خود پایبند است. این واژه میتواند به جنبههای مختلفی از زندگی اشاره کند، از باورهای شخصی گرفته تا نمودهای اجتماعی و فرهنگی دین.
۲. الگوهای کاربرد:
«مذهبی» هم در گفتار روزمره و هم در نوشتار رسمی کاربرد دارد. در مکالمات عادی، ممکن است برای توصیف فردی که به طور منظم به مسجد یا کلیسا میرود یا مراسم دینی را به جا میآورد، استفاده شود. در نوشتار رسمیتر، مانند مقالات، گزارشها یا متون آکادمیک، برای اشاره به جنبههای تاریخی، اجتماعی یا سیاسی دین به کار میرود. در مناطق و فرهنگهای مختلف، ممکن است شدت پایبندی به دین که با این واژه توصیف میشود، متفاوت باشد. به عنوان مثال، در برخی جوامع، «فرد مذهبی» به کسی گفته میشود که ظاهری کاملاً سنتی و دینی دارد، در حالی که در جوامع دیگر، ممکن است فردی با پوشش مدرن نیز «مذهبی» تلقی شود.
۳. زمینههای رایج کاربرد:
این واژه در زمینههای گوناگونی به کار میرود:
- زندگی روزمره: توصیف افراد، خانوادهها، تعطیلات یا فعالیتهای دینی (مانند رفتن به زیارت، شرکت در مراسم عزاداری یا جشنهای مذهبی).
- آموزش و تحصیل: در کلاسهای درس دینی، تاریخ ادیان، یا مطالعات اجتماعی برای اشاره به مفاهیم و نهادهای مذهبی.
- رسانهها: در اخبار، فیلمها، سریالها و برنامههای تلویزیونی برای نمایش شخصیتها، وقایع یا بحثهای مرتبط با دین.
- ادبیات: در شعر و داستان برای توصیف شخصیتها، فضاها، یا مضامین مرتبط با دین و معنویت.
- سیاست و اجتماع: برای اشاره به احزاب، گروهها یا جنبشهای سیاسی-اجتماعی با گرایش دینی.
۴. مقایسه با کلمات مشابه:
- دینی: این دو کلمه اغلب به جای هم استفاده میشوند. «دینی» کمی کلیتر است و میتواند به هر چیزی که به دین مربوط است، اشاره کند، در حالی که «مذهبی» معمولاً بر پایبندی و عمل به آموزههای یک دین خاص تأکید بیشتری دارد. هرچند در بسیاری از موارد تفاوت معنایی ناچیزی دارند.
- روحانی: این کلمه بیشتر به امور معنوی، عرفانی و غیرمادی مربوط میشود و لزوماً به معنای پایبندی به یک مذهب خاص نیست. فرد روحانی لزوماً مذهبی نیست و فرد مذهبی نیز لزوماً در جستجوی امور روحانی به معنای عرفانی نیست.
- مقدس: این واژه به چیزی اشاره دارد که دارای ارزش دینی یا معنوی والایی است و مورد احترام و پرستش قرار میگیرد. «مذهبی» توصیفکننده ارتباط با دین است، اما «مقدس» بیانگر جایگاه ویژه و حرمت آن چیز است.
۵. درجهبندی و لحن:
«مذهبی» واژهای نسبتاً خنثی است، اما لحن آن میتواند تحت تأثیر نحوه استفاده قرار گیرد. در گفتار روزمره، لحن معمولاً خنثی یا توصیفی است. در بحثهای جدلی یا انتقادی، ممکن است بار معنایی منفی به خود بگیرد (مثلاً وقتی به شکلی افراطی یا متعصبانه به کار رود). در متون رسمی و آکادمیک، لحن کاملاً خنثی و توصیفی است. باید توجه داشت که استفاده از این واژه برای توصیف افراد، گاهی میتواند با پیشداوری یا کلیشهسازی همراه باشد.
۶. همآیندها (Collocations) رایج:
- فرد مذهبی: شخصی که به دین خود پایبند است.
- جامعه مذهبی: گروهی از مردم که دین مشترکی دارند.
- احساسات مذهبی: عواطف و هیجانات ناشی از باورهای دینی.
- مراسم مذهبی: آیینها و جشنهای دینی.
- مکان مذهبی: مکانی که به دین یا عبادت اختصاص دارد (مانند مسجد، کلیسا، معبد).
- کتاب مذهبی: متون مقدس یک دین.
- تفکر مذهبی: سبک فکری مبتنی بر اصول دینی.
- موسیقی مذهبی: موسیقی که برای مراسم دینی یا با مضامین مذهبی ساخته شده است.
ملاحظات الاستخدام
The term 'mazhabi' is widely used across various registers in Persian. In informal settings, it might be used more casually. However, be aware that in certain contexts, especially when discussing politics or social issues, it can carry connotations of conservatism or adherence to specific religious laws. Avoid using it if you intend to describe someone as purely spiritual or mystical, as 'ruhani' might be more appropriate.
أخطاء شائعة
Learners sometimes confuse 'mazhabi' with 'dini'. While similar, 'mazhabi' often emphasizes practice and adherence, whereas 'dini' can be more general. Also, avoid using 'mazhabi' to describe something that is simply 'holy' or 'sacred'; 'moghaddas' is the correct term for that. Ensure the adjective agrees with the noun it modifies in gender and number if applicable (though 'mazhabi' is often invariant).
نصيحة للحفظ
Imagine a 'Mazda' car (sounds like 'mazhabi') with a tiny mosque on its roof, driving strictly by religious rules on a pilgrimage route. It's 'mazhabi'!
أصل الكلمة
The word 'mazhabi' originates from the Arabic word 'madhhab', meaning 'way', 'path', or 'school of thought', specifically referring to a religious school or doctrine. It entered Persian through Arabic and evolved to mean 'relating to a religion or sect'.
السياق الثقافي
In Iranian culture, religious identity and practice are significant aspects of life for many. The term 'mazhabi' is frequently used in everyday conversation, media, and literature to describe individuals, communities, and practices tied to Islam, but it can also apply to other religions. Public displays of religious observance are common, and understanding the nuances of 'mazhabi' is key to navigating social interactions.
أمثلة
پدر بزرگم مردی بسیار مذهبی بود و هر روز صبح به مسجد میرفت.
everydayMy grandfather was a very religious man and went to the mosque every morning.
این کتاب به بررسی ریشههای تاریخی تفکرات مذهبی در ایران میپردازد.
academicThis book examines the historical roots of religious thought in Iran.
برگزاری مراسم مذهبی در این ایام تعطیل رسمی است.
formalHolding religious ceremonies is an official holiday during these days.
فیلم داستان یک جوان مذهبی را روایت میکند که با چالشهای جامعه مدرن روبروست.
mediaThe film tells the story of a religious young man facing the challenges of modern society.
لطفاً هنگام بازدید از این مکان مذهبی، سکوت را رعایت کنید.
formalPlease maintain silence when visiting this religious site.
اون خیلی مذهبی نیست، ولی به باورهای خودش پایبنده.
informalHe's not very religious, but he sticks to his own beliefs.
این بنای مذهبی یکی از قدیمیترین آثار تاریخی شهر است.
everydayThis religious monument is one of the city's oldest historical sites.
در بخش ادبیات عرفانی، به اشعار مذهبی بسیاری برمیخوریم.
literaryIn the section on mystical literature, we encounter many religious poems.
عائلة الكلمة
تلازمات شائعة
العبارات الشائعة
آدم مذهبی
A religious person (colloquial)
مسائل مذهبی
Religious issues/matters
شدیداً مذهبی
Strictly/highly religious
رسم مذهبی
Religious custom/tradition
يُخلط عادةً مع
While often interchangeable, 'dini' is broader and can refer to anything related to religion (e.g., 'dini studies'). 'Mazhabi' often implies a more active adherence or belonging to a specific religious group or practice.
'Ruhani' relates more to the spiritual, ethereal, or non-material aspects. A person can be 'ruhani' without being strictly 'mazhabi', focusing on inner peace or mysticism.
'Moghaddas' means holy or sacred, referring to something revered. Something is 'mazhabi' because it relates to religion, but it might not necessarily be considered 'moghaddas'.
أنماط نحوية
Use in Context
Understand that 'mazhabi' describes a connection to a specific religion or religious practice. Use it when this connection is relevant to the conversation.
Avoid Stereotyping
Be mindful that labeling someone 'mazhabi' can sometimes lead to stereotyping. Use it descriptively rather than judgmentally.
Cultural Nuance
In Iran, 'mazhabi' often implies adherence to Islamic practices, but it can broadly refer to any religion. Context is key.
Distinguish from 'Dini'
While often interchangeable, 'dini' is broader (religious studies), whereas 'mazhabi' often implies active participation or belief in a specific creed.
اختبر نفسك
جاهای خالی را با کلمه مناسب پر کنید.
کتابخانه دانشکده بخش ویژهای برای کتابهای ______ دارد.
کلمه «مذهبی» به کتابهایی که به دین مربوط هستند اشاره دارد و با مفهوم کتابخانه دانشکده که ممکن است بخشهای مختلفی داشته باشد، همخوانی دارد.
معنی درست کلمه «مذهبی» را در جمله زیر انتخاب کنید.
او در انتخاب لباسهایش بسیار مذهبی عمل میکند.
وقتی گفته میشود کسی در انتخاب لباس «مذهبی» عمل میکند، منظور این است که پوشش او مطابق با دستورات و عرف دینی اوست.
کلمات زیر را مرتب کنید تا یک جمله صحیح بسازید.
فردی / است / بسیار / مذهبی / او
ترتیب معمول در زبان فارسی برای این جمله، فاعل (او)، سپس صفت (فردی)، قید (بسیار) و صفت (مذهبی) و در نهایت فعل (است) است.
جمله زیر را اصلاح کنید.
آنها یک بنای مذهبی قدیمی را ساختند.
در زبان فارسی رسمی، معمولاً نیازی به تکرار «را» بعد از مفعول نیست، مگر اینکه بخواهیم تأکید خاصی روی مفعول داشته باشیم. جمله «آنها بنای مذهبی قدیمی را ساختند» نیز صحیح است اما «آنها بنای مذهبی قدیمی ساختند» رایجتر و طبیعیتر است.
النتيجة: /4
وسائل تعلم بصرية
Word Family
Nouns
- مذهب
- مذهبیگرایی
- دین
Verbs
- مذهب شدن (less common)
Adjectives
- مذهبی
- دینی
- مقدس
Adverbs
- مذهبیگونه
Usage Contexts
Daily Life
- پدرم یک فرد مذهبی است و هر روز نماز میخواند.
- آنها برای یک مراسم مذهبی به شهر دیگری سفر کردند.
Academic
- مطالعه تاریخچه جنبشهای مذهبی در قرن بیستم.
- این مقاله به بررسی تأثیر عقاید مذهبی بر هنر دوره صفویه میپردازد.
Media
- یک فیلم جدید با موضوعات مذهبی در حال اکران است.
- گزارش خبری درباره گردهمایی سالانه پیروان یک مذهب خاص.
Literature
- شخصیت اصلی داستان، مردی مذهبی و پایبند به سنتها بود.
- شاعر در وصف حال و هوای معنوی یک مکان مذهبی سروده است.
الأسئلة الشائعة
8 أسئلةگرچه این دو واژه اغلب به جای هم به کار میروند، «دینی» کلیتر است و به هر چیزی که به دین مربوط باشد اشاره دارد، در حالی که «مذهبی» بیشتر بر پایبندی عملی به یک دین خاص تأکید دارد.
معمولاً بار معنایی خنثی یا مثبتی دارد، اما در برخی بافتها، به خصوص وقتی برای اشاره به تعصب یا افراطگرایی به کار رود، میتواند بار معنایی منفی پیدا کند.
وقتی میخواهید به ارتباط چیزی یا کسی با یک دین خاص، باورها یا اعمال دینی اشاره کنید، از این واژه استفاده کنید. مثلاً «یک فیلم مذهبی» یا «یک روز مذهبی».
خیر، این واژه میتواند برای توصیف مکانها (مانند مسجد مذهبی)، کتابها (کتاب مذهبی)، مراسم (مراسم مذهبی) و حتی افکار و احساسات (احساسات مذهبی) نیز به کار رود.
معمولاً قبل از اسمی که میخواهید توصیف کنید میآید. مثلاً: «او یک فرد مذهبی است.» یا «این یک بنای مذهبی تاریخی است.»
به خودی خود توهینآمیز نیست، اما بسته به لحن و بافت جمله، و همچنین برداشت شنونده، گاهی میتواند با پیشداوری یا برچسب زدن همراه باشد.
بسته به معنای دقیق، کلماتی مانند «دینی»، «روحانی»، «مقدس»، «عبادی» یا «پرهیزگار» ممکن است در برخی بافتها کاربرد داشته باشند.
ریشه این کلمه به زبان عربی بازمیگردد (مذهب). در فارسی باستان واژگان دیگری برای بیان مفاهیم دینی وجود داشته، اما خود واژه «مذهبی» از دوره اسلامی رایج شده است.
مفردات ذات صلة
مزيد من كلمات society
اعضا
A2Members; limbs.
عادالانه
B1Fairly; justly; in a just or equitable manner.
عادل
B1Based on what is right or reasonable; just and fair.
عادلانه
A2Treating people equally according to rules or law.
اعتماد به نفس
B1Self-confident; feeling trust in one's abilities, qualities, and judgment.
اعتراض
B1Protest; a statement or action expressing disapproval of or objection to something.
اعتراض کردن
A1To express disapproval or disagreement; to protest.
اعتیاد
B1Addiction; the fact or condition of being addicted to a particular substance or activity.
اعتیاد پیدا کردن
B1To become addicted; to develop a dependency on a substance or activity.
عدالت
A1Justice, fairness, or righteousness.